تحلیل اثر بخشی سیستم های ایمنی
روشهای موجود برای اندازه گیری عملکرد سیستم ایمنی
حامد زمانی
اموزه معیارهای عملکرد یکی از مباحث مطرح در ایمنی و بهداشت می باشد .چگونه می توان پی برد که اقدامات انجام گرفته تا چه اندازه موثر و کارآمد بوده است ؟
برای رسیدن به این هدف روشهای مختلفی وجود دارد در جدول شماره (1) عنوان 100 روش برای ترسیم و تحلیل فعالیتهای ایمنی و بهداشت ارائه شده است.
بطور کلی این روشها را می توان در دو دسته کلی زیر تقسیم بندی کرد :
روشهای ارگانیک (Organic Measure)
روشهای سیستماتیک (Systematic Measure)
هدف روشها یا معیارهای ارگانیک بررسی این مسئله است که برنامه تا چه اندازه درست طراحی و اجراء می شود. اما در معیارهای سیستماتیک کارایی یا اثر بخشی برنامه مد نظر است . بعنوان مثال کاهش مرگ و میرها، کاهش حوادث بزرگ ، کاهش هزینه ها و غیره .
برخی از کتب این تقسیم بندی را بصورت زیر ارائه می دهند:
روشهای فعالیت نگر (activity measure)
روشهای نتیجه نگر (Result measure)
در متون مختلف ممکن است روشهای دسته اول را تحت عناوین شاخصهای راهنما (Leading indicators) و یا روشهای بالا دست (Upstream Measures) و روشهای دوم را بصورت شاخصهای پیرو (Trailing indicators) و یا روشهای پایین دست (Down stream measure) مشاهده کرد.
در جدول شماره (2) معیارها و اهداف استفاده از آنها نشان داده شده است.
جدول شماره (2)- روشهای ارزیابی عملکرد سیستم موجود
|
روشهای فعالیت نگر آیا اهداف مورد نظر بدست آمده است ؟ آیا تماسهای مستقیم چهره به چهره انجام می شود ؟ چه تعداد مشاهده انجام می شود؟ |
روشهای نتیجه نگر | |
|
آیاسرپرستان بیش از گذشته بازرسی انجام می دهند؟ آیا آنها بیش از گذشته تخلفات از مقررات رسمی را کشف می کنند؟ آیا بیشتر کارگران جدید ، آموزشهای ایمنی را در اولین روزهای کار دریافت می کنند؟ سیستمهای خود پایش دهنده (self- monitoing) |
قبل از حادثه |
بعد از حادثه |
|
آیا کارگران نسبت به قبل ایمن تر کار می کنند؟ آیا شرایط فیزیکی در حال اصلاح است ؟ نمونه گیری ایمنی بازرسی مصاحبه مشاهده |
آیا نسبت به گذشته حوادث کمتری روی می دهد؟ جراحات کمتر؟ موارد کمکهای اولیه کمتر؟ مرگ و میرهای کمتر؟ هزینه های کمتر؟ حق بیمه کمتر؟ | |
روشهای ارگانیک
همانطوریکه گفته شد هدف از این روشها این است که مشخص کند برنامه تا چه اندازه درست طراحی و اجرا می شود . معمولترین این روشهای ارزیابی ، بازرسی ایمنی است . بازرسی را می توان در واقع فهرستی از مواردی دانست که بازرسان باید آنها را بررسی کنند اینها شامل اجزاء برنامه ایمنی از قبیل تشکیل کمیته های ایمنی که آیا تشکیل می شود یا نه ؟ و در صورت تشکیل شدن در چه فواصل زمانی تشکیل می شود؟ و موارد دیگری که مطابقت با مقررات را شامل می گردد . بازرسی می تواند نوسط یک تیم یا یک نفر انجام گیرد.
روش دیگری که جزء روشهای ارگانیک می باشد ، ممیزی ایمنی (safety audit) است .ممیزی ها ( پیش تعیین کردن آنچه که باید باشد و بررسی کردن برای اطمینان از آنکه آنها باشند) بخش مجزایی از مدیریت سیستم ایمنی است . ما کارشناسان ایمنی ار دهه 1960 به ممیزی اعتقاد داشته ایم و آن را به صورت یک هنر توسعه داده ایم . تنها تفاوت بین ممیری و بازرسی در شدت و درجه انجام آن است. متخصصان ایمنی انواع ممیزیا را ارائه داده ند که از آن جمله می توان به ممیزیهای چک لیستی (Checklist audits) ممیزی بله – خیر (yes – no audits) ممیزیهای تفصیلی (Detailed audits) و ممیزیهای کمی (quantified audits) اشاره کرد.
