نحوه ارزيابي ريسک در محيط کار شما:

 

به اين منظور از 5 گام زير پيروي کنيد:

 

گام اول:  جستجو خطرات

 

گام دوم: تصميم گيري در مورد اينکه چه کسي و چگونه ممکن است صدمه ببيند؟

 

گام سوم: ارزيابي ريسکها و تصميم گيري در مورد اينکه آيا اقدامات احتياطي موجود کافي هستند يا اينکه اقدامات بيشتري بايد انجام گيرد؟

 

گام چهارم: ثبت يافته ها

 

گام پنجم: مرور ارزيابي ها و الزامات

 

در بيشتر شرکتهاي تجاري و خدماتي و بخشهاي صنايع سبک ، خطرات کم و ساده هستند و در عين حال که بررسي آنها ساده مي باشد ولي اينکار ضروري است.حتي اگر شما آن خطرات را بشناسيد. بطور مثال:شما ماشيني داريد که مي تواند باعث آسيب رساني شود و يا يک درب ورودي يا پله غير ايمن وجود داشته باشد که بتواند باعث آسيب رساني شود. در بررسي ريسک اين خطرات مي توانيد به اقدامات احتياطي که مانع بروز صدمات و آسيبها مي شوند دست يابيد.

گام اول جستجوي خطرات:

 

در صورتيکه شما به ارزيابي ريسک مي پردازيد لازم است ببينيد که چه چيزي مي تواند باعث صدمه و آسيب شود.در اين مرحله جزئيات را ناديده بگيريد و بر روي خطرات چشمگيري که در نتيجه آنها آسيبهاي جدي يا صدمه به چندين نفر ايجاد ميشود تمرکز کنيد.

 

نظر کارگران ويا نماينده آنها را نيز در اين موردبپرسيد ، زيرا ممکن است توجه آنها به چيزهايي جلب شده بياشد که شما با قدم زدن در محيط کار ودر مدت اندک نتوانيد آنها را مشاهده کنيد .

 

خطي مشي هاي کارخانه ها يا برگه هاي اطلاعات (Data sheets)  نيز مي توانند در يافتن کانونهاي خطر به شما کمک کنند. بيماريها وحوادث شغلي نيز ميتواند به شما کمک کند.

 

 

 

 گام دوم تعيين اينکه چه کسي و چگونه ممکن است صدمه ببيند؟

 

در اين مرحله افراد زير را هرگز فراموش نکنيد:

 

         ·           کارگران جوان، کار آموزان، مادران جوان و زنان آبستن هر کسي که ممکن است در معرض ريسک خاصي باشد.

 

        ·           نظافت کنندگان ، بازديد کنندگان ، پيمانکاران ،کارگران نگهداري و تعميرات و هر کسي که بطور تمام وقت در محيط کار نيست.

 

        ·           افرادي که شما محيط کارتان را با آنها سهيم هستيد و در صورت  ايجاد تغيير آنها نيز در اثر فعاليتهاي شما مي توانند آسيب ببينند0

 

گام سوم ارزيابي ريسکها و تصميم گيري در مورد اينکه آيا اقدامات احتياطي موجود کافي است يا اقدامات بيشتري بايد انجام گيرد؟

 

بدين منظور شما بايد بررسي کنيد که چطور هر خطري مي تواند سبب آسيب شود .اين مساله مشخص ميکند که آيا شما در محيط کار خود نيازبه کاهش ريسک داريد يا نه؟

 

حتي بعد از انجام اقدامات احتياطي معمولا ميزاني از ريسک در محيط باقي مي ماند . اما آنچه شما بايد در مورد هر خطر چشمگيري تصميم بگيريد اين است که ريسک باقي مانده بالا ،متوسط و يا پايين است.

 

در ابتدا از خود بپرسيد که براي کاهش ريسک تمام قوانين را رعايت کرده ايد بطور مثال براي پيشگيري از خطرات بخشهاي مختلف ماشين آلات دستور العملهاي قانوني وجود دارد.

 

سپس از خود بپرسيد که آيا استانداردهاي صنعتي مورد قبول در اين مکان رعايت شده است يا نه؟ اما در تمام اين مراحل فکر کردن در جهت ايمني بيشتر را رها نکنيد زيرا قانون نيزمي گويد هر آنچه که باعث محيط کار ميشود را بايد  انجام داد.

 

هدف واقعي شما ،کوچکتر کردن ريسکها توسط اقدامات احتياطي ضروري مي باشد. در صورتيکه شما تشخيص داديدکه برخي اقدامات بايد انجام گيرد يک ليست عملکرد تهيه کنيد و آن را در مورد هر ريسک بالايي بکار ببريد . در انجام اين اقدامات از خود بپرسيد :

 

1)     آيا من ميتوانم در يک زمان از چند خطر رهايي يابم؟

 

2)  در صورت جواب منفي ، چطور من مي توانم ريسکهايي را که صدمه هاي غير مشابه اي دارند را کنترل کنم؟

 

در کنترل ريسکها اصول زير را رعايت کنيد:

 

        ·            سعي کنيد که اعمال توام با ريسک را کاهش دهيد .

 

        ·            از بروزخطرات قابل دسترس و پيش و پا افتاده پيشگيري کنيد.

 

        ·            بطور سازمان يافته در جهت کاهش تماس با خطرات تلاش کنيد.

 

        ·           تهيه وسايل حفاظت فردي(PPE)

 

        ·           به منظور تامين کمکهاي اوليه و از بين بردن آلودگي ها ، تسهيلات رفاهي و بهداشتي مورد نياز را تهيه کنيد.

 

بهبود بهداشت و ايمني احتياج به هزينه بالايي ندارد. بطور مثال قرار دادن يک آيينه در گوشه کور در پيشگيري از تصادفات وسايل نقليه کمک خواهد کرد و يا قرار دادن مواد غير لغزنده بر جايگاههاي لغزنده و ليز که همه اينها کارهاي کم هزينه در بررسي ريسکها مي باشند در صورتيکه اگر اين حوادث به وقوع بپيوندند هزينه زيادي را در بر خواهند داشت.

 

در شناسايي خطرات بعد از مشخص کردن محل خطرات به ارزيابي ريسک آنها بپردازيد وقتي که شما به يک مکان مي رويد اطلاعات بيشتري راجع به آن  به دست مي آوريد  و به آنچه که به نظر مي رسد بايد انجام شود پي مي بريد .

 

از کارفرمايان و کارگران در مورد ريسکهاي محيط کارشان و اينکه چه اقدامات احتياطي انجام   داده اند بپرسيد. همينطور به ريسکهايي خواه نا خواه در محيط کار شما هستند توجه کنيد.

 

بطور مثال اگر شما از مواد شيميايي مخاطره آميز استفاده مي کنيدو به ارزيابي ريسکها و اقدامات احتياطي محيط کار پرداخته ايد اينک بايد طبق آيين نامه هاي سلامتي ،مواد مخاطره آميز را به کنترل در آوريدبه اين منظور مي توانيد با بازرسي و تغييراتي در مواد خطرزا به اين امر بپردازيد .

 

گام چهارم: ثبت يافته ها       

 

در صورتيکه کارگران شما کمتر از 5 نفر باشند،احتياجي به ثبت يافته ها نيست، اگر چه ثبت آن براي آگاهي و نگهداري از آنچه که انجام داده ايد مفيد مي باشد.ولي اگر تعداد کارگران شما 5 نفر باشند شما بايد ارزيابيهاي خود را ثبت کنيد.يعني بايد خطرات شديد و  نتايج آنها را يادداشت کنيد .بطور مثال در مورد تاسيسات برق بررسيهاي اتصال زمين و يا در مورد جوشکاري صدا و فيومهاي موجود در اين حرفه و يا در مورد تهويه موضعي ، همينطور بازرسيهاي منظم خود را ثبت کنيد.

 

- مناسب و کافي ، کامل نيست.

 

ارزيابيهاي ريسک بايد مناسب و کافي باشد به اين منظور شما بايد بتوانيد:

 

        ·           يک بررسي صحيح انجام دهيد .

 

      ·           مشخص کنيد که چه کسي ممکن است آسيب ببيند.

