نقش بوم جاذب نفت  شرکت پایش در کنترل و جذب نفت در دریاها

بوم‌های جاذب نفت شرکت پایش نقش بسیار مهمی در کنترل و جذب آلودگی‌های نفتی در دریاها ایفا می‌کنند. این بوم‌ها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که بتوانند نفت و سایر هیدروکربن‌ها را از سطح آب جذب کرده و از گسترش آلودگی به نواحی وسیع‌تر جلوگیری کنند.

نقش بوم‌های جاذب نفت شرکت پایش در کنترل آلودگی‌های نفتی:

1. جذب سریع نفت از سطح آب:
• بوم‌های جاذب شرکت پایش به دلیل استفاده از مواد جاذب خاص، توانایی جذب بالای نفت و سایر مایعات هیدروکربنی را دارند. این بوم‌ها به محض تماس با لکه‌های نفتی، روغن‌ها و هیدروکربن‌ها را از سطح آب جذب می‌کنند و به طور مؤثری از گسترش آنها جلوگیری می‌کنند.
2. ایجاد مانع فیزیکی و کنترل گسترش آلودگی:
• علاوه بر جذب نفت، بوم‌های جاذب به عنوان یک مانع فیزیکی عمل کرده و از حرکت و پخش شدن نفت روی سطح آب جلوگیری می‌کنند. این کار باعث محدود شدن ناحیه آلودگی و سهولت در مدیریت و جمع‌آوری نفت می‌شود.
3. کاربرد در نشت‌های کوچک و بزرگ:
• بوم‌های جاذب شرکت پایش برای مقابله با انواع نشت‌های نفتی، از نشت‌های کوچک محلی تا حوادث بزرگ صنعتی، مناسب هستند. این بوم‌ها می‌توانند به سرعت در محل حادثه مستقر شوند و برای جمع‌آوری نفت استفاده شوند.
4. محافظت از مناطق حساس دریایی:
• در نزدیکی سواحل، بنادر، یا مناطق حساس محیط زیستی مانند تالاب‌ها و صخره‌های مرجانی، بوم‌های جاذب شرکت پایش به عنوان یک ابزار حیاتی برای محافظت از این مناطق در برابر آلودگی‌های نفتی عمل می‌کنند. آنها با جذب سریع نفت و جلوگیری از رسیدن آن به این نواحی حساس، از تخریب زیست‌محیطی جلوگیری می‌کنند.
5. استفاده آسان و قابلیت بازیافت:
• بوم‌های جاذب شرکت پایش با طراحی ساده و سبک، به راحتی در محل‌های آلوده قابل استفاده هستند. پس از جذب نفت، این بوم‌ها می‌توانند جمع‌آوری و در برخی موارد برای بازیافت یا دفع مناسب آماده شوند.
6. مقاومت در برابر شرایط سخت دریایی:
• بوم‌های جاذب شرکت پایش به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در برابر شرایط مختلف دریایی مانند امواج، باد و جریان‌های قوی مقاومت کنند. این ویژگی‌ها آنها را به ابزاری کارآمد در شرایط سخت دریایی تبدیل می‌کند.

مزایای استفاده از بوم‌های جاذب شرکت پایش:

• کنترل سریع آلودگی: با جذب فوری نفت از سطح آب، بوم‌های جاذب به کاهش سریع میزان آلودگی و جلوگیری از گسترش آن کمک می‌کنند.
• کاهش خسارت‌های زیست‌محیطی: با جلوگیری از گسترش نفت به مناطق حساس و جذب کامل آن از سطح آب، بوم‌های جاذب نقش مهمی در حفظ اکوسیستم‌های دریایی دارند.
• کاربرد چندمنظوره: این بوم‌ها در انواع محیط‌های آبی شامل دریاها، رودخانه‌ها، بنادر و سواحل قابل استفاده هستند و در مقابله با نشت‌های نفتی و دیگر مایعات هیدروکربنی بسیار مؤثرند.