اما آیا آنها خوب هستند ؟ هر شرکت بزرگ آنها را انجام می دهد. اغلب مشاورین فرمهای ممیزی را به فروش می رسانند. بعضی برنامه های ایمنی بر اساس آنها برنامه ریزی می شوند، اما آیا آنها باارزش دارند؟ آیا آنها نتایج آینده سیستم ایمنی را پیش بینی می کند؟ آیا ممیزیها رویدادهای جدی آینده را پیش بینی می کنند؟ به طور حتم این طور نیستريال پس برای چه از آنها استفاده می شود. عمده ترین کاربرد ممیری در مطابقت با استانداردهاست و کمتر برای اندازه گیری کارایی یا عملکرد سیستم ایمنی بکار می رود.سئوالات مطرح شده بدین معنی نیست که به شما بگوئیم ممیزی نکنید، بلکه ممیزی برای تطابق فعالیتها با استانداردها و مقررات بسیار خوب است اما حاصل آن کاهش حوادث نخواهد بود. از ممیزی نمی توان برای ارزیابی اثربخشی سیستم ایمنی استفاده کرد مگر اینکه فورمت ممیزی را با آن هدف تطبیق داد.
سومین دسته از این روشها ، روشهای مقایسه ای (Benchmarking) می باشندکه برای ارزیابی فعالیتهای ایمنی ی سازمان بکار می روند. در این روشها هدف ، مقایسه تجربه یک کارخانه یا صنعت با رقیبان خود می باشد . روش مقایسه ای بعنوان روشی برای ارزیابی عملکرد یک سیستم ایمنی از طریق مقایسه مداوم عملکرد آن سازمان با سایر رقبای هم صنف و غیر هم صنف بکار می رود. هدف روشهای مقایسه ای یافتن و اجرائ بهترین اقدامات برای رسیدن به بهترین سطح عملکرد است.
1) روشهای سیستماتیک
در روزهای آغازین شکل گیری ایمنی ، ارزیابی سیستم ایمنی ، کار بسیار ساده ای بود. ما فقط به آمارها نگاه می کردیم . شاخصهای حادثه از قبیل نرخ حادثه ، صریب فراوانی ، شدت و هزینه های آنها برای اندازه گیری میزان بهبود یا ارتقاء ایمنی مورد استفاده قرار می گرفت . نرخ تکرار حادثه 5/0 بدین معنی بود که ما خوب بودیم و برنامه ایمنی مان موثر بوده است در حالیکه نرخ تکار حادثه 15 این معنی را خواهد داشت که برنامه ایمنی مان موثر نبوده است. متخصصین ایمنی در استفاده از این معیارها مشکلی را احساس نمی کردند، هر چند که این معیارها کمک چندانی به آنها نمی کرد. زیرا این معیارها مشخص نمی کرد که آیا سیستم سیستم ایمنی در حال کار است یا خیر؟
اما این سئوال مطرح می شود که آیا آمارهای حادثه می توانند بازگو کننده اثر بخشی سیستم ایمنی هستند؟
تقریبا به طور همیشه نمی توان از بررسی آمارهای حوادث این انتظار را داشت مگر اینکه شما تعداد زیادی حادثه داشته باشید تا از طریق یک روش آماری معتبر بتوانید این مهم را بررسی نمائید. بدون این تعداد حادثه شما با استفاده از نرخ تکرار حادثه فقط خوش اقبالی یا بداقبالی یک واحد صنعتی را اندازه گیری کرده اید. یک سرپرست که 10 نفر زیر نظر او کار می کنند می تواند مطلقا هیچ کاری در طول سال انجام ندهد و نرخ تکرار 0/0 را بدست آورد. استفاده از این شاخص آماری برای قضاوت درباره عملکرد آن فرد مضحک به نظر می رسد.
در چه مورد آمار حوادث به عنوان یک شاخص معتبر برای قضاوت در مورد راندمان عملکرد سیستم محسوب می شود؟
آمارگیران بیان می کنند که فقط وقتی که حداقل 1129 حادثه اتفاق افتاده باشد ، قضاوت درباره عملکرد آن واحد شروع می شودکه بر اساس این 1129 حادثه ، نرخ های بدست آمده بسیار باورنکردنی خواهند بود.همه ما می دانیم که هنوز هم برای قضاوت درباره راندمان نظارتی از روی نرخ حوادث یک ماه نسبت به ماه پایه(accident rate on a month to month basis) صورت می گیرد.
اما آیا واقعا زمینه ای برای قضاوت درباره راندمان نظارت (آیا سرپرست برای پیشگیری از حوادث هر کاری را انجام داده است) از روی نرخ مرگ و میرها در هر ماه فراهم است؟ در صورتی که جواب مثبت باشد ، این بدان معنا است که اگر همان ده نفر که زیر نظر سرپرست کار می کردند، هنوز زنده باشند ، بدین معناست که همه کارهای لازم برای ایمنی انجام داده شده است.
بدیهی است که این شاخص هیچ گونه زمینه ای را برای ارزیابی ایجاد نمی کند. استفاده از نرخ تکرار حادثه در ارزیابی بسیار مضحک خواهد بود.