 

      ·           تمام خطرات چشمگير را مشخص کرده و محاسبات آن را در مورد افراديکه در معرض آن هستند بدست آوريد.

 

        ·           با انجام اقدامات احتياطي معقول و منطقي ريسک را کم کنيد.

 

ثبت ها را نگه داريد زيرا آنها بعنوان مرجعي خواهند شدکه مي توانيد درآينده به آنها رجوع کنيدو اگر بازرسي در مورد اقدامات احتياطي از شما سوال کند مي توانيد از آنها استفاده کنيد و بتدريج اين کار جزيي از فرهنگ کاري شما خواهد شد. و همينطور شما را در مورد خطرات خاص و اقدامات احتياطي آنها آگاه مي کند و به شما کمک خواهد کرد که الزامات قانوني را انجام دهيد.

 

سعي کنيد کارها را ساده تر کنيد،به اين منظورمي توانيد به اسناد رجوع کنيد،اسنادي چون Manuals ، خط مشي هاي سلامتي و ايمني، قوانين شرکتها،دستو.رالعملهاي کارخانه ها،فعاليتهاي ايمني و بهداشتي خودتان ،ممکن است همه اينها ليستي از اقدامات احتياطي و خطرات را در اختيار شما قرار دهد.لازم نيست که شما همه دستورالعملها را انجام دهيد،ولي بايد اصول کلي همه مستندات ونيز هر يک را به تفکيک بدانيد.

 

 

 

گام پنجم: مرور ارزيابيها و الزامات

 

  بزودي و يا اندکي بعد شما ماشينها، موادو پروسه جديدي را بکار خواهيد بردکه به خطرات جديدي منتهي خواهد شد چنانچه تغييرات زيادي ايجاد نشودارزيابيهاي قديمي را براي محاسبه خطرات جديد بکار ببريد. ارزيابيهايتان را براي هر تغيير جزيي يا شغل جديد اصلاح نکنيد. ولي اگر شغل جديد شامل خطرات جديد شديد باشد لازم است که آنها را در سطح پاييني نگه داريد در هر حال اصلاح ارزيابي ها تهرين خوبي در مرور ارزيابيها از زماني به زماني ديگر است و شما مطمئن خواهيد شد که اقدامات احتياطي شما هنوز موثر است يا نه؟

 

 

 

منتظر نظرات ، پيشنهادات و انتقادات شما دوستان و همکاران گرامي جهت بهبود در کارمان هستيم.

 

اصول دوازده گانه مديريت ريسك

 

 

اصل اول:كليه فعاليتهاي انساني كه در آنها از وسايل و تجهيزات فني استفاده ميشود، مستلزم حدودي از عناصر ريسك است.

 

اصل دوم: از هر خطر شناسايي شده نبايد ترسيد، زيرا همه خطرات قابل كنترل هستند.

 

اصل سوم: به مشكلات با ديدي صحيح و مناسب بنگريد.

 

اصل چهارم: ريسكها بايد طبقه بندي شده و ارزيابي آنها بر اساس دانش، تجربيات و همچنين نيازهاي كارخانه صورت گيرد.

 

اصل پنجم: كليه مقررات و اصول موجود در كارخانه و عناصر سازماني آن بايد طوري طرحريزي شوند كه از يك فلسفه واحد پيروي كنند.

 

اصل ششم:عمليات سيستم همواره با درجه اي از ريسك همراه است، يك تجزيه و تحليل خوب بر ضرورت كاهش وقوع حوادث تاكيد خواهد كرد.

 

اصل هفتم: تجزيه و تحليل ايمني سيستم و ارزيابي ريسك مغايرتي با كنترلهاي مناسب و صحيح فني ومهندسي ندارد.

 

اصل هشتم: تعيين دقيق اهداف و پارامترهاي بررسي ريسك بسيار مهمتر از يافتن روشهاي استانداردشده معمول براي حل مشكلات است.

 

اصل نهم: براي برطرف كردن مشكلات و مسايل ايمني فقط يك " بهترين راه حل" وجود ندارد و تعداد متنوعي از روشها موجود هستند كه اجراي هركدام از آنها ممكن است درجه اي از ريسك را كاهش دهد.

 

اصل دهم: براي اطلاع و استفاده از انواع متدهاي دستيابي به اهداف خاص ايمني، بهترين و موثرترين راه مشاوره با يك طراح است.

 

اصل يازدهم: در عمل رسيدن به ايمني مطلق امكان ندارد.

 

اصل دوازدهم: در برنامه ريزي و طراحي سيستم هيچ" مشكل ايمني" وجود ندارد و تنها مشكلات مهندسي و مديريتي هستند كه در صورت حل نشدن مي توانند منجر به بروز حادثه و شبه حادثه شوند.

 

البته انتقاداتي به اين اصول وارد شده

انتقاد شما چيست؟

در قسمت نظرات در ميان بگذاريد.

 

                          کلياتي در ارتباط با فرهنگ ايمني

 

                                     (حامد زمانی)

عملکرد سيستمهاي ايمني و به تبع آن شاخصهاي مربوطه در نقاط مختلف دنيا با يکديگر متفاوت است. بنا بر نظر دفتر بين المللي کار (I.L.O) امروزه تفاوت معني دار در  ايمني  در ميان کشورهاي مختلف تنها وابسته به تکنولوژي (ديدگاه سخت افزاري و نرم افزاري) نيست بلکه مهمترين اصل در پيشرفت يکپارچه اصول ايمني  و بازتاب آن در محيط کار (پيش نياز اساسي در کاهش وقوع حوادث،آسيبها و بيماريهاي شغلي) توجه به جنبه هاي فرهنگي و اجتماعي (ديدگاه زيست افزاري) است.

گزارشات ناشي از پژوهشها فرهنگ ايمني ضعيف را در شرکتها عامل تعيين کننده حوادث مطرح مي نمايد. از سويي ديگر تغيير در رفتارها و نگرشهاي افراد و تمرکز بيشتر آنها بر ايمني تنها از طريق شکل گيري فرهنگ ايمني تحقق يافته که شکل گيري اين فرهنگ نيز مستلزم درک و شناسايي فرهنگ فعلي سازمان است.

فرهنگ ايمني: مجموعه اي از باورها،هنجارها،انگيزه ها،نقشها و عملکردهاي اجتماعي و فني که موجب کاهش رويارويي کارکنان،مديران،مصرف کنندگان و عموم مردم يا شرايط خطرناک و صدمه رسان شود.

ضرورت اندازه گيري فرهنگ ايمني

پرداختن به راهکارهاي ايمني و بهداشت نظير فرهنگ ايمني در سازمان نه تنها احتمال بروز حوادث را کاهش داده بلکه همچنين داراي داراي منافع اقتصادي و مالي بوده که نشاندهنده بازگشت سرمايه در درازمدت به سازمان مي باشد.

 روشهاي ارزيابي فرهنگ ايمني

آشناترين ابزار براي اندازه گيري جنبه روانشناختي ، پرسشنامه جو/ فرهنگ ايمني است. به اين ترتيب كه باورها ، ارزش ها ، انگيزه ها و ادراك فرد با استفاده از چند پرسش اندازه گيري مي شود.

— مصاحبه گروهي شيوه هاي رويارويي با وضعيت بحراني به عنوان ابزارهاي مکمل در تحقيقات پرسشنامه اي؛

— روش هاي نمونه برداري ايمني با استفاده از چک ليست اعمال نا ايمن در ارزيابي جنبه هاي رفتاري کارکنان سطوح پايين تر؛ رفتارهاي کارکنان رده هاي بالا و مديران بر پايه اقداماتي که براي بهبود وضع ايمني به کار گرفته شده است،گزارش هاي شبه حوادث،بازرسي هاي هفتگي و... بررسي خواهند شد.

— جنبه هاي سازماني نيز که به وسيله مميزي سيستم مديريت ايمني سنجيده مي شود.

طراحي پرسشنامه فرهنگ ايمني

طراحي سوالهاي پرسشنامه فرهنگ ايمني به عنوان ابزاري که توانايي سنجش نگرشها،کيفيت آموزش ايمني و عملکرد مديريت را داشته باشد،کار بسيار ظريف وحساسي است. نکاتي که در تهيه پرسشنامه فرهنگ ايمني بايد به آن توجه شود:

1- پرهيز از پرسش سوالات متعدد و فراوان در بخش سوالات زمينه اي.

