حامد زمانی
چكيده
فرهنگ به عنوان شيوه زندگي مردم در جامعه و فرهنگ سازمان به عنوان شيوه كار كاركنان يك سازمان نقش بنيادي و زيربنايي در ارتقاي سطح پويايي سازمان دارد. فرهنگ صنعتي با كار مفيد و سازنده در سازمان شروع و ازطــريق كار كيفي و نظام دار تقويت و پايدار مي شود، آنچه در سازمانهاي توليدي به فرهنگ صنعتي مشروعيت مي بخشد نظم پذيري جمعي، كار دلسوزانه و باورهاي عملي به ارزش كار فكري، يدي و سازگار شدن با شرايط، قواعد و رفتارهاي صنعت و توليد است. بـــاتوجه به اهميت فرهنگ صنعتي و نظم پذيري در ارتقاي بهره وري سازمانهاي توليدي در اين مقاله كه عمدتاً حاصل تجارب عملي نگارنده در يكي از موسسات بزرگ صنعتي و توليدي است. سعي بر آن است مفهوم كار و فرهنگ كار، مفهوم فرهنگ صنعتي تبيين و راهكارهاي عملي تقويت فرهنگ صنعتي موردبحث قرار گيرد.
مقدمه
زماني كه در يك جامعه فرهنگ كار نهادينه گردد كار به عنوان يك ارزش تلقي شده و همه افراد جامعه در سطوح مختلف كاركردن را مسير توسعه موزون جامعه دانسته و ازطريق درست كاركردن به توسعه اقتصـــادي كمك مي كنند اين كه چگونه فرهنگ كار ايجاد شود بحث مفصل و نياز به زمان و برنامه دارد. فرهنگ كار در جامعه بستر شكل گيري فرهنگ سازماني و صنعتي را فراهم مي سازد. در شرايط فعلي در سازمانهاي صنعتي و توليدي نياز است كه فرهنگ صنعتي قوي تر شود تا پيچيدگيهاي درون سازمان در ابعاد ساختار، نيروي انساني، فرايندها، نظامها، قوانين و مقررات و... با پيچيدگيهاي برون سازمان در مؤلفه هاي اقتصادي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي، سازگار شود تا سازمان بتواند با انعطاف پذيري بر محيط مسلط شود. يكي از راههاي ايجاد سازگاري برون و درون سازماني تقويت فرهنگ صنعتي به معناي اجتماعي كردن كاركنان در صنعت است.
فرهنگ صنعتي در سازمانهاي توليدي در سه مرحله اساسي قبل از ورود به سازمان، در مرحله رويارويي و بعداز ورود به سازمان شكل مي گيـــرد.
در مرحله قبل از ورود افراد با مؤلفه ها و بنيادهاي فرهنگ صنعتي آشنا و در مرحله رويارويي با سازمان مؤلفه ها را مورد توجه قرار داده و خود را با آن تاحدودي سازگار كرده و بعداز مدتي كار و فعاليت در سازمان به لحاظ وجود ساختارهاي متعدد و آموزشهاي لازم، فرهنگ صنعتي نهادينــــه مي شود. در مقاله حاضر راهكارهاي تقويت فرهنگ صنعتي بيان شده است.
مفهوم كار: كار در زبان فارسي به معناي شغل است و گاه نيز به فعل آمده است. كار فعلي است كه با مشقت توأم باشد. راغب اصفهاني بر اين اعتقاد است كه هر فعلي كه با اراده از حيوان صادر شود كـــــار است.(1) «لودويك اچ ماي» اقتصاددان آمريكايي كار را باتوجه به ويژگي توليدي آن چنين تعريف مي كند: هرگونه تلاش انساني خواه تلاش ذهني، جسمي و معنوي كه به توليد كالاهاي اقتصادي منتهــي مي شود كار ناميده مي شود.
به طوركلي كار داراي خصوصيات اصلي زير است:
الف - دايمي و هميشگي بودن كار؛
ب - به توليد كالا و خدمات مي انجامد؛
ج - دستمزدي براي آن درنظر گرفته مي شود.(2)
د - به برقراري تعادل جسماني و حفظ سلامت روحي و بدني انساني منجر مي
شود؛ ه - موجب تقويت روابط اجتماعي و ارضاي نيازهاي اجتماعي افراد مي گردد؛
و - به تزكيه نفس و جلوگيري از مفاسد اجتماعي و اخلاقي منجر مي گردد؛
ز - وسيله اي براي اندازه گيري نقاط قوت و ضعف انسانهاست.