جمع‌بندی

بوم‌های جاذب نفت شرکت پایش با قابلیت جذب سریع نفت از سطح آب و ایجاد مانع فیزیکی، ابزاری حیاتی برای کنترل و پاکسازی آلودگی‌های نفتی در دریاها هستند. این بوم‌ها با جلوگیری از گسترش آلودگی و حفاظت از مناطق حساس دریایی، به کاهش اثرات مخرب نشت‌های نفتی بر محیط زیست کمک می‌کنند و نقش مهمی در مدیریت بحران‌های دریایی دارند.#بوم_جاذب_نفت

فنس بوم‌های مهارکننده نفت fenceboom

فنس بوم‌های مهارکننده نفت در انواع و مدل‌های مختلفی تولید می‌شوند که هر کدام برای شرایط خاص محیطی و نوع نشت طراحی شده‌اند. در ادامه به چند مدل رایج فنس بوم اشاره می‌کنیم:

1. بوم‌های شناور استاندارد (Standard Floating Boom):
• این بوم‌ها برای استفاده در آب‌های آرام، مانند دریاچه‌ها، بنادر، و سواحل طراحی شده‌اند.
• ساختار آن‌ها شامل یک لایه شناور در سطح آب و یک مانع عمقی است که از پخش شدن نفت به زیر آب جلوگیری می‌کند.
2. بوم‌های سنگین برای آب‌های آزاد (Heavy Duty Offshore Boom):
• این بوم‌ها برای شرایط سخت‌تر و آب‌های آزاد با امواج و جریان‌های شدیدتر طراحی شده‌اند.
• اندازه آن‌ها بزرگ‌تر و مواد به کار رفته در آن‌ها مقاوم‌تر است تا بتوانند در برابر امواج و شرایط جوی سخت دوام بیاورند.
3. بوم‌های بادشونده (Inflatable Boom):
• این نوع بوم‌ها با استفاده از هوا یا گاز پر می‌شوند که حمل و نقل و نصب آن‌ها را سریع‌تر و آسان‌تر می‌کند.
• مناسب برای استفاده در شرایطی که نیاز به واکنش سریع برای کنترل نشت نفت وجود دارد.
4. بوم‌های دائمی (Permanent Boom):
• این بوم‌ها برای حفاظت طولانی‌مدت در مناطقی که احتمال نشتی بالاست (مانند بنادر نفتی یا پالایشگاه‌ها) به صورت دائمی نصب می‌شوند.
• جنس آن‌ها بسیار مقاوم و ماندگار است تا بتوانند به مدت طولانی در معرض آب و نفت باقی بمانند.
5. بوم‌های ساحلی (Shore Seal Boom):
• این بوم‌ها برای محافظت از سواحل و محیط‌های ساحلی طراحی شده‌اند.
• طراحی آن‌ها به گونه‌ای است که بتوانند از گسترش نفت به مناطق ساحلی جلوگیری کنند و برای محافظت از اکوسیستم‌های ساحلی بسیار مناسب‌اند.
6. بوم‌های مخصوص رودخانه (River Boom):
• این مدل بوم‌ها برای استفاده در رودخانه‌ها و جریانات آب شیرین طراحی شده‌اند و به دلیل سبک‌تر بودن برای مقابله با نشت‌های کوچک‌تر و جریان‌های آب متغیر مناسب هستند.
7. بوم‌های قابل حمل (Portable Containment Boom):
• این بوم‌ها سبک و قابل حمل هستند و معمولاً برای عملیات‌های اضطراری و موقعیت‌هایی که نیاز به واکنش سریع دارند، استفاده می‌شوند.

هر یک از این مدل‌ها برای کاربردهای خاص و شرایط محیطی متفاوت طراحی شده‌اند، و بسته به نیاز می‌توان از آن‌ها در محیط‌های مختلف دریایی و ساحلی استفاده کرد.https://www.payeshppe.ir/%D9%81%D9%86%D8%B3_%D8%A8%D9%88%D9%85/

کاربرد گارد فلنج محافظ انواع فلنچ در برابر پاشش مایعات

کاربرد گارد فلنج‌های FL 505 تولید شده توسط شرکت‌هایی مانند ایمن سازان پایش آینده نقش حیاتی در ارتقاء ایمنی در صنایع مختلف دارد. گارد فلنج یک ابزار محافظتی است که برای جلوگیری از نشت مواد خطرناک از اتصالات فلنجی در سیستم‌های لوله‌کشی صنعتی طراحی شده است. این ابزار برای حفاظت از افراد و محیط زیست در برابر خطرات ناشی از نشت گازها و مایعات شیمیایی کاربرد گسترده‌ای دارد.

www.payeshppe.ir

کاربردهای اصلی گارد فلنج‌ها در صنعت به شرح زیر است:

1. جلوگیری از نشت مواد خطرناک:
گارد فلنج‌ها FL 505 در محل اتصالات فلنجی نصب می‌شوند و به عنوان یک مانع محافظتی عمل می‌کنند. در صورت وقوع نشت، گارد فلنج از پخش شدن مواد خطرناک به محیط اطراف جلوگیری می‌کند و مانع از آسیب به افراد و تجهیزات می‌شود. این ویژگی به‌خصوص در صنایعی که با مواد شیمیایی، نفت، گاز، و بخارات خطرناک سروکار دارند، بسیار مهم است.
2. افزایش ایمنی کارکنان:
در محیط‌های صنعتی، نشت مواد شیمیایی می‌تواند منجر به آسیب‌های جدی به کارکنان شود. گارد فلنج با کاهش احتمال تماس مستقیم کارکنان با مواد نشت کرده، ایمنی آن‌ها را افزایش می‌دهد و از بروز حوادث و صدمات ناشی از نشت جلوگیری می‌کند.
3. محافظت از تجهیزات و محیط زیست:
نشت مواد شیمیایی نه تنها به افراد، بلکه به تجهیزات و محیط زیست نیز آسیب می‌رساند. گارد فلنج‌ها از تماس مواد شیمیایی خورنده با تجهیزات جلوگیری می‌کنند و مانع از خرابی تجهیزات می‌شوند. همچنین این گاردها از پخش شدن مواد به محیط زیست و آلودگی محیط جلوگیری می‌کنند.
4. استفاده در صنایع نفت و گاز، پتروشیمی، و شیمیایی:
گارد فلنج‌ها به طور گسترده در صنایعی مانند نفت و گاز، پتروشیمی، و صنایع شیمیایی که احتمال نشت مواد خطرناک بالا است، مورد استفاده قرار می‌گیرند. این تجهیزات به‌خصوص در سیستم‌های فشار قوی و لوله‌کشی‌های حساس به نشت ضروری هستند.
5. نصب و نگهداری آسان:
گارد فلنج‌ها به راحتی قابل نصب و نگهداری هستند. آن‌ها می‌توانند به سرعت روی اتصالات فلنجی نصب شوند و در صورت لزوم به آسانی تعویض شوند، که این ویژگی کارکرد عملیاتی و ایمنی سیستم را بهبود می‌بخشد.

به طور کلی، گارد فلنج‌های شرکت ایمن سازان پایش آینده نقش مهمی در افزایش ایمنی و کاهش خطرات در سیستم‌های تاسیسات دارند. این گاردها علاوه بر حفاظت از کارکنان، تجهیزات و محیط زیست را نیز از خطرات ناشی از نشت مواد شیمیایی و گازهای خطرناک محافظت می‌کنند.#ایمنی_تاسیسات

نقش فنس بوم های مهار کننده های نفتی در کنترل و محیط زیست

نقش فنس بوم‌ها در مدیریت و حفاظت از اکوسیستم‌های دریایی شامل موارد زیر است:

1. جلوگیری از گسترش آلودگی نفتی:
فنس بوم‌های دریایی FE 1200 به عنوان موانع فیزیکی عمل می‌کنند و از پخش شدن لکه‌های نفتی در سطح آب جلوگیری می‌کنند. این بوم‌ها می‌توانند نفت را در یک منطقه محدود نگه دارند و از گسترش آن به مناطق حساس‌تر مانند سواحل، زیستگاه‌های مرجانی و تالاب‌ها جلوگیری کنند.
2. افزایش کارایی عملیات پاکسازی:
با محدود کردن منطقه آلودگی، بوم‌ها به نیروهای پاکسازی کمک می‌کنند تا با استفاده از تجهیزات جمع‌آوری مانند اسکیمرها، آلودگی نفتی را به طور مؤثرتری جمع‌آوری کنند. این بوم‌ها شرایط بهتری را برای اجرای عملیات پاکسازی فراهم می‌کنند.
3. محافظت از زیستگاه‌های حساس:
در محیط‌هایی که حیات دریایی حساس وجود دارد، مانند مناطق مرجانی یا زیستگاه‌های پرندگان دریایی، بوم‌های FE 1200 از آلودگی نفتی جلوگیری کرده و به حفظ تنوع زیستی کمک می‌کنند. این بوم‌ها مانع ورود نفت به این مناطق می‌شوند و در نتیجه از آسیب به اکوسیستم جلوگیری می‌کنند.
4. استفاده در شرایط بحرانی و اضطراری:
بوم‌های دریایی FE 1200 به سرعت در مواقع اضطراری قابل نصب هستند و نقش مهمی در مهار سریع آلودگی دارند. این ویژگی آنها را به یک ابزار مؤثر برای کنترل نشت‌های نفتی و کاهش تأثیرات منفی زیست‌محیطی تبدیل می‌کند.