2- تعداد سوالات بايد به گونه اي باشد که بتوان به وسيله آنها تمام آيتمهاي فرهنگ ايمني مورد نظر محقق را سنجيد.

3- سوالات در شرکت مورد نظر مصداق داشته باشد.

4- سوالات مورد استفاده از نوع بسته باشند يعني پاسخ آنها قبلا" توسط پژوهشگر مشخص شده باشد.

5- سوالات مفهومي و ساده بوده و به صورت عبارات باز مطرح شوند.

نحوه ارتباط در پژوهش هاي پرسشنامه اي فرهنگ ايمني

روش اجراي پرسشنامه هاي فرهنگ ايمني نيز بهتر است خود اجراي نيمه نظارتي باشد زيرا طبيعت سوالات نگرش و حوادث به شکلي است که اگر از پاسخ دهنده به صورت شفاهي پرسيده شود يا فرد مجبور باشد در حضور افراد ديگر پرسشنامه را تکميل نمايد به احتمال زياد به بعضي از سوالات جواب صحيح ( واقعيت موجود ) نخواهد بود. بنابراين در اين روش پرسشنامه در اختيار فرد قرار مي گيرد و پس از تکميل آن توسط فرد جمع آوري مي گردد و چنانچه پاسخ دهنده ها با سوالي مبهم روبرو شوند در اجراي نيمه نظارتي از پژوهشگر مي پرسند و تفاوت آن با اجراي نظارت شده در اين است که فرد پاسخ دهنده پرسشنامه را در حضور پژوهشگر تکميل نمي نمايد.

نحوه امتيازدهي پرسشنامه ها: امتياز کلي فرهنگ ايمني براي آزمودني برابر مجموع امتيازهايي است که براي تمام سوالات دريافت نموده است. 

تفسير امتيازهاي فرهنگ ايمني

در مقياس ليکرت بايد مجموع امتياز هر پرسشنامه با ميانگين مقياس مقايسه شود.                                                   

 

انگیزش کارکنان

 

 

 

 

                                               (حامد زمانی)

 

مقدمه:

 برای دستیابی به کارکنان خوب و عالی که بتوانند در طول مدت کاربرای سازمان، از حداکثر تلاش و استعداد و تواناییهای خود برای نیل سازمان به اهداف عالیه اش استفاده کنند، نیاز به توجه به علایق و استعدادهای کارکنان و کارمندان موضوع اصلی و مهم به شمار می آید که باید در راس امور قرار گیرد به خصوص در مدیریتهای نوین. علایق کارمندان بسیار متفاوت است. همان طور که روان شناسان بیان کرده اند، از اولین و ابتدایی ترین نیازها، که همان نیازهای جسمانی است شروع شده وبه عالیترین نیازها (همان نیاز به خود یابی و کمال )که در راس هرم ترتیب نیازهای مازلو ،قرار دارد ختم می شود؛ و نسبت به افراد این نیازها متفاوت است . کارمندی وجود دارد که، نیاز جسمانی ( همان نیازهای اولیه و پول ) او را ترغیب و تشویق به کار می کند. وکارمند دیگری نیاز به امنیت، و کارمند دیگر کمال ،عامل رشد و پویایی اوست . پس با این پیش فرض، متوجه می شویم : تامین نیازهای مادی ، برای همه افراد و کارمندان عامل رشد و و فعالیت نیست ، و نیاز به مدیریت منابع انسانی قوی داریم. و بتواند، در بحث عامل ایجاد انگیزه یا همان انگیزش توانا باشد . وبتواند سازمان را دائما" فعال نگه دارد. زیرا که ،اگر پویایی سازمان از بین برود، سازمان به یک سیستم خشک تبدیل خواهد شد که دیری نخواهید پایید. در این راستا باید توجه به مسائلی شود که در پایین به آنها اشاره می کنیم : متن : یادداشتهای اولیه و شرایط کاری، به عنوان مثال: ساعات کاری در هفته یا حد اقل دستمزد،که از جمله ابتدایی ترین نیازهای یک کارمند است . مثلا": در اکثر کشورها و ملتها به این مسئله برخورد میکنیم، که فعالیت کارکنان را دقیقا" برحسب ساعتهای کاری می سنجد . به عنوان مثال: کارگر یا کارمند حتما" باید هفته ای 48 ساعت کارکند، اگر،همان کاریا قطعه راکارگر دیگری در 38 ساعت درست کرده باشد، 10 ساعت هم صرفه جویی نموده است. پس کار وی،هم اثر بخش و هم کارا است .در این صورت باید به چنین کارمندی پاداش داد . زیرا پاداش هر چند نا چیز، مشوق او در این بخش خواهد بود . ودرصدد افزایش کمی و کیفی کار خواهد شد . ولی اگر ببیند، که با همان همکار خود که در 48 ساعت همان قطعه را تولید کرده است . درشرایط یکسان و برابر باشد به هیچ وجه انگیزه ای در او برای بهبودمجدد نخواهد داشت .و او آن 10 ساعت که می توانست در همان بخش برای دستگاه اجرایی مفید باشد را به هدر خواهد داد . عامل بعدی رویه های مناسب برای کارمندان . به قول یک گفته قدیمی ،( همه را با یک چوب نرانید .)همان طور که قبلا"نیزگفتیم: کارمند دوست دارد که با او همان طوری که آرزو دارد وبا روحیاتش سازگار است برخورد و رفتار شود . نه اینکه به او به چشم یک دستگاه نگاه شود . که به ازای حقوق و دستمزد باید برای شرکت یا کارخانه کار کند . پس سعی کنید برای انگیزش بیشتر به روحیات تک تک افراد آشنا باشید و یا اگر خودتان نمی توانید حتما" از نیروهای مجرب داخل ویا خارج سازمانی برای این امر استفاده کنید . دستمزد و حقوقتان را عادلانه کنید . "به کسی که واقعا"زحمت می کشد باید ارج نهاد ." به کسی که دلسوز سازمان یا کارخانه یا شرکت است باید ازاو تجلییل کرد و حقوق و دستمزد و امکانات داد تا باعث انگیزش وی شود والا، نتیجه معکوس خواهد داد. که ممکن است، کم کم شرایط را برای کار سایر کارمندان بد و بدتر نماید . توجه کنید که ابعاد یک سیستم حقوق و دستمزد یکی از وظایف مدیریت منابع انسانی است که باید با مدیراداره یا مدیرسازمان و مقام مسئول در این مورد هماهنگی نماید. زیرا کمبود در این قسمت را کارمندان از چشم مدیریت منابع انسانی می بینند . پس رسیدن به یک سیستم حقوق دستمزد مناسب را، نباید یک مدیر منابع انسانی فراموش کند. مدیریت منابع انسانی به عنوان دست راست مدیریت کل عمل می کند. و برای بهتر انجام دادن وظایفش نیاز به مطالعه علوم مختلف مدیریت به خصوص رفتار سازمانی دارد . تا بتواند کارمند ، و روابط کاری را بهتر درک نماید . این مدیران در حد توان باید با علم روانشناسی برای شناختن مسائلی چون شخصیت ، توانایی و استعداد را یاد گرفته و توسط همان رفتار سازمانی به یاد گرفته های خود ، بسط و گسترش دهند . مدیر منابع انسانی باید بداند که همه کس با پول انگیزش نمی یابد . پس به غیر از پول سایر عواملی هستند که نباید از چشم یک مدیر منابع انسانی خوب که به عنوان یک نیروی ستادی اصلی در سازمان یا شرکت یا کارخانه عمل می کند به دور باشد . نتیجه گیری : انگیزش، عامل محرکی است که سا زمان را همواره پویا نگه می دارد . که برای تولید بیشتر، رضایت بیشتر و پویایی بیشتر، نیازمند آن هستیم . این بحث در تمام بخشهای مدیریت به خصوص در قسمت کارخانه جات اهمیت خود را بیش از پیش نشان داده است. ضمنا": برای رقابت با رقبا همواره نیازمندیم که کارمند از رضایت عالی برخوردار باشد تا توان رقابت را داشته باشیم. منابع و ماخذ: Related text: 1. New approach to Human Resource Management.2005 2. Accel team context in Human Resource Management.2006 3.