هنگامی که مشکلات استفاده از شاخصهای حادثه در طول دهه 50 و 60 میلادی مشخص گردید ، متخصصان ایمنی بر ان شدند که بدنبال روشهای اندازه گیری باسند که اطلاعات حوادث را بکار نمی برند یا نیازی به این اطلاعات نداشته باشند.
مشکل دیگری که در ارزیابی سیستم ایمنی مطرح می شود این است که چه حوزه هایی از سیستم را بایستی مورد ارزیابی قرار داد .به عبارت دیگر باید تصمیم بگیریم که چه چیزی را بایستی آنالیز کنیم . حوزه هایی از سیستم بایستی مورد ارزیابی قرار گیرد که با هدف اصلی سیستم ایمنی (کننرل ضررو زیان Contro loss ) مرتبط باشد.
مطالعات زیادی در این زمینه صورت گرفته است.در این قسمت به بررسی یکی از این مطالعات می پردازیم .
R.simonds و Y.shatai یازده زوج شرکت را انتخاب کردند که این شرکتها دو به دو در وضعیتی مشابه و تقریبا از نظر ابعاد و بزرگی در یک سطح قرار داشتند ، اما به طور مشخص از نرخ فرکانس صدمات و جراحات متفاوتی برخوردار بودند. این شرکتها برای یک پریود زمانی مشخص مورد مطالعه قرار گرفتند و نتایج بدست آمده طی گزارشی بصورت زیر ارائه شدند:
" از همه آن شرکتها بازدید کردیم و سوابق ایمنی شان را آنالیز کردیم تا ببینیم که چه تفاوتی در مدیریت ایمنی ، تلاشهای صورت گرفته در خصوص برنامه های ایمنی ، خصوصیات نیروی کار یا شرایط فیزیکی وجود دارد که با سوابق مربوط به صدمات و جراحات آن شرکتها مربوط است"
فاکتورهایی که در این مطالعه پیدا شد که با نرخ تکرارپایین صدمات مرتبط بودند ، عبارت بودند از :
1) در گیری و مشارکت مدیریت ارشد در مسائل ایمنی
2) سیستم خوبی برای نگهداری سوابق
3) استفاده از اطلاعات حاصل ازآنالیز هزینه های حادثه
4) کنترل و نظارت سرکارگر با فواصل زمانی کم
5) تدارک برنامه های تفریحی برای کارگران
6) میانگین سن بالاتر کارگران
7) وجود درصد بالاتری از کارگران متاهل
8) میانگین سابقه کار بالاتر
9) وسایل ایمنی بهتر و بیشتر بر روی ماشین آلات
فاکتورهایی که با نرخ تکرار صدمات مرتبط نبودند:
1) تلاشهایی برای ترویج ایمنی بواسطه خانواده های کارگران
2) کمیت و کیفیت قوانین ایمنی
نتایج حاصل ازمطالعاتی که در این زمینه انجام شده است ، بیانگر آن است که برای ارزیابی سیستم های ایمنی بایستی بر روی دو حوزه زیر متمرکز شد :
1) عواملی که به وضعیت روانی رفتاری کارگران مربوط بوده و نیروی کار را تحت تاثیر قرار می دهند.
برای ارزیابی سیستم ایمنی از این دیدگاه می توان از سه روش زیر استفاده کرد :
نمونه برداری رفتار ایمنی (Safety Behavior Sampling)
بررسی درک ایمنی (Safety Perception Survey)
مصاحبه (Interview)
2) عواملی که به سیستم مدیریت مربوط بوده و بر روی اثر بخشی سیستم ایمنی می توانند موثر باشند. به عبارت دیگر حوزه هایی از سیستم مدیریت وجود دارند که بر روی کنترل ضررو زیان شرکت می توانند بسیار موثر باشند.
بررسی درک ایمنی (safety perception survey- SPS)
بررسی درک ایمنی برای ارزیابی وضعیت جاری فرهنگ ایمنی سازمان استفاده می شود.مباحث مهم ایمنی مطرح شده و اختلاف دیدگاههای مدیریت و کارگران درخصوص اثربخشی برنامه های ایمنی کمپانی به طور روشن مشخص می شود. اما سئوالی که مطرح می شود این است که چگونه درک افراد نسبت به مباحث مهم ایمنی می تواند شاخصی متعبر برای ارزیابی فرهنگ ایمنی باشد . برای جواب به این سئوال لازم است در خصوص شکل گیری فرهنگ سازمانی نکاتی را متذکر شویم .
نحوه شکل گیری فرهنگ سازمانی
تاکنون در زمینه نحوه شکل گیری فرهنگ سازمانی در سازمانهای گوناگون ، چهار رویکرد زیر مورد توجه قرار گرفته است.