www.payeshppe.ir
5. مقاومت در برابر شرایط سخت محیطی:
این بوم‌ها از مواد مقاوم ساخته شده‌اند که در برابر نور UV، مواد شیمیایی و شرایط محیطی سخت مثل باد و امواج قوی مقاوم هستند. این مقاومت باعث می‌شود که فنس بوم‌های FE 1200 بتوانند در شرایط سخت دریا به خوبی عمل کنند و عمر طولانی‌تری داشته باشند.

در مجموع، فنس بوم‌های پایش FE 1200 نقش کلیدی در مهار و کنترل نشت‌های نفتی و حفاظت از محیط زیست دریایی دارند و برای جلوگیری از آسیب‌های ناشی از آلودگی نفتی بسیار ضروری هستند.

کنترل آلودگی نفتی ناشی از شکستگی لوله‌های نفتی

الودگی های نفتی دریایی

آلودگی نفتی یکی از مخاطرات جدی زیست‌محیطی است که می‌تواند آثار مخربی بر روی محیط زیست، اکوسیستم‌های آبی، خاکی و سلامت انسان‌ها داشته باشد. شکستگی لوله‌های نفتی یکی از دلایل اصلی بروز این آلودگی‌هاست. برای مقابله با آلودگی ناشی از این حوادث، باید از استراتژی‌ها و روش‌های مؤثر و متنوعی استفاده شود که شامل پیشگیری، کنترل، و بازیابی آلودگی است. در این مقاله به بررسی مراحل کنترل آلودگی نفتی ناشی از شکستگی لوله‌های نفتی پرداخته می‌شود.

۱. جلوگیری از گسترش نشت نفت

نخستین گام در کنترل آلودگی نفتی، جلوگیری از گسترش آن است. در صورت شکستگی لوله‌های نفتی، نفت به سرعت در محیط پخش می‌شود، به خصوص اگر نشت در منابع آبی رخ دهد. برای جلوگیری از گسترش آلودگی، باید اقدامات فوری صورت گیرد:

www.payeshppe.ir

• بستن منبع نشت: در اولین اقدام، تلاش باید بر بستن منبع نشت و کنترل جریان نفت متمرکز شود. استفاده از شیرهای ایمنی، تجهیزات کنترلی و توقف جریان نفت می‌تواند گسترش آلودگی را محدود کند.
• استفاده از بوم‌های مهارکننده (Oil Booms): این ابزارها به عنوان مانعی برای محصور کردن نفت نشت کرده در آب استفاده می‌شوند. بوم‌های شناور نفت را در یک ناحیه محصور می‌کنند و مانع گسترش آن به نقاط دورتر می‌شوند.

۲. جمع‌آوری و بازیابی نفت نشت‌کرده

پس از مهار نشت، مرحله‌ی بعدی جمع‌آوری و بازیابی نفت است. برای این کار از روش‌های مختلفی استفاده می‌شود:

• پمپ‌ها و مکش‌ها: در این روش، نفت نشت کرده توسط پمپ‌های خاص یا سیستم‌های مکش جمع‌آوری می‌شود و به مخازن موقت منتقل می‌گردد. این روش بیشتر برای کنترل نشت‌های وسیع در سطح آب یا خشکی استفاده می‌شود.
• استفاده از جاذب‌های نفت: مواد جاذب، نظیر پارچه‌های جاذب و پودرهای مخصوص، می‌توانند نفت را به خود جذب کنند. این روش بیشتر برای پاکسازی نقاط کوچک و موضعی به کار می‌رود.
• جداسازی نفت از آب: برای نشت‌های دریایی، از دستگاه‌های جداساز نفت و آب استفاده می‌شود که می‌توانند نفت شناور روی سطح آب را جمع‌آوری و جدا کنند.