 

 

پرتال کارکنان سازمان تامین ...

http://www2.karkard.sso.ir/savabegh/login.htm

آيا ميدانيد؟

 

       · 100 هزار مورد از 370 هزار مورد جراحي مراكز درماني كشورمان مربوط به حوادث است .

       · حوادث پس از بيماريهاي قلب و عروق و سرطان سومين علت اصلي مرگ و مير است

       · اشخاص جوان قادر به درك وضعيت خطرناك نبوده و بهمين علت در موقعيت هاي خطرناك قرار ميگيرند .

       · اشخاص مسن وضع خطرناك را تشخيص داده ولي از توانايي واكنش مناسب برخوردار نيستند .

       · افراد كم وبيش حواس پرت ، عصبي ، داراي روحيه ماجرا جو و استقلال طلب به حوادث بيشتري عارض ميشوند .

       · در امريكا هر روز 17  كارگر درحين اشتغال جان خود را از دست مي دهند .

       · بيش از 80 % حوادث و بيماريهاي ناشي از كار با روشهاي بسيارساده وكم هزينه قابل پيشگيري هستند .

       · سالانه 160 ميليون مورد سوانح شغلي در دنيا رخ داده و حدود 210  هزار مرگ ناشي از كار ، اتفاق مي افتد .

       · بر اساس يافته هاي آماري هر سال حدود 170 ميليون روز كاري در سراسر جهان به خاطر حوادث ناشي از كار از دست ميرود .

       · هر سال نزديك به  80 نفر از داربست سازان و صاحبان مشاغل در بلنديها در شهرهاي مختلف كشور بعلت سقوط از ارتفاع جان مي سپارند .

       · هر روزه در سطح جهاني  500 ـ600  زن و مرد در اثر حادثه در محل كار جان خود را از دست داده و ديگر به خانه بر نميگردند .

       · با نگاهي به آمار جهاني تعداد مجروحين در هر ثانيه بعلت حوادث بالغ بر4 نفر است .

       · مرگ وميرها در بخش حمل و نقل كنيا 10 برابر كارگران همان بخش در دانمارك است

       · مرگ و مير كــارگران ساختماني در گواتمالا10 برابر كــارگران همان بخش در دانمارك است .

       · مرگ و مير كارگران كارخانه ها در پاكستان  8 برابر بيشتر از كارگران كارخانه هاي فرانسه بوده است .

       · صدمات ناتوان كننده همبستگي قوي با تجربه كاري دارند .)  ارگران جديد ـ بدون توجه به سن ـ بيشتر صدمه ميبيننند(

       · مطابق آمار ارائه شده از سوي وزارت كار در نه ماهه اول سال  80 ،علت 8 .53  علت درصد ازحوادث مربوط به بي احتياطي افراد بوده است .

 

در محیط کار ؟

گاهی‌اوقات ایجاد شادابی در محیط کار، دشوار است. ایرادها و سرزنش‌های مدیران به‌خاطر تأخیر کارها یا نحوه‌ی رفتار همکاران و یا حتی طرز نگرش منفی خودتان، مانعی جدی در مسیر شادابی‌ست اما واقعیت این است که دست‌یابی به شادابی یا دست‌کم خرسندی، خیلی مشکل نیست اگر به توصیه‌های زیر توجه کنید:
                                     (با خنده وارد محیط کار خود شوید)

1) سعی‌کنید خوش‌بین باشید: خوش‌بینی، داشتن نگاه مثبت و امیدواری حتی در بدترین شرایط است. خوش‌بینی، قابل یادگیری‌ست. گاهی‌اوقات تظاهر به خوش‌بینی، موجب تقویت و رشد آن می‌شود. خوش‌بینی، نوعی تصمیم‌گیری‌ست که کمک می‌کند از شغل‌تان راضی باشید.

2) نگرش‌تان را تغییر دهید: علت نارضایتی بسیاری از کارکنان، نگرش منفی آنان به کار است. این افراد، همیشه درگیر یک جنگ روانی درونی هستند که آیا عضو مؤثری برای سازمان محسوب می‌شوند یا خیر؟ با این ذهنیت که عضو مفیدی برای سازمان هستید، حس غرورتان را تقویت کنید.

3) قدرشناس شغل‌تان باشید: زندگی شما از طریق شغل تأمین می‌شود. اگر بی‌کار بودید، نمی‌توانستید نیازهای زندگی‌تان را برطرف کنید، بنابراین باید از شغل‌تان سپاس‌گزار باشید.

4) از انتقاد به خود بپرهیزید: بسیاری از افراد وقتی مرتکب خطایی می‌شوند، احساس گناه و شرمساری می‌کنند. به‌جای تأسف، سعی‌کنید از این خطا در جهت بهبود و رشد، درس بگیرید. از انتقاد منفی به خود بپرهیزید و سعی‌کنید خود را به‌خاطر موفقیت‌های هرچند جزئی تحسین کنید.
:
                                     (با خنده وارد محیط کار خود شوید)


5) با همکاران‌تان با نرمش و گذشت رفتار کنید: گذشت در هر شرایطی -به‌ویژه برای افرادی که همه‌روزه آنان را می‌بینیم- دشوار است. اگر کسی شما را آزرده‌خاطر یا ناراحت کرد، او را ببخشید چرا که کینه‌ورزی بر سلامت جسم و روان، اثر منفی می‌گذارد.

6) از خودتان حمایت کنید: انسان وقتی زیر فشار روانی و انتقاد دیگران است، به‌ندرت می‌تواند شاد باشد. بیش‌تر افراد ترجیح می‌دهند که در چنین شرایطی، به‌جای مقابله‌به‌مثل، سکوت کرده یا اتاق را ترک کنند اما شما چنین کاری را نکنید؛ اجازه ندهید استرس و انتقادها، ناامیدتان کند. محکم بایستید و از خودتان حمایت کنید. این اقدام، موجب تقویت اعتمادبه‌نفس می‌شود.
:
                                     (با خنده وارد محیط کار خود شوید)


7) شایعه‌سازی نکنید: شایعه، اعتمادبه‌نفس، روابط و اتحاد را از بین می‌برد و در‌عوض، خصومت، کینه و بدبینی به‌وجود می‌آورد و می‌تواند بهره‌وری را کاهش دهد. شایعه، هیچ جنبه‌ی مثبتی ندارد. افراد وقتی شایعه می‌سازند، نمی‌دانند چه عواقبی به‌دنبال دارد. اگر می‌خواهید درباره‌ی شما شایعه‌ای نسازند، اجازه ندهید که برای دیگران شایعه بسازند.

8) صمیمی باشید: این یک واقعیت است که کار، وقتی جذاب‌تر می‌شود که همکاران خود را دوست داشته باشید. وقتی با دیگران رفتاری دوستانه و مسالمت‌آمیز داشته باشید، محیطی همراه با محبت و صمیمیت به‌وجود می‌آورید.

9) انتظار تغییر داشته باشید و خود را برای آن آماده کنید: کارکنان، بیش‌تر از هر زمان دیگری در معرض تغییرات قراردارند. این تغییرات شامل سازگاری با خط‌مشی‌ها و رویه‌ها، فن‌آوری‌های جدید و رشد سریع کوچک‌سازی‌ست. وقتی تغییرات رخ‌می‌دهد، افراد به لحاظ مسؤولیت‌پذیری و توسعه‌ی فن‌آوری جدید، احساس خطر می‌کنند.

10) درخواست انتقال کنید: اگر به همه‌ی توصیه‌ها عمل کردید و فایده‌ای نداشت، آن‌گاه تصمیم‌بگیرید که تقاضای مرخصی بلندمدت یا انتقال کنید. اگر شغل‌تان جذابیت و نشاط کافی نداشت، آن را رهاکنید و به‌دنبال مشاغل جذاب‌تری باشید.
 

همواره به‌خاطر داشته باشید که شادمانی در محیط کار، نیازمند تلاش‌های مستمر است. شما نمی‌توانید نظاره‌گر اطراف باشید و هیچ کاری نکنید و فقط با آرزوی شادی، انتظار رخ دادن آن را داشته‌باشید. رضایتمندی و شادمانی در محیط کار، نیازمند برداشتن گام‌های اساسی‌ست که روزانه باید انجام دهید. شادمانی را باید ایجاد و سپس آن را حفظ کرد. با استفاده از این استراتژی‌ها و تلاش آگاهانه، به‌سادگی می‌توانید شادی را در محیط کارتان به ارمغان آورید.