مفهوم فرهنگ كار: فرهنگ كار يعني ميل به كارو كار را همانند عبادت دانسته اند كه مي تواند براي انسان اعتبار اجتماعي كسب كند.فرهنگ كار از فرهنگ سازمان نشأت مي گيرد. فرهنگ سازمان پديده مبهمي است براي تصميم گيري درباره فرهنگ سازمان و فرهنگ كار تشخيص و تفكيك باورهاي راهنماي بنيادي از باورهاي روزمره ضروري است در سازمان باورهاي راهنماي عالي، زمينه ايجاد باورهاي عملي و واقعي كار و زندگي را فراهم مي آورند.
باورهاي راهنما به دو دسته تقسيم مي شود: باورهاي بروني مربوط به نحوه رقابت و نحوه هدايت كسب و كار و باورهاي دروني كه درخصوص نحوه مديريت و هدايت سازمان است.(3)
به طوركلي عوامل تشكيل دهنده فرهنگ كار را مي توان در شكل شماره يك نشان داد.
مفهوم فرهنگ صنعتي: فرهنگ صنعتي عبارت از فرايند اجتماعي شدن صنعتي كاركنان در سازمان توليدي است به طوري كه قواعد،اصول و رفتارهاي موردنياز صنعت را در خود ايجاد كند. به وجود آمدن فرهنگ صنعتي همانند جامعه پذيري كاركنان در سازمان است. كوشش سازمان براي اينكه كاركنان با فرهنگ آن خو گرفته و آن را بپذيرند جامعه پذيري ناميده مي شود. فرايند جامعه پذيري داراي سه مرحله پيش از ورود، رويارويي و تحول است. در مـــرحله اول با آموزش و يادگيري شروع مي شود و در مرحله دوم افراد متوجه واقعيات مي گردند و در مرحله سوم تغييرات نسبتاً دايمي رخ مي دهد.(4)
به طوركلي فرايند شكل گيري فرهنگ صنعتي را مي توان در شكل شماره 2 نشان داد اين الگو براساس تجارب شخصي نگارنده تدوين شده است).
به طوركلي براي تقويت فرهنگ صنعتي و نظم پذيري، راهكارهاي مختلفي وجود دارد و به بعضي از آنها كه درعمل تجربه شده به شرح زير اشاره مي شود:
1 - راهكار تقويت فرهنگ ايمني: يكي از نمودهاي عملياتي فرهنگ صنعتي كاركردن با رعايت مقررات ايمني است. در موسسات توليدي رعايت مقررات ايمني از خود كار، واجب تر بوده و تحت كنترل قراردادن حوادث از اهميت ويژه اي برخوردار است. ايمن كاركردن يك نگرش انساني وفرهنگي است؛ يعني ابتدا بايستي نگرش انسانهاي سازماني نسبت به ايمني تغيير يابد تا فرهنگ ايمني حاصل و به مرور فرهنگ صنعتي ايجاد شود. هزينه ها و خسارتهاي مالي و انساني ناشي از ضعيف بودن فرهنگ صنعتي و ايمني در سازمانها بسيار زياد است. ايمن كار كردن و جلوگيري از حوادث قبل از اينكه نياز به ساختار داشته باشد يك فرهنگ است. يكي از راههاي مهم جلوگيري از حوادث، تقويت فرهنگ ايمني است. به طوركلي با روشهاي زير مي توان فرهنگ ايمني را در سازمانهاي توليدي تقويت كرد تا از اين بابت به نهادينه شدن فرهنگ صنعتي كمك كرد.
تاكيد مديريت عالي سازمان به روي مسايل ايمني در جلسات مديريتي؛
تهيه و تنظيم نظامنامه ايمني؛
خودداري مسئولان از درخواست كار در شرايط غيرايمن؛
بازرسيهاي مداوم از نحوه كار غيرايمن كاركنان؛
شناسايي سفيران ايمني در واحدهاي توليدي؛
برگزاري منظم جلسات ايمني در واحدها با حضور افراد درگير در كار؛
برگزاري آموزشهاي عملي و كاربردي؛
ساده سازي دستورالعملهاي ايمني عمومي و تخصصي؛
برقراري ارتباط بين عملكرد ايمني و با درصدي از پاداشهاي توليد.