۳. تصفیه و پاکسازی محیط آلوده

یکی از مراحل اساسی پس از جمع‌آوری نفت، تصفیه و پاکسازی محیط آلوده است. بسته به محل وقوع آلودگی، روش‌های مختلفی برای این کار وجود دارد:

• استفاده از مواد پخش‌کننده (Dispersants): این مواد شیمیایی می‌توانند به شکستن مولکول‌های نفت و تجزیه آنها در آب کمک کنند. استفاده از پخش‌کننده‌ها برای کاهش تراکم نفت در سطح آب و تسریع تجزیه طبیعی آن انجام می‌شود.
• بیو-رمیدیاسیون (Bio-remediation): در این روش از میکروارگانیسم‌های تجزیه‌کننده‌ی نفت استفاده می‌شود. این میکروارگانیسم‌ها قادر به تجزیه هیدروکربن‌های موجود در نفت هستند و باعث حذف آلودگی از محیط زیست می‌شوند.
• تصفیه خاک آلوده: اگر نشت نفت به خاک برسد، برای پاکسازی خاک از روش‌های مختلفی نظیر شستشوی خاک، تصفیه در محل (In-situ remediation) و جایگزینی خاک آلوده استفاده می‌شود. همچنین می‌توان از میکروارگانیسم‌های تجزیه‌کننده در خاک نیز بهره گرفت.

۴. پایش و نظارت بر آلودگی

پس از انجام مراحل پاکسازی، پایش و نظارت بر محیط از اهمیت زیادی برخوردار است. این مرحله برای اطمینان از عدم وجود باقی‌مانده‌های نفتی و اطمینان از بازگشت محیط زیست به حالت طبیعی انجام می‌شود. سیستم‌های نظارتی مدرن می‌توانند به شناسایی آلودگی‌های مخفی کمک کرده و در صورت لزوم اقدامات تکمیلی را توصیه کنند.

۵. استفاده از تجهیزات حفاظت فردی (PPE)

در تمامی مراحل کنترل و پاکسازی آلودگی، استفاده از تجهیزات حفاظت فردی (PPE) برای کارکنان و تیم‌های عملیاتی بسیار حیاتی است. مواد نفتی حاوی مواد شیمیایی خطرناک هستند که می‌توانند به سلامت انسان آسیب برسانند. استفاده از ماسک‌های تنفسی، دستکش‌های مقاوم به مواد شیمیایی، عینک‌های محافظ و لباس‌های ایمن‌سازی‌شده از خطرات احتمالی جلوگیری می‌کند.

۶. اقدامات پیشگیرانه و آمادگی در برابر بحران

برای جلوگیری از بروز مجدد آلودگی نفتی، لازم است که شرکت‌های نفتی و صنایع مرتبط، برنامه‌های پیشگیرانه و آمادگی برای بحران‌های احتمالی را در دستور کار خود قرار دهند. این شامل بازرسی منظم خطوط لوله، استفاده از فناوری‌های نوین برای شناسایی زودهنگام نشت، و آموزش پرسنل برای مقابله با شرایط بحرانی است.
www.payeshppe.ir
نتیجه‌گیری

آلودگی نفتی ناشی از شکستگی لوله‌های نفتی یک چالش جدی است که نیاز به رویکردهای جامع و سریع برای کنترل و پاکسازی دارد. با ترکیب استفاده از تجهیزات مناسب، روش‌های مهندسی و تکنولوژی‌های نوین، می‌توان از آسیب‌های گسترده به محیط زیست جلوگیری کرد و فرآیند بازیابی محیطی را تسریع بخشید. اقدامات پیشگیرانه و نظارت مداوم نیز از اهمیت بالایی برخوردارند تا از وقوع مجدد چنین حوادثی جلوگیری شود.
شرکت ایمن سازان پایش اینده

www.payeshspill.ir

نقش جاذب‌های نفتی در بهبود محیط زیست و کاهش آلودگی‌های دریایی

“دریایی پاک، آینده‌ای پایدار”

نقش جاذب‌های نفتی در بهبود محیط زیست و کاهش آلودگی‌های دریایی

جاذب‌های نفتی یکی از ابزارهای مهم در مقابله با آلودگی‌های نفتی در دریاها و سواحل هستند. این جاذب‌ها نقش حیاتی در کاهش تأثیرات مخرب آلودگی‌های نفتی بر محیط زیست دریایی دارند و به بهبود اکوسیستم‌های آسیب‌دیده کمک می‌کنند. نقش‌های کلیدی جاذب‌های نفتی شامل موارد زیر است:

1. جلوگیری از گسترش آلودگی نفتی:

جاذب‌های نفتی مانند بوم‌ها و پدهای جاذب، به سرعت لکه‌های نفتی روی سطح آب را جذب می‌کنند و از گسترش آنها به مناطق دیگر جلوگیری می‌نمایند. این امر به کنترل فوری نشت‌ها کمک می‌کند و مانع آسیب‌های گسترده‌تر به حیات دریایی می‌شود.