اصول مديريت كيفيت

(حامد زمانی)

 

 

چكيده

اين سند هشت اصل مديريت كيفيت كه در استانداردهاي سيستم مديريت كيفيت بر مبناي سري ايزو 9000-2000 كاربرد دارد را معرفي مي‌نمايد. مديريت ارشد هر سازمان مي‌تواند از اين اصول بعنوان چارچوبي براي راهنمايي سازمان خويش به منظور بهبود عملكرد ها استفاده نمايد.

منبع : Intrnational Organization for Standardization. 2006. Quality management principles. http://www.iso.ch/iso/en/iso9000-14000/understand/qmp.html

كليدواژه : كيفيت؛ مديريت كيفيت؛ استاندارد كيفيت؛ سيستم مديريت كيفيت؛ ايزو؛ بهبود عملكرد


اصل اول: تمركز بر مشتري (Customer Focus)

هر سازماني به مشتريان خود وابسته است و بايد نيازهاي حال و آينده آنان را درك نمايد و نيازمندي هاي مشتريان خود را برآورده نمايد. علاوه بر اين سازمان ها بايد براي عبور از انتظارات مشتريان خود برنامه ريزي و تلاش نمايند.

تمركز بر مشتري و درك نيازهاي حال و آينده او باعث پاسخگويي منعطف و سريع سازمان به فرصت هاي بازار و در نتيجه افزايش سود سهام و سهم بازار براي سازمان خواهد شد.

رضايت مشتريان با افزايش اثربخشي بكارگيري منابع سازمان، افزايش يافته و بهبود وفاداري مشتري به سازمان باعث ماندگاري در تجارت مي گردد.

بكارگيري اصل تمركز بر مشتري عموما باعث مي گردد كه سازمان:

•        براي درك نيازها و انتظارات مشتريان تحقيقات لازم را صورت دهد.

•        از ارتباط اهداف سازماني با نيازها و انتظارات مشتريان اطمينان حاصل نمايد.

•        ارتباطات درون سازماني را در راستاي نيازها و انتظارات مشتريان هدايت نمايد.

•        رضايت مشتريان را اندازه گيري نموده و بر مبناي نتايج حاصل از آن اقدام نمايد.

•        ارتباطات با مشتريان را به صورت سيستمي مديريت نمايد.

•        از وجود توازن بين رضايتمندي مشتريان و ساير ذينفعان سازمان (نظير مالكين، كاركنان، سرمايه گذاران، انجمن ها و مجامع محلي) اطمينان حاصل نمايد.

اصل دوم: رهبري در مديريت (Leadership)

مدير سازمان كه از منش رهبري برخوردار است بايد مقاصد و جهت گيري يكنواختي را در سازمان ايجاد نمايد و  محيط داخلي سازمان را به گونه اي ايجاد و نگهداري نمايند كه كاركنان بتوانند در دستيابي به اهداف سازماني كاملا مشاركت نمايند.

مديريت سازمان با منش رهبري باعث مي گردد كاركنان مقاصد و اهداف سازماني را درك نموده و براي دستيابي به آنها از انگيزه كافي برخوردار شوند. علاوه بر اين با بكاربستن منش رهبري فعاليت هاي سازمان ارزيابي شده و در مسيري يكسان، منظم گرديده و استقرار مي يابد و در نتيجه فقدان ارتباط بين سطوح مختلف سازمان به حداقل خود خواهد رسيد.

بكارگيري اصل رهبري در سازمان عموما باعث مي گردد كه:

•        نيازهاي تمامي ذينفعان سازمان شامل مشتريان، مالكين،‌كاركنان،‌ تامين كنندگان، سرمايه گذاران، انجمن هاو مجامع محلي در نظر گرفته شود.

•        اهداف چالش برانگيز با زمانبندي مشخص تنظيم گردد.

•        ارزش هاي مشترك، مدل هاي اخلاقي و جوانمردي در تمامي سطوح سازمان ايجاد شده و تقويت گردد.

•        اعتماد ايجاد گرديده و ترس از ميان برود.

•        كاركنان با منابع مورد نياز،‌ برخوردار از آموزش و آزادي عمل با داشتن مسووليت و پاسخگويي فعاليت نمايند.

•        كاركنان براي نقش و سهم خود اميدوار و دلگرم گرديده و آنرا تشخيص دهند.

اصل سوم: مشاركت كاركنان (Involvement of people )

كاركنان جوهره سازمان بوده و مشاركت آنها باعث خواهد گرديد تا توانايي هايشان  مزيت سازمان محسوب گردد. ايجاد انگيزه،‌ تعهد و مشاركت كاركنان نسبت به سازمان،  نوآوري و خلاقيت در پيشبرد اهداف سازمان را به ارمغان خواهد آورد.

ايجاد مسووليت پاسخگويي كاركنان در رابطه با عملكردشان و همچنين ايجاد اشتياق در مشاركت و همكاري ايشان زمينه ساز بهبود مستمر در سازمان خواهد بود.

بكارگيري اصل مشاركت كاركنان در سازمان عموما باعث مي گردد كه:

•        كاركنان اهميت همكاري و نقش خود را در سازمان درك كنند.

•        كاركنان محدوديت هاي عملكردشان را شناسايي كنند.

•        كاركنان مالكيت مسايل را پذيرفته و مسووليت حل آنها را عهده دار شوند.

•        كاركنان عملكرد خود را در راستاي مقاصد و اهداف شخصي ارزيابي نمايند.

•        كاركنان فعالانه فرصت هاي افزايش صلاحيت،‌ دانش و تجربه خود را جستجو نمايند.

•        كاركنان آزادانه دانش و تجربيات خود را به اشتراك گذارند.

•        كاركنان آشكارا در خصوص مسايل و عواقب آن بحث كنند.

اصل چهارم: رويكرد فرايندي (Process approach)

نتايج مورد نظر در سازمان هنگامي كه فعاليت ها و منابع مرتبط به صورت فرايندي مديريت مي شوند،‌ با اثربخشي بيشتر حاصل مي گردند. رويكرد فرايندي باعث هزينه كمتر و چرخه زماني كوتاهتر در استفاده از منابع بوده و نتايج بهبود يافته،‌ سازگار و قابل پيش بيني را براي سازمان به ارمغان خواهد آورد. همچنين رويكرد فرايندي بر فرصت هاي بهبود متمركز خواهد گرديد و آنها را اولويت بندي مي نمايد.

بكارگيري اصل رويكرد فرايندي در سازمان عموما باعث مي گردد كه:

•        فعاليت هاي ضروري به منظور دستيابي به نتايج مورد نظر به صورت سيستمي تعريف شوند.

•        مسووليت و پاسخگويي براي مديريت فعاليت هاي كليدي به صورت شفاف ايجاد گردد.

•        قابليت فعاليت هاي كليدي اندازه گيري و تجزيه و تحليل گردد.

•        فصول مشترك فعاليت هاي كليدي در تعامل با بخش هاي سازمان شناسايي گردد.

•        بر عواملي نظير منابع،‌ روش ها و مواد كه فعاليت هاي كليدي سازمان را بهبود خواهند بخشيد، تمركز گردد.

•        ريسك ها، پيامدها و اثرات فعاليت هاي مشتريان،‌ تامين كنندگان و ساير ذينفعان ارزيابي گردد.

اصل پنجم: رويكرد سيستمي به مديريت (System approach to management)

شناسايي،‌ درك و مديريت فرايند هاي مرتبط به هم بعنوان يك سيستم، كارآيي و اثربخشي سازمان را در دستيابي به اهداف خود بهبود مي بخشد.

مديريت سيستمي با يكپارچه  و مرتب نمودن فرايندها بعنوان بهترين روش دستيابي به نتايج مورد نظر، سازمان را از قابليت تمركز تلاش بر روي فرايندهاي كليدي برخوردار مي سازد و در ذينفعان سازمان اعتماد سازي به سازگاري، كارآمدي و اثربخشي سازمان را ايجاد نموده و توسعه مي بخشد.