1) رویکرد ساختاری (Structural approach)
در این رویکرد گفته می شود که (1) فرهنگ سازمانی یکی از ویژگیهای یا خصوصیات سازمان است (2) چنین ویژگیهایی از اجزای جداناپذیر سازمان می باشد و (3) به ادراک کارکنان ربطب ندارد.بنابراین فرهنگ سازمانی محصول ساختار ، قوانین و مقررات رسمی ، هدفها و ویزگیهای دیگر سازمان است و برای شناخت ماهیت و نحوه شکل گیری ماهیت و نحوه شکل گیری فرهنگ سازمانی ، ابتدا باید ساختار سازمان را بشناسیم . به عبارت دیگر ، اندازه سازمان ، درجه تمرکز در تصمیم گیریها ، تعداد سطوح در سلسه مراتب ، ماهیت فن آوری مورد استفاده سازمان ، ماهیت فوانین و مقررات و مواردی که رفتارهای خاص کارکنان منع می شوند، تعیین کننده فرهنگ سازمان هستندو ادراک فرد نیز تحت تاثیر ساختار سازمان شکل می گیرد.
2) رویکرد ادراکی – شناختی (Perceptual – psychological approach)
در این رویکرد کفته می شود که اساس و ریشه شکل گیری سازمانی را باید در نحوه شکل گیری ادراک کارکنان و شناخت آنان جستجو کرد. کارکنان سازمان ، ساختار سازمان را به شیوه ای که از ابعاد روانشناختی برای آنان معنی دار می باشد ، تفسیر می کنندو نسبت به این متغیرها پاسخ می دهند. موقعیتییکسان به وسیله همه کسانی که به آن توجه دارند به طور متفاوتی ادراک شود، یعنی هر چند این موقعیت خاص برای همه افراد معنی دار است ولی معنی آن برای هر فرد متاثر از تجربه های قبلی او می باشد .به عبارت دیگر حتی در یک سازمان مشخص ، احساس یک فرد کم سواد ، متعصب ، خودخواه ، غیر منطقی و زورگو در زمینه فرهنگ سازمانی با احساس همکار تحصیل کرده ، آزاد اندیش ، غیر خود خواه ، منطقی و مردمی در همین زیمنه متفاوت خواهد بود.
3) رویکرد تعاملی (Interactional approach)
در این رویکرد گفته می شود ،ساختار سازمانی یا ابعاد ادراکی و شناختی کارکنان به تنهایی تعیین کننده احساس آنان نسبت به فرهنگ سازمان نمی باشد.بلکه تعامل بین دو عامل احساس آنان را نسبت به فرهنگ سازمان شکل می دهد. بنابراین رویکرد ، اگر قصد داریم ماهیت شکل گیری و کیفیت فرهنگ سازمانی را را روشن بسازیم باید به ویژگیهای شخصیتی کارکنان آشنا شویم و ساختار سازمان را نیز بشناسیم و مهمتر از آن ، نحوه تعامل ویژگیهای شخصیتی کارکنان و ساختار سازمان را روشن سازیم .برای مثال ادراک یک فرد علاقه مند به محیط های نظامی و ویژگیهای خاص این محیط با ادراک فردی که علاقه ای به کار کردن در محیط های نظامی را ندارد ، متفاوت است. از طرف دیگر در ساختار سازمانی که سلسله مراتب اداری چندان اهمیت ندارد و خلاقیت و نوآوری و استقلالا در تصمیم گیری مورد تشویق قرار می گیرد ، فرهنگ سازمانی برای فردی که مایل است تصمیمات اتخاذ شذه به وسیله مدیریت را اجرا کند و از پذیرش مسئولیت در زمینه تصمیم گیری و نوآوری اجتناب می کند، چندان جذابیتی ندارد.
4) رویکرد تعاملی تکامل یافته :
در این رویکرد گفته می شود ، گروههای شغلی بر اساس تعبیر و تفسیر خود از ارزشها ، تاریخچه ، هدفها و مقاصد سازمان ، نوعی تعبیر و تفسیر جمعی را ارائه می دهند و احساس مشترک را پیدا می کنند. بر اساس همین رویکرد است که در متون فرهنگ ایمنی به صورت زیر تعریف می شود:
فرهنگ ایمنی (Safety Culture): یک سازمان محصول ارزشهای فردی و گوهی ، نگرش ها، صلاحیتها و الگوهای رفتاری است که برنامه های ایمنی را تعیین می کنند. سازمانهایی که دارای فرهنگ ایمنی مثبتی هستند با مشخصه ارتباط بر اساس اعتماد متقابل ، برداشتهای مشترکی از اهمیت ایمنی و اطمینان از کارآمدی اقدامات پیشگیرانه ، شناخته می شوند.به عبارت ساده تر فرهنگ سازمان نقش یک راهبر را بازی می کندو بیان کننده این نکته است که چرا کارکنان در این مسیر مشخص حرکت می کنند.
لذا با توجه به نحوه شکل گیری فرهنگ سازمانی ، نتیجه گیری خواهد شد که درک و شناخت جمعی کارگران نسبت به موضوعات مهم ایمنی می تواند شاخص معتبری برای ارزیابی فرهنگ ایمنی باشد.