2 - سازوكار نهادينه كردن نوبت كاري: يكي از مظاهر فرهنگ صنعتي اين است كه كاركنان به راحتي بتوانند با شرايط توليدي درون سازماني تطــــــابق پيدا كنند. معمـــولاً سازمانهاي توليدي به لحاظ مـــاهيت و ساختار، حجم سرمايه گذاري و بازار رقابتي مجبورند براي استفاده بهينه از زمان و فرصتها، فعاليتها را طوري سازماندهي كنند كه كـــاركنان به صورت نوبت كار (شيفت) مشغول به كار باشند. كاركردن در شيفت، مظهري از پذيرش فرهنگ صنعتي است درصورتي كه بتوان با حداقل ضــــايعات و مشكلات كار در شيفت را با بهره وري انجام داد، بيانگر وجود فرهنگ صنعتي است.
ازطريق ايجاد فرهنگ صنعتي شرايط درون و بـــــرون سازماني براي كار در شب فراهم مي شود و از اين بابت بهره وري نيروي انساني افزايش مي يابد. به طوركلي با مكانيسم هاي زير مي توان به نهادينه كردن كار در شرايط توليدي كمك كرد تا زمينه هاي تقويت فرهنگ صنعتي فراهم شود.
آماده ساختن شرايط جسمي و رواني براي تطابق با كار شب و شرايط توليدي؛
بررسي مداوم مسايل و مشكلات كاركنان نوبت كار در صنعت؛
آماده ساختن جامعه براي پذيرش شرايط اين گونه از كاركنان جهت فراهم كردن ساختارهاي انساني مناسب؛
توجيه خانـــواده ها براي پذيرش شرايط نوبت كاري و فراهم كردن زمينه هاي استراحت براي اين دسته از كاركنان؛
تقويت روابط اجتماعي با اين دسته از كاركنان؛
ايجاد انگيزه هاي مادي و معنوي براي سازگاري شدن با كار به صورت نوبت كاري.
3 - راهكار ايجاد حساسيت نسبت به زمان: يكي از جنبه هاي فرهنگ صنعتي درك درست مفهوم زمان و استفاده درست و به موقع از آن است. حساسيت نسبت به زمان و داشتن واكنشهاي مثبت، نيازمند فرهنگ سازي است. در موسسات توليدي يكي از عوامل ايجادكننده مزيت رقابتي استفاده به موقع از فرصتها و زمانهاست.
بايستي براي حساس شدن نسبت به وقت راهكارهاي عملي طراحي و يا به عبارتي كارهاي ساختاري را بنياد نهاد و به جاي سخنراني ساختارسازي كرد.
يكي از شيوه ها و ابزارهايي كه درعمل، كاركنان را نسبت به وقت حســـاس و به تقويت فرهنگ صنعتي كمك مي كند پياده سازي نظام مديريت كيفيت فراگير است. اجراي نظام مذكور به طرق زير در استفاده موثر از وقت فرهنگ سازي مي كند.
- ميزان و دلايل اتلاف وقت در گذشته را مشخص مي كند؛
- كاركنان را وادار به تقسيم بندي وقت خود مي كند؛
- زمـــان بندي درعمل به افراد آموزش داده مي شود؛
- همواره گذشته و حال و آينده را مقايسه و زمان را براي كاركنان معني دار مي سازد.