بكارگيري اصل رويكرد سيستمي به مديريت در سازمان عموما باعث مي گردد كه:

•        يك سيستم براي دستيابي به اهداف سازماني در بهترين حالت كارآمدي و اثربخشي آن پايه ريزي گردد.

•        بستگي دو طرفه بين فرايندهاي سيستم درك گردد.

•        نقش ها و مسووليت هاي مورد نياز براي دستيابي به اهداف مشترك بهتر درك گرديده و از اين بابت موانع بين بخشي كاهش يابد.

•        قابليت هاي سازماني درك شده و قيود منابع قبل از عمل ايجاد گردد.

•        تعريف و هدف گذاري براي اينكه فعاليت هاي ويژه در يك سيستم چگونه بايد عمل نمايند.

•        سيستم بر پايه اندازه گيري ها و ارزيابي هايش به صورت مستمر بهبود يابد.

اصل ششم: بهبود مستمر (Continual improvement)

بهبود مستمر عملكرد سراسري سازمان بايد يك هدف پايدار براي آن سازمان باشد. در اين حالت قابليت سازماني بهبود يافته، مزيت عملكردي هر سازمان خواهد گرديد و همترازي فعاليت هاي بهبود در تمامي سطوح سازمان به منظور تصميم گيري راهبردي ايجاد خواهد گرديد و در نهايت با اصل قراردادن بهبود مستمر در سازمان انعطاف براي واكنش در برابر فرصت ها پديد خواهد آمد.

بكارگيري اصل بهبود مستمر در سازمان عموما باعث مي گردد كه: 

•        يك رويكرد جامع و سازگار در تمام سازمان براي بهبود مستمر عملكرد بكارگرفته شود.

•        منابع انساني آشنا به روش ها و ابزار بهبود مستمر تامين گردد.

•        بهبود مستمر در محصولات، فرايندها و سيستم ها يك هدف مشترك براي يكايك كاركنان سازمان تعريف گردد.

•        مقاصدي براي هدايت و اقداماتي براي ردگيري بهبود مستمر ايجاد گردد.

•        بهبود هاي صورت گرفته، تشخيص داده شده و تصديق گردند.

اصل هفتم: تصميم گيري بر مبناي واقعيت ها (Factual approach to decision making)

در هر سازمان تصميمات موثر بر مبناي تجزيه و تحليل داده ها و و توليد اطلاعات ميسر است. تصميمات آگاهانه، افزايش توانايي براي اثبات اثربخشي تصميمات گذشته بر مبناي مراجع و سوابق واقعي و همچنين افزايش توانايي براي بازنگري، به چالش كشيدن و تغيير عقايد و تصميمات از جمله مزاياي بكارگيري اصل تصميم گيري بر مبناي واقعيت ها است.

بكارگيري اصل تصميم گيري بر مبناي واقعيت ها در سازمان عموما باعث مي گردد كه: 

•        از كفايت و دقت داده ها و اطلاعات اطمينان حاصل گردد.

•        داده ها براي كساني كه به آنها نياز دارند در دسترس باشد.

•        داده ها و اطلاعات با استفاده از روش هاي معتبر تجزيه و تحليل شوند.

•        تصميم گيري و اقدامات اجرايي بر مبناي تجزيه و تحليل واقعي در كنار تجارب و بصيرت صورت پذيرد.

اصل هشتم: ارتباط سودمند و دوطرفه با تامين كنندگان (Mutually beneficial supplier relationships )

سازمان و تامين كنندگان آن به يكديگر وابسته هستند و رابطه سودمند و دو طرفه، توانايي هر دو را براي ايجاد ارزش افزايش مي دهد. افزايش توانايي ايجاد ارزش براي هر دو طرف در نتيجه انعطاف و سرعت در پاسخگويي به تغييرات بازار يا نيازها و انتظارت مشتريان ايجاد مي گردد و باعث بهينه نمودن هزينه ها و منابع خواهد گرديد.

بكارگيري اصل ارتباط سودمند و دوطرفه با تامين كنندگان در سازمان عموما باعث مي گردد كه: 

•        ارتباطي متوازن بين ملاحظات كوتاه مدت و بلند مدت ايجاد گردد.

•        تخصص ها و منابع بين يكديگر به اشتراك گذاشته شود.

•        • تامين كنندگان كليدي شناسايي و انتخاب گردند.

•        ارتباطات شفاف و آشكار بر قرارگردد.

•        اطلاعات و طرح هاي آينده به اشتراك گذاشته شود.

•        تشريك مساعي در توسعه و بهبود فعاليت ها صورت گيرد.

•        تامين كنندگان براي تشخيص بهبودها و موفقيت ها تشويق شده و دلگرم گردند.

 

 

                                  اصول دوازده گانه مديريت ريسك

اصل اول:كليه فعاليتهاي انساني كه در آنها از وسايل و تجهيزات فني استفاده ميشود، مستلزم حدودي از عناصر ريسك است.

 

اصل دوم: از هر خطر شناسايي شده نبايد ترسيد، زيرا همه خطرات قابل كنترل هستند.

 

اصل سوم: به مشكلات با ديدي صحيح و مناسب بنگريد.

 

اصل چهارم: ريسكها بايد طبقه بندي شده و ارزيابي آنها بر اساس دانش، تجربيات و همچنين نيازهاي كارخانه صورت گيرد.

 

اصل پنجم: كليه مقررات و اصول موجود در كارخانه و عناصر سازماني آن بايد طوري طرحريزي شوند كه از يك فلسفه واحد پيروي كنند.

 

اصل ششم:عمليات سيستم همواره با درجه اي از ريسك همراه است، يك تجزيه و تحليل خوب بر ضرورت كاهش وقوع حوادث تاكيد خواهد كرد.

 

اصل هفتم: تجزيه و تحليل ايمني سيستم و ارزيابي ريسك مغايرتي با كنترلهاي مناسب و صحيح فني ومهندسي ندارد.

 

اصل هشتم: تعيين دقيق اهداف و پارامترهاي بررسي ريسك بسيار مهمتر از يافتن روشهاي استانداردشده معمول براي حل مشكلات است.

 

اصل نهم: براي برطرف كردن مشكلات و مسايل ايمني فقط يك " بهترين راه حل" وجود ندارد و تعداد متنوعي از روشها موجود هستند كه اجراي هركدام از آنها ممكن است درجه اي از ريسك را كاهش دهد.

 

اصل دهم: براي اطلاع و استفاده از انواع متدهاي دستيابي به اهداف خاص ايمني، بهترين و موثرترين راه مشاوره با يك طراح است.

 

اصل يازدهم: در عمل رسيدن به ايمني مطلق امكان ندارد.

 

اصل دوازدهم: در برنامه ريزي و طراحي سيستم هيچ" مشكل ايمني" وجود ندارد و تنها مشكلات مهندسي و مديريتي هستند كه در صورت حل نشدن مي توانند منجر به بروز حادثه و شبه حادثه شوند.

 

 

                                    ايمني ماشين آلات و خطرات مكانيكي

ايمني ماشين آلات و خطرات مكانيكي :
تعريف ماشين :
ماشين ، مجموعه اي از قطعات متحرك و ثابت ميباشد كه اين مجموعه بر روي فريم (قاب) قرار است . از بعد ايمني ، ماشينهاي ناقص به ماشينهايي گفته ميشود كه داراي يك يا مجموعه اي از خصوصيات زير باشند.

1- ماشين تاقص ( نا ايمن ) به ماشيني گفته ميشود كه منطقه عملياتي آن فاقد يكي سيستم ايمني يا حفاظ باشد.
تعريف منطقه عملياتي : در ماشين ، منطقه عملياتي منطقه ايست كه ماده اي به يك فرم وارد و به فرم ديگر خارج ميشود . بعنوان مثال در ماشين خم كن ورقهاي فلزي با ضخامتهاي مختلف از يك طرف بصورت يك پارچه وارد شده و پس از خم دار شدن خارج ميشوند ، يا در ماشينهاي برش ورق ( آهنبر) ورق آهن وارد ميشود و پس از تكه تكه شدن به فرمهاي مختلف خارج ميشود ويا در ماشين تراش قطعه يا ميلگردي بصورت استوانه بسته ميشود و پس از مخروطي شدن و يا دندانه دار شدن خارج ميگردد و يا در پرس ها ، ورق فاقد شكل در زير سمبه يا در قالب كه در زير سمبه قرار ميگيرد ، و به فرمي از فرمها درمي آيد.