مراحل انجام بررسی درک ایمنی :
1) اولین مرحله انجام این بررسی ، تعیین دامنه و متدولوژی بررسی است ، بدین معنی که این بررسی درچه گستره و در چه سطحی(مدیریت ارشد ، مدیران میانی، کارگران و پیمانکاران ) و با چه تعداد حجم نمونه انجام خواهد شد.
2) بررسی با یک مجموعه کوتاهی از سئوالات دموگرافیک شروع می شود که می تواند برای سازماندهی نمودارها و جداولی که نتایج را نشان می دهند ، استفاده شود. ممکن است از کارگران سئوالاتی درباره موقعیت کاری و شاید گروه شغلی شان پرسیده شود.
3) مرحله بعدی بررسی شامل تهیه پرسشنامه ای 100 سئوالی است . این سئوالات بایستی طوری طراحی شده است که احساسات و درک کارگران را درباره مباحث مهم ایمنی برملا می سازند. همه سئوالات با بله یا خیر جواب داده می شوند.علاوه بر این کارگران مختار هستند که به بعضی از سئوالات جواب ندهند. (پرسشنامه تهیه شده بایستی روایی و پایایی آن مورد آزمون قرار گیرد . برای اطلاعات بیشتر به ضمیمه( الف) مراجعه کنید)
4) در صورتی که از این بررسی بخواهید با هدف بررسی اختلاف دیدگاههای مدیریت و کارگران استفاده کنید ،بایستی برای هر سطح کارگری ، تغییراتی در پرسشنامه اعمال نمائید.
5) قبل از توزیع پرسشنامه تهیه شده بایستی با مدیران دپارتمانهای مختلف برای توضیح اهداف و نحوه انجام بررسی ملاقاتی صورت گیرد.
6) تیم بررسی به گروه هایی تقسم می شود و هر گروه مسئولیت دارد با کارکنان دپارتمان زیر نظرش در حین پر کردن پرسشنامه صحبت کند تا اطلاعات مفصلی را حمغ آوری نماید.
7) در پایان هر روز گروههای تیم بررسی بایستی گزارشی روزانه از اقدامات صورت گرفته ارائه دهند.
8) برای امتیاز دهی بررسی به دو طریق می توان عمل کرد یا به صورت دستی یا با استفاده از یک نرم افزار
· برای امتیاز دهی بررسی به صورت دستی ، تعداد جوابهای مثبت برای هر سئوال تعیین شده و بر تعداد کل پاسخ به سئوالات تقسیم می شود.هر سئوال ممکن است بر امتیاز بیش از یک گروه اثر داشته باشد . سپس برای هر دسته از مباحث ایمنی ، درصد تجمعی از پاسخهای مثبت محاسبه می شود. درصدهای محاسبه شده برای هر گروه از مباحث به صورت یک نمودار نمایش داده می شود.
· راحترین راه برای امتیازدهی یک بررسی ، نصب یک نرم افزار مناسب بر روی کامپیوتر برای پردازش اطلاعات است. با استفاده از این نرم افزار می توان گرافها و گزارشات مقتضی را پرینت گرفت.
توجه : در گرافها نتایج حاصل از احساسات مثبت کارگران بصورت نزولی نمایش داده می شود. این بدین معناست که آن دسته از مباحث ایمنی در سمت راست گراف قرار می گیرند از نگرش مثبت کمتری برخورداری بوده و لذا لازم است اقدامات اصلاحی بیشتری در آن خصوص انجام شود.
9) داده ها و نتایج بدست آمده تفسیر شده و مستندسازی می شوند و به صورت یک پیش نویس گزارش در آورده می شوند.