2. حفظ سلامت اکوسیستم‌های دریایی:

آلودگی‌های نفتی می‌توانند به سرعت زیست‌بوم‌های دریایی را تخریب کنند و موجب مرگ و میر آبزیان، پرندگان و گیاهان دریایی شوند. جاذب‌های نفتی با حذف سریع نفت از سطح آب، از این آسیب‌ها جلوگیری می‌کنند و به حفظ سلامت و تنوع زیستی دریاها کمک می‌نمایند.

3. کاهش تأثیرات اقتصادی و زیست‌محیطی:

جذب و کنترل سریع آلودگی‌های نفتی می‌تواند از خسارات اقتصادی ناشی از پاکسازی‌های طولانی‌مدت جلوگیری کند. همچنین استفاده از جاذب‌های نفتی از ورود این مواد به ساحل‌ها و مناطق حساس جلوگیری کرده و تأثیرات زیست‌محیطی و اجتماعی منفی را به حداقل می‌رساند.

4. کاربرد آسان و کارآمد:

جاذب‌های نفتی به دلیل ساختار ساده و کاربردی، به راحتی در محیط‌های دریایی قابل استفاده هستند. پدهای جاذب، بوم‌های محاصره‌کننده و فنس‌های جاذب از جمله محصولاتی هستند که با جذب سریع نفت، فرآیند پاکسازی آلودگی‌ها را تسریع می‌کنند.

5. حفظ منابع طبیعی و کاهش آلاینده‌ها:

استفاده از جاذب‌های نفتی باعث می‌شود که منابع طبیعی مانند آب و خاک از آلودگی‌های نفتی محافظت شوند و میزان مواد آلاینده در محیط زیست کاهش یابد. این امر به سلامت عمومی محیط زیست و کاهش خطرات برای انسان‌ها نیز کمک می‌کند.

در مجموع، جاذب‌های نفتی به عنوان ابزارهای کارآمد در مدیریت بحران‌های زیست‌محیطی و حفاظت از اکوسیستم‌های دریایی، نقشی اساسی در کاهش آثار مخرب نشت‌های نفتی و بالا بردن سطح سلامت محیط زیست ایفا می‌کنند.

مقنعه ضد اسيد پايش (hood splash)در چهار گروه مختلف

مقنعه ضد اسید هود اسپلش پایش یکی از تجهیزات حیاتی در صنایع شیمیایی و محیط‌های خطرناک است که برای محافظت از سر، صورت، و گردن در برابر پاشش و بخارات مواد شیمیایی خطرناک استفاده می‌شود. این تجهیزات با ارائه یک لایه محافظتی قوی، به طور ویژه در محیط‌هایی که افراد در معرض اسیدها، مواد خورنده، و بخارات سمی قرار دارند، اهمیت پیدا می‌کنند. در ادامه به کاربردهای این مقنعه ضد اسید در صنایع شیمیایی و خطرناک پرداخته شده است:

کاربردهای مقنعه ضد اسید هود اسپلش پایش

1. محافظت در برابر پاشش مواد شیمیایی:
• در صنایع شیمیایی، کارکنان ممکن است در معرض پاشش مواد خورنده مانند اسیدها و قلیاها قرار بگیرند. مقنعه ضد اسید هود اسپلش پایش از مواد مقاوم در برابر مواد شیمیایی ساخته شده و از سر، صورت، و گردن در برابر این پاشش‌ها محافظت می‌کند.
• این محافظت به جلوگیری از سوختگی‌های شیمیایی، آسیب‌های پوستی، و صدمات چشمی کمک می‌کند.
2. حفاظت در محیط‌های با بخارات سمی:
• در محیط‌هایی که بخارات سمی و مضر تولید می‌شوند، مانند صنایع پتروشیمی، پالایشگاه‌ها، و آزمایشگاه‌های شیمیایی، مقنعه ضد اسید به عنوان یک لایه محافظتی برای جلوگیری از تماس مستقیم بخارات با پوست و سیستم تنفسی عمل می‌کند.
• این مقنعه به همراه سایر تجهیزات حفاظتی مانند ماسک‌های تنفسی، ایمنی فردی را در برابر بخارات مضر بهبود می‌بخشد.
3. استفاده در عملیات پاکسازی و مدیریت نشت‌های شیمیایی:
• در مواقع بروز نشت مواد شیمیایی خطرناک، مقنعه ضد اسید هود اسپلش پایش به عنوان بخشی از لباس‌های محافظتی هزمت (Hazmat) مورد استفاده قرار می‌گیرد. این تجهیزات به کارکنان اجازه می‌دهد تا با اطمینان بیشتری به عملیات پاکسازی و مدیریت نشت بپردازند.
• حفاظت از سر و صورت در این شرایط بسیار حیاتی است، زیرا این قسمت‌های بدن بیشتر در معرض خطر قرار دارند.
4. کاربرد در محیط‌های آزمایشگاهی:
• در محیط‌های آزمایشگاهی که کار با مواد شیمیایی خطرناک انجام می‌شود، مقنعه ضد اسید به محققان و کارکنان آزمایشگاه کمک می‌کند تا در برابر خطرات ناشی از واکنش‌های شیمیایی و پاشش‌های ناگهانی مواد محافظت شوند.
• این مقنعه‌ها به طور ویژه در آزمایشگاه‌هایی که با اسیدهای قوی، مواد قلیایی، و حلال‌های خورنده سروکار دارند، اهمیت پیدا می‌کنند.
5. ایمنی در صنایع دارویی و تولید مواد شیمیایی:
• در صنایع دارویی و تولید مواد شیمیایی که کارکنان با ترکیبات خطرناک و سمی کار می‌کنند، مقنعه ضد اسید هود اسپلش پایش به محافظت از آنها در برابر تماس مستقیم با مواد شیمیایی کمک می‌کند.
• این محافظت به کاهش خطرات شغلی و حفظ سلامت کارکنان در محیط‌های کاری خطرناک کمک می‌کند.

ویژگی‌های مقنعه ضد اسید هود اسپلش پایش

1. مقاومت بالا در برابر مواد شیمیایی:
• این مقنعه‌ها از مواد مقاوم و ضد نفوذ ساخته شده‌اند که در برابر اسیدها، قلیاها، و سایر مواد خورنده مقاومت بالایی دارند.
2. طراحی ارگونومیک و راحت:
• مقنعه ضد اسید هود اسپلش به گونه‌ای طراحی شده است که علاوه بر حفاظت، راحتی و امکان حرکت آزاد را برای کاربر فراهم کند. طراحی ارگونومیک این مقنعه‌ها باعث کاهش خستگی در هنگام استفاده طولانی‌مدت می‌شود.
3. پوشش کامل:
• این تجهیزات با پوشش کامل سر، صورت، و گردن، محافظت جامعی را ارائه می‌دهند و از نفوذ مواد شیمیایی به این نواحی جلوگیری می‌کنند.
4. سازگاری با سایر تجهیزات حفاظتی:
• مقنعه ضد اسید به گونه‌ای طراحی شده که بتواند با سایر تجهیزات حفاظتی مانند ماسک‌های تنفسی، عینک‌های ایمنی، و لباس‌های محافظتی یکپارچه استفاده شود.

مزایای استفاده از مقنعه ضد اسید هود اسپلش پایش

• افزایش ایمنی کارکنان: با ارائه حفاظت موثر در برابر مواد شیمیایی و خطرناک، این مقنعه‌ها به افزایش ایمنی و کاهش خطرات شغلی در محیط‌های پرخطر کمک می‌کنند.
• کاهش صدمات و آسیب‌ها: استفاده از مقنعه ضد اسید به کاهش احتمال بروز سوختگی‌های شیمیایی، آسیب‌های پوستی، و صدمات چشمی در هنگام بروز پاشش یا نشت مواد کمک می‌کند.
• ارتقای فرهنگ ایمنی: استفاده از تجهیزات حفاظتی مناسب مانند مقنعه ضد اسید، نشان‌دهنده تعهد سازمان به ایمنی و سلامت کارکنان است و به ایجاد فرهنگ ایمنی در محیط کار کمک می‌کند.

جمع‌بندی

مقنعه ضد اسید هود اسپلش پایش یکی از تجهیزات حیاتی در صنایع شیمیایی و محیط‌های خطرناک است که با فراهم کردن حفاظت جامع از سر، صورت، و گردن در برابر پاشش و بخارات مواد شیمیایی، به ایمنی کارکنان کمک می‌کند. با ویژگی‌های مقاومت بالا، پوشش کامل، و سازگاری با سایر تجهیزات حفاظتی، این مقنعه‌ها نقش مهمی در پیشگیری از آسیب‌های شیمیایی و حفظ سلامت کارکنان در محیط‌های صنعتی دارند.