4 - راهكار نهادينه كردن كار تيمي عملياتي: يكي از نمودهاي فرهنگ صنعتي اين است كه افراد با همديگر به راحتي كار كنند. لزوم كار تيمي در فرهنگ صنعتــي از آنجا مشروعيت مي يابد كه فعاليتهاي مختلف سازمان بايستي با هم و در ارتباط با هم و با هماهنگي وانسجام انجام گيرد تا توليد كيفي حاصل شود. اينكه در تعريف ساختارها به لحاظ ماهيت و ضرورت فعاليتها، در ارتباط و وابسته به هم تعريف و طراحــي مي شود ولي كنندگان كار ارتباط و هماهنگي با همديگر نداشته باشند. بيانگر ضعيف بودن فرهنگ صنعتي است. همان طوري كه مديران ارشد سازمان در همه زمينه ها بنيانگذار و تقويت كننده فرهنگ سازمان هستند، در زمينه ايجاد و تقويت فرهنگ صنعتي نيز مديران ارشد نقش مهم و موثري دارند. بنابراين، تقويت فرهنگ كار تيمي براي نهادينه كردن فرهنگ صنعتي بايستي از مديريت عالي شروع شود. مديريت سازمان هم ابتدا بايد دست به تشكيل تيم هاي كاري بزند. وقتي مديران با هم به صورت يك تيم كار نمي كنند مشكلات زيادي را به دنبال دارد: اولاً ضعف ارتبــاطي ميان رهبران به كاهش عملكرد و بهره وري و تلف شدن منابع و تلاشها خواهدانجاميد، ثانياً روحيـه ها پايين مي آيد و خواسته هاي منفي افزايش مي يابند؟ ثالثاً هماهنگي مشكل شـــــده و شكست در برنامه ريزي افزايش مي يابد و سازمان درحل مشكلات و بهبود فرايندها شكست مي خورد و رابعاً عدم همكاري و تعــــاون به كل سازمان سرايت مي كند. (5) براي تقويت فرهنگ صنعتي در سازمان بايستي ابتدا ساختارسازي كرد و در اين زمينه از ساختارهايــــي استفاده كرد كه فرهنگ ساز صنعتي هستند.
5 - راهكار بالا بردن ساعات مفيد كار كاركنان: يكي از جلوه هاي فرهنگ صنعتي اين است كه ساعات كار مفيد كاركنان افزايش يابد. براي بالابردن ساعات كار مفيد كاركنان لازم است بر عملكرد كاركنان به شكل منطقي مديريت شود يعني با اندازه پذيركردن عملكرد، زمينه هاي عملكرد نامطلوب و خلاءهاي كاري از بين خواهدرفت. يكي از جنبه هاي ضعيف بودن فرهنگ صنعتي بيكاري پنهان كاركنان است كه خود منشا بروز بسياري از نارسائيها و مشكلات سازماني است.
با مكانيسم هاي عملياتي زير مي توان به ارتقاي ساعات مفيد كاري و تقويت فرهنگ صنعتي كمك كرد:
ارزيابي عملكرد كاركنان و مشخص شدن كار مفيد از غيرمفيد؛
شناسايي و كنترل گلوگاههايي كه در آن بيكاري پنهان وجود دارد؛
اندازه پذير ساختن ساعات كار مفيد ازطريق شاخص سازي؛
تشويق موثر كساني كه ساعات كار مفيد داشته اند؛
تفويض اختيار به كاركنان و مسئوليت خواهي در قبال كار؛
تدوين برنامه هاي مشخص كاري براي كاركنان.
6 - راهكار برقراري ارتباط بين سازمان و خانواده: خانواده يكي از عواملي است كه در تقويت فرهنگ صنعتي و دوام و استمرار آن نقش دارد. و اين به خاطر اين است كه فرد سازمــــــاني دايماً تحت تاثير خانواده قرار مي گيرد. بنابراين، با برقراري ارتباط بين خانواده و سازمان مي توان به صورت ضمني و غيرمستقيم، بسترسازي لازم براي ايجاد و پرورش فرهنگ صنعتي را فراهم ساخت.
به طوركلــــي، مكانيسم هايي كه به وسيله آن مي توان ازطريق برقراري ارتباط بين سازمان و خانواده ها به تقويت فرهنگ صنعتي كمك كرد به شرح زير ذكر مي شود:
برگزاري جلسات بازديد براي خانواده ها: يكي از راههاي عملياتي تقويت فرهنگ صنعتي دعوت از خانواده كاركنان براي بازديد از شرايط محيط كار است. اين امر باعث مي گردد كه با درك شرايط و سختي كار و... فرهنگ صنعتي در ذهن و الگوي رفتاري خانواده شكل گرفته و روند شكل گيري فرهنگ صنعتي سريع تر انجام شود.