10) در مرحله آخر بررسی گزارش تهیه شده به مدیریت ارشد تقدیم می شود و بنا به دستور مدیریت بایستی از پیشنهادات گزارش نهایی برای الویت بندی اقدامات اصلاحی استفاده شود
مراحل کلیدی بررسی درک ایمنی
فعالیتهای پیش از بررسی فعالیتهای بعد از بررسی
|
تعیین دامنه و متدلوژی بررسی |
|
ملاقات با مدیران دپارتمانهای مختلف برای توضیح اهداف و متدولوژی |
|
گروه بندی تیم بررسی برای تمرکز بر دپارتمانهای مختلف |
|
ایجاد نرم افزاری برای ثبت داده های جمع آوری شده در حین بررسی |
|
تجزیه و تحلیل علمی داده ها |
|
بحث و بررسی در خصوص تعیین گروههای کارگری و حجم نمونه
|
|
تفسیر داده ها و مستند سازی یافته ها به صورت یک پیش نویس گزارش |
|
ارتباط پرسنل با کارگران در همه گروهها برای جمع آوری اطلاعات مفصل در پرسشنامه ها |
|
تهیه پرسشنامه و تغییر شکل آن برای گروههای مختلف کاری |
|
گزارش روزانه از اقدامات پرسنل |
|
ارائه یافته های بدست آمده به مدیریت ازشد |
|
بحث و بررسی برای نهایی کردن پرسشنامه |
|
پیروی از پیشنهادات گزارش نهایی |
مصاحبه (interviewing)
روش مصاحبه یک پیشنهاد خوب برای بررسی ادراکی است . حتی بعضی از کمپانی ها از هر دو روش استفاده می کنند . به عنوان مثال از بررسی درک ایمنی برای پی بردن به کلیات موضوع و از مصاحبه برای جزئیات خاص استفاده می شود.از روش مصاحبه نیز همانند بررسی درک ایمنی برای تعیین الویتهای اقدامات اصلاحی استفاده می شود به عبارت دیگر چه موضوعات و مباحثی از ایمنی در کمپانی نیاز به توجه بیشتری دارند.در کمپانیهای کوچک که فقط تعداد کمی از افراد برای مصاحبه وجود دارد ، مصاحبه می تواند توسط افراد شرکت انجام شود. اما در کمپانی های بزرگ ممکن است لازم باشد که افرادی برای این منظور استخدام شوند.
در هر دو مورد مصاحبه کننده باید لذت ببرد وقتی با افرا صحبت می کند ، به اسانی حس اعتماددر مصاحبه شونده ایجاد کند و واقعا آنچه را دیگر افراد می گویند گوش دهد.سئوالاتی خوبی به کار ببرد تا پاسخ افراد مصاحبه شونده را تحت تاثیر قرار ندهد ، بلکه به آنها اجازه دهد تا با بیان و کلمات مورد نظرشان ، باورهایشان را در مورد مباحث مهم ایمنی در شرکت توضیح دهند. به عنوان مثال می توان از این سئوالات استفاده کرد.
1) سه چیز مهمی که بایستی در اینجا برای بهبود ایمنی صورت گیرد ، کدام هستند؟
2) اگر شما در اینجا مسئول بودید ، چه کاری را انجام می دادید؟
3) شما فکر می کنید مهمترین موضوع ایمنی در شرکت چیست؟
همچنانکه مصاحبه ادامه می یابد، اطلاعات جدیدی بدست می آید که مصاحبه شونده های پیشین آنها را نگفته اند. وقتی مشخص شد اطلاعات مشابه ای دوباره و دوباره شنیده می شود، این نشان دهنده آن است که شما با تعداد کافی از افراد مصاحبه کرده اید.
نحوه انجام مصاحبه :
· ابتدا هدف مصاحبه را توصیف کنید .چند دقیقه ای را در نظر بگیرید برای اینکه به مصاحبه شونده توضیح دهید که اطلاعات بدست آمده از مصاحبه افراد برای بهتر شدن وضعیت ایمنی به کار گرفته خواهد شد. توضیح دهید که پاسخ ها کاملا بی نام باقی خواهد ماند . مصاحبه شوند باید بفهمد که این یک تست یا آزمون نیست و اطلاعات و دانش خاصی لازم نیست.
· هر داده دموگرافیکی مورد نیاز را جمع اوری کنید تا از آنها برای طبقه بندی پاسخها استفاده نمائید. همچون بررسی درک ایمنی می توانید محل کار و شاید گروه شغلی را بدانید.
· عمده نگرانی های ایمنی مصاحبه شونده را با استفاده از سئوالات باز کشف کنید. زمان کافی را در اختیار مصاحبه شونده قرار دهید تا جوابهایش را به طور کامل بسط دهد.
· بعد از شنیدن عمده نگرانیهای ایمنی مصاحبه شونده ، می توانید برای پی گیری اطلاعات بیشتر درباره پاسخ ها از سئوالات خاص و بسته بیشتری استفاده کنید تا به جزئیات پرداخته و دلایل پشت موضوعات کلی را بدست آورد.
· خلاصه ای از آنچه شنیده اید را یادداشت نمائید.
· در مرحله آخر ، اطلاعات جمع آوری شده بصورت گراف در آمده و مشخص می شود که چه موضوعاتی از ایمنی نیاز به اصلاح بیشتری خواهد داشت.
مهارتهای مصاحبه:
برای انجام موفق روش مصاحبه ، داشتن یکسری از مهارتها لازم و ضروری است.استفاده از تکنیکهای قوی مصاحبه بسیار مهم است.
· اگرچه نوشتن سئوالات اساسی به عنوان بخشی از یک برنامه ریزی مصاحبه لازم وضروری است، اما مصاحبه کننده بایستی آزاد باشد که بنا به صلاحدید خودشان در پی گیری سئوالات اصرار ورزند.
· فرایند مصاحبه یک کار صاقت فرسا و سخت است . بایستی در خصوص مصاحبه مدیریت زمان صورت گیرد یعنی مصاحبه در یک مقدار زمانی قابل قبول به طور کامل انجام شود.