2- ماشين ناقص ( نا ايمن ) ماشيني است كه سيستم انتقال نيرو در اين ماشين در معرض تماس باشند.
(انواع چرخها، تسمه ها ، پولي ها ، شفت هاي در حال چرخش ، و نظاير آن )
3- ماشيني نا ايمن است كه سيستم ترمز اضطراري در مواقع لزوم نداشته باشد . ( سيستم ترمز اضطراري سيستمي است كه ميتواند در هنگاميكه اپراتور بخواهد با فشار دادن سوئيچها يا اهرمهاي پدالي شكل توسط دست يا پا قسمت متحرك ماشين را در كسري از ثانيه متوقف نمايد .
4- ماشيني نا ايمن است كه داراي لبه هاي تيز و برنده باشد.
5- ماشيني ناقص است كه سيستم روغن رساني آن بجاي يك مخزن چند مخزن باشد.‌
6- ماشين نا ايمني است كه يكي آلو دگيهاي شيميا يي يا فيز يكي را دارد يا خطرات ديگري را توليد مي كند ما نند گرماي بسيار زياد- دود- صداي زياد
7- ماشين نا ايمن است كه نسبت به ماشينهاي مشابه خود از شكل نامنظم هندسي و خيلي بزرگ باشد. وسيله
Compact باشد. هر چه از نظر ايمني فضاي كمتر وسيله اشغال كند فضاي بيشتري براي كارگر بوجود مي آيد ومانور دستگاه بيشتر ميشود.
8- ماشيني ناقص است كه نور را منعكس مي كند وسطوح صاف و صيقلي درخشان نداشته باشد.
چون باعث كوري لحظه اي شده و همين لحظه كافيست تا حادثه بوجود بيايد.
9- ماشيني ناقص كه از سكوهاي مخصوص جهت بالا رفتن از ماشين و انجام عمليات بار دهي برخوردار
نباشد.

خطرات مكانيكي :
خطرات مكانيكي ، از انواع خطرات هستند كه بخاطر حركت و نيرو متمايز شده اند . خطرات مكانيكي به انواع زير تقسيم شده اند .

 خطر مكانيكي سقوطï
 خطر مكانيكي پرتابï
 خطر مكانيكي گيرايشï
ï خطر مكانيكي له شدگي
 خطر مكانيكي سطوح داغ و سردï
 خطر مكانيكي NIPï
ï خطر مكانيكي برش

خطر مكانيكي سقوط :
در خطر سقوط ، اجسام تحت تاثير نيروي جاذبه زمين با انرژي كافي از طبقات بالاتر به پايين سقوط ميكنند و مسلما پس از برخورد به ديگر اجسام يا اشخاص سبب آسيب خواهند شد. امروزه بسياري از عمليات در صنايع وجود دارد كه خطر مكانيكي سقوط ، مشكلي حل نشدني براي آنها شده است بعنوان مثال در صنايع ساختماني ( ساخت ساختمانهاي بلند ، سدسازي ، تونل سازي ، پل سازي و معادن ) و همچنين در سيستم حمل و نقل ( حمل و نقل توسط ليفتراك برقي و يا بنزيني ، حمل و نقل دستي ، حمل و نقل توسط جرثقيلهاي سقفي ، ) خطر سقوط بيشتر مشاهده ميشود .

راه حل :
استفاده از انواع كلاههاي حفاظتي ، انواع نرده كشي ها ، محصور كردن ، استفاده از تابلو و علايم هشدار دهنده ، انواع كمربندهاي ايمني و آموزش به پرسنل

خطر مكانيكي پرتاب :
در اين خطر ، اجسام ريز و درشت و يا قطعات درشت كوچك با انرژي زيادي به اطراف پراكنده ميشوند و در مسير خود ميتوانند پس از برخورد با اشخاص و يا ديگر اجسام ، آسيب و خسارت برساند . عملياتي كه اين خطر بيشتر ديده ميشود عبارتند از : سنگ زني و سنگ كاري ، عمليات جوشكاري ، برشكاري ، تراشكاري ، پوليش كاري ، سوهان كاري ، برش فلزات توسط گاز استيلن
راه حل :
ايزولاسيون

خطر مكانيكي گيرايش :
اين خطر مكانيكي وقتي بوجود مي آيد كه يك جسم در حال حركت و ديگري ثابت ، يا هر دو متحرك داراي لبه هاي تيز و سطوح خشن كه قابليت گرفتن پوست دست و يا لباس و يا چنانچه اپراتور داراي دستبند يا ساعت و يا انگشتر داشته باشد ميتواند اين خطر را براي اپراتور بوجود آورد. خطر مكانيكي گيرايش ممكن است خود به تنهايي چندان خطرناك نباشد اما اين امكان را دارد كه شخص را به ديگر خطرات سوق دهد . مثالهايي كه در رابطه با خطر مكانيكي گيرايش ميتوان نام برد عبارتند از :
1- شفت در حال گردش : يا محورهاي در حال چرخش در حاليكه داراي لبه هاي تيز و يا سطوح خشن باشد اين توانايي گرفتن هاي ناگهاني را دارد از اين نظر توصيه ميشود كه اپراتور در هنگام كار ماشينهايي كه داراي قسمتهاي گردان است از پوشيدنلباسهاي آستين بلند خودداري كند و يا از كشهاي مخصوص جهت بستن آستين استفاده نمايد يا آستين خود را بالا بزند و از پوشيدن پيراهن يا روپوش گشاد و يا احتمالا شال گردن و يا كراوات يا دستمال گردن ، مو و ريش بلند خودداري شود.
2- خار داخل يك شفت در حال گردش
3- نوار نقاله يا تسمه در حال گردش
4- كوپلينگ هاي در حال گردش

عملياتي كه در صنعت داراي خطر مكانيكي گيرايش ميباشند متنوع و زياد ميباشدليكن بعضي از آنها را بصورت زير نام ميبريم :
- عمليات سوراخكاري توسط ماشينهاي دريل
- تراشكاري در ماشين تراش ( منطقه سه نظام و قطعه بسته شده به سه نظام )
- عمليات فرز كاري

خطر مكانيكي له شدگي :
اين خطر توسط دو جسم متحرك بوجود مي آيد كه يكي از اجسام ممكن است ثابت و ديگري متحرك يا هر دو متحرك باشند به نحوي كه جسم متحرك تا فاصله 2 تا 12 اينچي به جسم ثابت نزديك شود يا دو جسم تا فاصله 2 الي 12 اينچي به يكديگر نزديك ميشوند ليكن دو جسم به نقطه تماس نميرسند. حال چنانچه بازو و يا ساق پا و يا ديگر اعضاي بدن در فاصله بين اين دو جسم قرار گيرد ، امكان له شدگي وجود دارد . له شدگي در ماشينهايي مشاهده ميشود كه آن ماشين داراي ميز متحرك افقي ميباشد يا بعبارت ديگر داراي حركت رفت و برگشتي ميباشد . مثل ماشين صفحه تراش . حال چنانچه فاصله بين انتهاي كورس حركت برگشتي ميز با ديوار مجاور و يا با ماشين مجاور در نظر گرفته نشده باشد امكان له شدگي بين ميز و ديوار چنانچه شخصي در اين فاصله باشد، وجود دارد .

خطر مكانيكي سطوح داغ و سرد :
اين خطر مكانيكي را عامل شوك نيز مينامند يعني فرد بطور ناگهاني دچار شوك ميشود و ممكن است آسيب ببيند . سطوح داغ يا سرد ممكن است خود به تنهايي چندان خطرناك نباشد اما شخص را به ديگر خطرات سوق ميدهد سطوح داغ مثل : صفحات ناشي از عمليات جوشكاري ، لحيم كاري، دريل كاري ، فلز كاري ، سنگ زني ، تراشكاري ، پوليش كاري و سطوح داغ ناشي از عمليات ريخته گري ، انواع المنتها و سطوح سرد در لوله هاي عبور گازهاي سرمازا . راه حل در اين نوع خطرات عمدتا در صورت امكان استفاده از افزايش فاصله و يا عمل عايق كردن و يا ساخت يكنوع حصار محصور كننده به دور خطر مكانيكي مربوطه ميباشد.