آموزش خانواده: از راهكارهاي مهم و اثربخش ديگر ايجاد فرهنگ صنعتي، آموزش خانواده است. براي جاري كردن الگوي رفتار صنعتي در خانواده، بايستي ظرفيت سازيهاي لازم براي خانواده ايجاد شود و سطح و شأن خانواده ها با سطح و شأن سازمان از بعد صنعتي هم طراز گردد. براين اساس، آموزش خانواده با روندي منطقي مي تواند كارگشا باشد. در زمينه آموزش خانواده و كمك آن به فرهنگ صنعتي مي توان مراحل زير كه در عمل نيز تجربه شده را دنبال كرد:(6)
- نيازسنجي آموزش خانواده؛
- بررسي گلوگاههايي كه اثرگذار بر فرهنگ صنعتي است؛
- مقوله بندي نيازهاي آموزشي و استخراج محورهاي اساسي؛
- تعيين روش و شكل آموزش خانواده؛
- انجام آموزش؛
- ارزيابي و دريافت بازخورد.
رسيدگي به امور فرزندان: يكي از دغدغه هاي كاركنان سازمانهاي صنعتي و توليدي رسيدگي به امور فرزندان خود در زمينه هاي تربيتي، تحصيلي، رفتاري و سلامت روان و... است. اين امر در تقويت و يا عدم تقويت فرهنگ صنعتي تاثير دارد. براين اساس لازم است با طراحي مكانيسم هايي، فرزندان خانواده كاركنان نيز در ابعاد مختلف تحت مديريت سازمان قرار گيرند و يا حداقل مواردكلي موردتوجه قرار گيرد. در اين صورت، نگرش فرزندان نسبت به سازمان تغيير كرده و الگوهاي رفتاري آنان متناسب با شرايط سازمان مي گردد. راهكارهايي كه درعمل تجربه شده و به تقويت فـــــرهنگ صنعتي كمك كرده را مي توان به صورت فهرست وار به شرح زير بيان كرد:
- شركت فرزندان در جشنها و مراسم مختلف سازماني به تناسب؛
- تدوين برنامه علمي و مشاوره اي براي هدايت تحصيلي فرزندان؛
- برگزاري اردوهاي كوتاه مدت توسط سازمان براي فرزندان؛
- برگزاري كارگاههاي آموزشي در زمينه اضطراب امتحان؛
- ارائه خدمات مشاوره اي در زمينه انتخاب رشته؛
- آشنا ساختن آنان با شرايط كاري والدين خود.
7 - راهكار ارزيابي و مديريت مداوم بر شاخصهاي نظم زدا: فرهنگ صنعتي در سازمانهاي توليدي با نظم عجين است و شايد بتوان گفت محور فرهنگ صنعتي نظم منطقي در كار و فعاليت و امور مختلف سازمان است. بنابراين، براي ايجاد و تقويت فرهنگ صنعتي لازم است مكانيسم ها و مسايلي كه نظم سازمان را مختل و به فرهنگ صنعتي خدشه وارد مي كند را تحت نظارت و مديريت دايم قرار داد. شاخصهايي كه بيانگر ميزان فرهنگ صنعتي است و با بهبود آن مي توان درجهت تقويت فرهنگ صنعتي كمك كرد به شرح زيرند:
غيبت كاركنان: معمولاً در سازمانهاي صنعتي و توليدي، براي حجم مشخصي از توليد براساس محاسبات علمي و با عنايت به مسايل و شرايط اجتماعــــــي و فرهنگي تعدادي استخدام مي گردند، درصورتي كه كاركنان به شكل غيرمتعارف مبادرت به غيبت كنند. فرايند توليد با مشكلات جدي روبرو مي شود. بنابراين، كاركنان سازمان بايستي ياد بگيرند كه غيبت چه تبعات نامطلوبي دارد. براين اساس هرچه غيبت در يك سازمان كمتر باشد بيانگر قوي تر بودن فرهنگ صنعتي است. پژوهشها نشان مي دهد كه بين رضايت شغلي و غيبت همبستگي مطلوبي وجود دارد يعني هرچه غيبتها افزايش يابد رضايت شغلي كاهش مي يابد و هرچه غيبت كاهش يابد و حضور كاركنان مستمرتر باشد بر ميــــزان رضايت شغلي آنها افزوده مي شود. بنابراين، مديران سازمانها براي كاستن از ميزان غيبتها و كنترل آنها بايد متغيرهاي سازماني و محيطي را بيش از متغيرهاي شخص در كنترل داشته باشند و از تقويت مثبت و تشويق كاركنان و تنبيه منطقي بهره گيرند. (7) در اين زمينه براي كاستن غيبتهاي سازمان و كمك به تقويت فرهنگ صنعتي مي توان از راهكارهايي كه درعمل تجربه شده كمك گرفت.