· مهارت خوب گوش دادن مهمترین جز در کل فرایند مصاحبه است. افراد تمایل دارند آنچه را که انتظار دارند بشنوند بیشتر از آنچه که فرد واقعا می گوید.همه مصاحبه کنندکان بایستی قادر باشند که به طور صحیح به افراد گوش دهند.
· برای موفقیت ، ایجاد یک حس اعتماد ، بسیار مهم است . شما از مصاحبه شونده می خواهید که به شما درباره چیزهایی که در سیستم تان اشتباه است ، با شما صحبت کنند. آنها طبیعتا می ترسند درباره آنچه که سرپرستان یا دیگر کارگران به اشتباه انجام می دهند ، صحبت کنند ، برای اینکه احساس می کنند جریمه یا توبیخ شوند.آنها بایستی اعتماد پیدا کنند که مصاحبه کننده جوابهایشان را بی نام نگه حواهد داشت.
مقایسه بررسی درک ایمنی و مصاحبه :
· از هر دو روش می توان برای ارزیابی فرهنگ ایمنی استفاده کرد.
· در اغلب موارد ، بررسی ادراکی بایستی ابتدا مطرح شود. برای انجام این بررسی نیاز به هیچ مهارتی نیست و تنها از یک نرم افزار می توان برای پردازش اطلاعات استفاده کرد و این بخاطر این است که در این بررسی از یک فرم استاندارد شده استفاده می شود.
· برای انجام مصاحبه نیاز به مهارت و فنون خاصی است . اما می توان از این روش برای پی بردن به جزئیات و پی گیری پاسخهای کارگران استفاده کرد.
عوامل مرتبط با سیستم مدیریت
عواملی که به سیستم مدیریت مربوط بوده و بر روی اثر بخشی سیستم ایمنی می توانند موثر باشند. به عبارت دیگر حوزه هایی از سیستم مدیریت وجود دارند که بر روی کنترل ضررو زیان شرکت می توانند بسیار موثر باشند.
شرکتها و کمپانی های بزرگ جهان تلاش می کنند که در این حوزه ها کاملا موثر و کارآمد ظاهر شوند.اگر شما فکر می کنید که ضعفی در هر حوزه وجود دارد ، بایستی آن ضعف را به طریقی که به نظر می رسد برای شرایط محیط کاری تان مناسب تر است ، اصلاح کنید. 21 حوزه از سیستم مدیریت در این رابطه برای شما معرفی می شود . همه این 21 حوزه ، نگاه جامعی را نسبت به سیستم مدیریت برای شما فراهم می کند به عبارت دیگر بازگو کننده این واقعیت است که سیستم مدیریت در هر یک از حوزه ها چه کارهایی بایستی انجام دهد تا ضررو زیان را کنترل نماید.
این 21 حوزه در قالب 6 هدف فرعی سیستم مدیریت ایمنی بیان می شوند که عبارتند از:
حوزه هایی از سیستم مدیریت برای دستیابی به هدف بهبود مستمر فرایند ایمنی :
· فرایند تحقیق و رسیدگی حادثه
· در گیری و مشارکت کارگران
· شبوه ها و دستورالعملهای عملیاتی
· خط مشی های انضباطی
حوزه هایی از سیستم مدیریت با هدف ایجاد یک فرهنگ مثبت ایمنی:
· واقعا چه جو سازمانی وجود دارد
· اعتبار واقعی مدیریت
· حمایت از ایمنی
· بازشناسی دریافتهای کارگران برای مشارکت
· نگرش کلی کارگران
· مقدار استرسی که افراد روزانه در شغلشان احساس می کنند.
حوزه هایی از سیستم مدیریت با هدف بهبود مهارتهای سرپرستان و مدیران :
· اثر بخشی آموزش سرپرستان
· درک صفات و خصوصیات سرپرستان
حوزه هایی از سیستم مدیریت با هدف بهبود مهارتهای کارگران:
· آموزش کارگران
· نحوه رسیدگی به کارگران جدید
· اثربخشی ارتباط مدیریت با کارگران
حوزه هایی از سیستم مدیریت با هدف بهبود رفتار کارگران :
· ارتباطهای ایمنی
· برنامه مصرف دارو و الکل
· برنامه های اطلاع رسانی
حوزه هایی از سیستم مدیریت با هدف بهبود شرایط فیزیکی :
· بازرسی ها
· دستورالعملهای اطلاح خطرات
سیستم مدیریت برای بهبود مستمر
همانطور که پیشتر هم اشاره شد ، مشکل است که از روشهای بالادست و نگاه کردن به نرخ تکرار حوادث در طی یک سال بتوان درباره پیشرفت سیستم قضاوت کرد و اثر بخشی سیستم را اندازه گیری نمود. یکی از راههای ارزیابی سیستم مدیرت ایمنی آن است که بهبود مستمری که در فرایند کنترل رویداد Process of incident control مورد ارزیابی قرار داد.برای تحقق این هدف لازم است حوزه های زیر مورد ارزیابی و آنالیز قرار گیرند.