خطر مكانيكي NIP ( به داخل كشيدن )
اين خطر وقتي بوجود مي آيد كه دو جسم متحرك يكي يا هر دو داراي حركت دوراني نيز باشند و به يكديگر نزديك شوند تا اينكه به حد نقطه تماس ميرسند و در نتيجه امكان دارد كه دست انسان يا عضوي از بدن به داخل دستگاه كشيده و خرد شود مانند دو چرخدنده درگير با هم يا چرخ و زنجير يا غلطكهاي دوار . غلطكهاي دوار در صنايع كاغذ سازي ، نساجي ، لاستيك و پلاستيك سازي داراي خطر
مكانيكي NIP ميباشند .

خطر مكانيكي برش (SHEAR)
اين خطر مكانيكي وقتي بوجو مي آيد كه يك جسم با لبه هاي تيز ثابت و جسم ديگر با لبه هاي تيز و بران متحرك يا هر دو لبه متحرك با فاصله بسيار كمي از كنار يكديگر ميگذرند حال چنانچه عضوي ما بين دو لبه قرار گيرد احتمال قطع شدن آن وجود دارد .اكثر كسانيكه با ماشينهاي برش برقي ورق بر كار ميكنند نوك انگشتان دست يا برخي از انگشتان دست خود را از دست داده اند يعني اپراتور در ماشينهاي برشي كه سيستم ايمني نداشته ، جهت تنظيم قطعه ، دست خود را در نزديكي هاي منطقه عملياتي برده كه ناگهان بنابر دلايلي ماشين به حركت درآمده و شخص دچار آسيب شده است . البته بعضي اوقات ماشين داراي سيستم ايمني ميباشد ولي بنابر دلايلي اپراتور، سيستم ايمني را از ماشين جدا نموده و آنرا كنار گذاشته است كه مديران ايمني و سرپرستان بخش ميبايست از انجام چنين كاري ممانعت به عمل بياورند .
.
ايمني برق و جلوگيري از برق گرفتگي :

بارزترين خطري كه استفاده از انرژي الكتريكي ايجاد ميكند عبارتند از :
1- خطرات ناشي از توليد حرارت نا مطلوب
2- برق گرفتگي
مقاومت بدن انسان در مقابل برق :
بدن انسان داراي ساختمان فيزيولوژيكي مخصوصي است كه كمابيش هادي جريان برق ميباشد لذا بدن انسان داراي مقاومتي است و زماني انسان دچار برق گرفتگي ميشود كه دو نقطه از بدن انسان با دو نقطه از يك سيم الكتريكي كه در ولتاژهاي مختلف ميباشد تماس حاصل نموده و در اثر اين تماس و اختلاف ولتاژ جريان الكتريكي بين اين دو نقطه برقرار گردد .
مقاومت بدن افراد مختلف با هم فرق ميكند . همچنين مقاومت مسير عبور جريان در قسمت هاي مختلف بدن متفاوت است . ولي چيزي كه كاملا مشخص است پوست و استخوان ، چربي و غضروف نسبت به عضلات و خون مقاومت بيشتري را در مقابل عبور جريان برق نشان ميدهند و بزرگترين مقاومت بدن در قشر پوست كه فاقد عصب و رگهاي خوني است . به همين دليل در ابتدا برق گرفتگي ، كه پوست محل ورود و خروج جريان سالم است جريان عبوري كمتر است و لي بعد از مدت كمي كه لايه پوست از بين ميرود جريان عبوري با توجه به پايين آمدن مقاومت بدن بيشتر ميشود . در محيطهاي گرم و مرطوب كه معمولا با عرق كردن همراه است مقاومت الكتريكي پوست خيلي كم ميشود و برق گرفتگي شديدتر خواهد بود .
بطور كلي عوامل زير باعث تغيير مقاومت بدن انسان ميشوند :
1- ضخامت پوست
2- وضع رطوبت پوست ، درجه حرارت و مقدار نمك پوست
3- سطح تماس پوست به قسمت برقدار
4- شدت جريان الكتريكي
5- مسير عبور جريان
6- مدت عبور جريان
7- نوع جريان الكتريكي و فركانس
وضع روحي شخص نيز ممكن است در تغيير مقاومت موثر باشد ، خنده زياد ، هيجانات و ‌ گريه مقاومت بدن را كمتر از حالت آرام مي نمايد .
مقدار جريان خطرناك براي برق صنعتي 50 تا 60 هرتز ، 25 ميلي آمپر تعيين گرديده است .

عوارض ناشي از برق گرفتگي :
1- اختلالات قلبي
2- اختلالات و ضايعات عصبي
3- اختلالات حسي
4- سوختگي در اثر برق گرفتگي
لازم به توضيح است كه عوارض فوق الذكر باعث بوجود آمدن امراضي از قبيل :
1- دريچه قلب گشاد ميشود و همچنين باعث انبساط قلب و لخته شدن خون ميگردد.
2- اختلال مشاعر و هذيان گويي ، سردرد عصبي و از دست دادن حافظه
3- كور و كر شدن شخص برق گرفته
4- سوختگي بدن مخصوصا جايي كه در تماس مستقيم با برق قرار گرفته است .

خصوصيات خطرناك نيروي برق :
برق گرفتگي ميتواند در سه حالت باعث كشته شدن شخص شود .


1- به دليل تماس مستقيم شخص با جريان الكتريكي باعث ايجاد اثر مستقيم بر قلب و دستگاه تنفس ميگردد.
2- با توجه به شدت جريان الكتريكي باعث ميشود شخصي كه دچار برق گرفتگي ميشود ، پرت شده و در صورتيكه شخص بر روي ارتفاع بلند باشد باعث افتادن وي و نهايتا موجب هلاكت وي ميشود .
3- به دليل تماس سيم با بدن ، شخص دچار سوختگي و جراحت ميشود .

چگونگي و حالات برق گرفتگي :‌
1- تماس بدن با هر دو سيم فاز و نول
2- تماس يك فاز و يك نقطه با بدن و يا زمين
3- تماس بدن با دستگاهي كه جريان فاز به آن متصل است .

نكات ايمني مربوط به سيستم برق :
1- وسايل و ادوات برقي بايد داراي حفاظ بوده و طوري ساخته و نصب و بكار برده شود كه خطر برق گرفتگي نداشته باشد.
2- نصب و امتحان و يا تنظيم وسايل و ادوات الكتريكي بايد فقط توسط اشخاصي كه صلاحيت فني آنها محرض باشد انجام گيرد و متخصص قبل از شروع بكار آنرا مورد آزمايش قرار دهد .
3- پوشش ها و زره كابل هاي برق و لوله ها و بست ها و متعلقات و همچنين حفاظها و ساير قسمتهاي فلزي وسايل برقي كه مستقيما تحت فشار برق نيستند براي جلوگيري از بروز خطر احتمالي بايد مجهز به سيستم اتصال به زمين موثر گردند ، اين سيستم به سيستم Earting موسوم است .
4- سيم هاي اتصال به زمين بايد داراي ضخامت كافي و در نتيجه مقاومت كم باشند يا بتوانند حداكثر جريان احتمالي كه در اثر از بين رفتن و يا خراب شدن عايق بوجود مي آيد استقامت داشته باشند . ضمنا بايد در مدار جريان وسايل پيش بيني شود كه در صورت پيدا شدن نقصي كه موجب اتصال جريان برق به زمين گردد تمام مدار يا قسمت معيوب آنرا قطع كند .
5- در نقاطي كه احتمال صدمه به سيمهاي اتصال زمين ميرود بايستي يه وسيله مكانيكي آنها را محافظت نمود.
6- در مدت تعمير شبكه برق بايد آنرا بوسيله كليد از منبع جريان قطع ، و به زمين متصل نمود.
سيمها و كابلهاي برق بايد داراي روپوش عايق مناسب با فشار الكتريسيته و ساير شرايط بوده و روي اصول فني نصب و حتي الامكان در لوله يا كانال قرار گرفته باشد