- شناسايي افرادي كه ذخيره مرخصي آنان در نيمه سال كمتر حدقابل قبول است؛
- مكاتبه با افراد مذكور و يادآوري اين نكته كه از مرخصي باقيمانده به شكل مطلوب استفاده شود؛
- تقسيم بندي مرخصي به شكل سيستمي و سرشكن ساختن آن در طول سال؛
- يادآوري پيامدهاي استفاده نامطلوب و نامتعارف از مرخصي.
اعتياد: فرهنگ صنعتي ايجاب مي كند كه كاركنان سازمان براي توليد اقتصادي شاداب ازنظر جسمي و رواني سالم باشند. براين اساس، وجود افراد معتاد با فلسفه مذكور مغايرت دارد. اين دسته از افراد نه تنها به تحقق اهداف سازمان كمكي نمي كنند بلكه به فرهنگ صنعتي سازمان نيزخدشه وارد مي سازند. بنابراين، لازم است با تدابير و سازوكاري مناسب دايماً پديده اعتياد تحت مديريت قرار گيرد.
تأخير در ورود به محل كار: وجود تأخير در شروع به كار ازجمله عواملي است كه به فرهنگ صنعتي لطمه وارد مي كند. از آنجا كه زمان يكي از عوامل ايجادكننده مزيت رقابتي است، بنابراين ابتدا بايستي با مكانيسم هاي مختلف روند تأخيرها را كاهش داد تا بتوان از فرصتهاي طلايي بهره گرفت.
معني شروع كار با تأخير اين است كه حساسيت و قيد زماني در توليد و ارائه خدمات مهم نيست و اين با الفباي فرهنگ صنعتي سازگار نخواهدبود.
اضافه كاري: اضافه كاري درحد متعادل ضروري است ولي زماني كه اضافه كاري دراختيار اهداف توليدي سازمان قرار نگيرد و درعوض به ابزاري براي امرار معاش كاركنان تبديل گردد، در آن صورت موجب به وجود آمدن فرهنگ نامطلوب مي گردد. اضافه كاري نامتعارف ازطريق رواج فرهنگ مادي گري، انجام كار در غير ساعات اداري، توجيه سازي براي كار اضافه، رواج اضافه كاري در ديگران زمينه شكل گيري فرهنگ صنعتي را با تأخير مواجه مي سازد. بنــــابراين، لازم است بر اضافه كاري غيرمتعارف به عنوان يكي از شاخصهايي كه فرهنگ صنعتي را دچار اشكال مي كند، مديريت كرد.
در اين زمينه راههاي تجربه شده براي متعادل كردن اضافه كاري را مي توان به شرح زير پيشنهاد كرد:
- بررسي وضعيت اضافه كاري سازمان؛
- تهيه گزارشات مديريتي براي كنترل آن؛
- تعيين سقف اضافه كاري براي كارهاي ضروري؛
- ازبين بردن زمينه هاي انجام اضافه كاري نامتعارف از قبيل قطع شام و سرويس دهي و...؛
- سيستمي كــــردن كنترل كاركرد، از بُعد اضافه كاري؛
- انجام كارهاي فرهنگي و ارشادي.
نتيجه گيري
فرهنگ صنعتي و نظم پذيري در سازمانهاي توليدي زمينه هاي استفاده مفيد و موثر از منابع انساني و مادي را فراهم مي سازد و آثار مطلوبي در بُعد بهره وري و كسب مزيت رقابتي دارد. براي ارزشي كردن توليد و سودآوري، گريزي نيست مگر اينكه در سازمان و جامعه فرهنگ صنعتي رواج پيدا كند.
فرهنگ صنعتي بدون كار مفهومي ندارد و كاركردن و فرهنگ كار بايستي نهادينه شود تا از اين طريق بتوان بنيادهاي فرهنگ صنعتي را بنا نهاد و درجهت تقويت آن گام برداشت. فرهنگ صنعتي به معناي پذيرش اصول، الگوها، رفتارها و قواعد صنعت و توليد است كه با اعمال سازوكارهايي بايستي آن را ايجاد، مراقبت و كاربردي كرد.