· دستورالعملهای تحقیق و رسیدگی حادثه
· درگیری و مشارکت کارگران در مسائل ایمنی
· شیوه ها و دستورالعملهای عملیاتی
· خط مشی های انضباطی
دستورالعملهای تحقیق و رسیدگی حادثه Accident investigation procedures یک سیستم ایمنی خوب یقینا با تحقیق و رسیدگی رویدادها سرو کار دارد ، به عبارت دیگر یک سیستم ایمنی کار آمد هر تلاشی را که برای سرپوش نهادن بر روی علتها و معلولها صورت می گیرد را به حداقل می رساند.
هدف یک فرایند تحقیق و رسیدگی ، جستجوی علل است و بایستی این علل را در ماورای تعیین اعمال و شرایط نا ایمن جستجو کند. در حقیقت بایستی به دنبال علل متعددی بود که ضعف سیستم مدیریت را در بر داشته باشد .همچنین باید به دنبال دلایلی گشت که چرا اعمال ناایمن را افراد مرتکب شده اند و چه عللی باعث بروز اشتباهات انسانی Human Errorشده است
علاوه بر این یک فریاند تحقیق و رسیدگی خوب نباید طوری طرحی شده باشد که به دنبال مقصر باشد ، هدف این فرایند کمک به بهبود مستمر فرایند و برجسته نشان دادن نقصهای سیستم (system failure) و کشف آن چیزی است که در سیستم و جو مدیریتی وجود دارد و باعث تشویق و ادامه اشتباهات انسانی می شود.در فرایند تحقیق و رسیدگی از مدلهای حادثه برای پیدا کردن رابطه علت و معلول استفاده می شود. در قدیم از تئوری قدیمی دومینو استفاده می شد . این تئوری بیان می کرد که حوادث بوسیله اعمال و/یا شرایط نا ایمن ایجاد می شوند.اما مدت زمان زیادی است که این مدل دیگر مورد پذیرش کارشناسان و متخصصین نیست . بلکه مدلهای جدیدی که بر پایه تحقیقات و 60 سال مطالعه و فکر بعد از تئوری قدیمی دومینو متولد شدند و جایگزین این مدل قدیمی شدند.
در این مدلهای جدید توضیح داده می شود که یک صدمه یا آسیب یا نوع دیگری از ضررو زیان مالی که ناشی از یک حادثه یا یک رویداد هستند می تواند ناشی از یک یکی از دو عامل زیر باشد: 1) نقص های سیستم (System Failures)
2) اشتباهات انسانی (Human Errors)
در تجزیه و تحلیلی که از نقصهای سیستم به عمل می آید به این سئوالهای جواب داده شود؟
1) بیانیه مدیریت در خصوص خط مشی ایمنی سازمان چیست ؟
2) چه کسی به عنوان مسئول تعیین شده است و مسئولیت او چقدر است ؟
3) چه کسی ، چه اختیاراتی دارد و اختیارات او برای انجام چه کارهایی است ؟
4) چه کسی باید جوابگو باشد و چه طور ؟
5) چه طور مسئولیت انجام یک کار اندازه گیری می شود؟
6) از چه سیستمهایی برای بازرسی ها و پیدا کردن آن چه غلط و به اشتباه انجام شده است ، استفاده می شود؟
7) چه سیستمهایی برای تصحیح چیزهای غلط پیدا شده به کار گرفته میشود؟
8) چه سیستمهایی برای تصحیح چیزهای غلط پیدا شده به کار گرفته می شود؟
9) چه طور افراد جدید راهنمایی می شوند؟
10) چه طور افراد انتخاب می شوند؟
11) چه دستورالعملهای عملیاتی استانداردی وجود دارد؟ چه استانداردی استفاده شده است؟
12) چه طور خطرات شناسایی می شوند؟
13) چه مدارکی نگهداری می شوند و چطور از آنها استفاده می شود؟
14) برنامه پزشکی شرکت چیست ؟
مورد دوم که همیشه هم وجود دارند و یکی از علل بروز حوادث و رویدادها به شمار می روند ، اشتباهات انسانی هستند.
برای خطاهای انسانی طبقه بندی های متنوعی به کار برده می شوند.در این قسمت به یکی از این طبقه بندی ها اشاره می کنیم . (برای اطلاعات بیشتر به ضمیمه (ب) مراجعه کنید )
اشتباهات انسانی ناشی از یک یا ترکیبی از این سه چیز است :
1) Overload
2) تصمیم گیری بر حسب قضاوت غلط (Decision to Err)
3)Traps
همچنین باید فرهنگ سازمان را به عنوان یک جزء بسیار مهم برای ایمنی مد نظر قرار داد.
حامد زمانی
رزومه شرکت ایمن سازان پایش آینده