نقش فنس بوم های مقابله با الودگی های دریایی شرکت  پایش در کنترل و جلوگیری از انتشار مایعات هیدروکربن

فنس بوم‌های مقابله با آلودگی‌های دریایی شرکت پایش نقش کلیدی در کنترل و جلوگیری از انتشار مایعات هیدروکربنی و آلودگی‌های نفتی در سطح دریا دارند. این تجهیزات با ایجاد مانع فیزیکی در سطح آب، از گسترش آلودگی نفتی به نواحی وسیع‌تر جلوگیری کرده و به مدیریت کارآمد نشت‌های نفتی کمک می‌کنند.

نقش فنس بوم‌های شرکت پایش در کنترل آلودگی‌های دریایی:

1. ایجاد مانع فیزیکی برای جلوگیری از گسترش آلودگی:
فنس بوم‌های شرکت پایش به عنوان یک سد فیزیکی عمل می‌کنند که از حرکت و پخش شدن نفت و مواد هیدروکربنی روی سطح آب جلوگیری می‌کند. این بوم‌ها به سرعت در اطراف ناحیه آلوده مستقر می‌شوند و مانع از گسترش آلودگی به مناطق حساس‌تر مانند سواحل، بنادر و زیستگاه‌های طبیعی می‌شوند.
2. مهار نفت و جمع‌آوری آن:
• فنس بوم‌ها علاوه بر جلوگیری از گسترش آلودگی، نفت و مواد هیدروکربنی را در یک منطقه محدود جمع‌آوری می‌کنند. این کار امکان عملیات پاکسازی و بازیافت نفت را به شکل مؤثرتر فراهم می‌کند. بوم‌های پایش به طور خاص برای به دام انداختن لکه‌های نفتی طراحی شده‌اند و به تیم‌های واکنش سریع این امکان را می‌دهند تا نشت‌ها را مدیریت کنند.
3. کاربرد در شرایط محیطی مختلف:
• بوم‌های شرکت پایش برای استفاده در شرایط مختلف دریایی مانند دریاهای آزاد، سواحل، و حتی آب‌های آرام طراحی شده‌اند. آنها مقاوم در برابر امواج، باد، و شرایط سخت دریایی هستند و می‌توانند در محیط‌های متفاوت کارآمد باشند.
4. حفاظت از محیط‌های حساس:
• یکی از کاربردهای اصلی فنس بوم‌ها حفاظت از مناطق حساس محیط زیستی مانند تالاب‌ها، صخره‌های مرجانی، و سواحل است. این بوم‌ها به جلوگیری از رسیدن آلودگی نفتی به این مناطق کمک کرده و از آسیب‌های زیست‌محیطی جلوگیری می‌کنند.
5. واکنش سریع و نصب آسان:
• فنس بوم‌های شرکت پایش با طراحی مناسب، به گونه‌ای ساخته شده‌اند که به سرعت قابل استقرار هستند. این ویژگی در مواقع اضطراری مانند نشت‌های ناگهانی نفتی اهمیت بالایی دارد، زیرا واکنش سریع می‌تواند میزان خسارت و آلودگی را به حداقل برساند.
6. مقاومت بالا در برابر مواد شیمیایی:
• بوم‌های شرکت پایش از موادی ساخته شده‌اند که در برابر نفت، مواد هیدروکربنی و سایر مواد شیمیایی مقاوم هستند. این ویژگی باعث می‌شود که بوم‌ها بتوانند در طولانی‌مدت و در شرایط سخت دریایی عملکرد مطلوبی داشته باشند.

جمع‌بندی

فنس بوم‌های شرکت پایش به عنوان یکی از تجهیزات کلیدی در مقابله با آلودگی‌های نفتی در دریا، نقش حیاتی در مهار و جلوگیری از گسترش نشت‌های هیدروکربنی دارند. این بوم‌ها با ایجاد مانع فیزیکی، مهار و جمع‌آوری نفت و سایر مواد شیمیایی از سطح آب، به کاهش آسیب‌های زیست‌محیطی و حفظ اکوسیستم‌های دریایی کمک می‌کنند. طراحی مقاوم و کارآمد این بوم‌ها آنها را به ابزاری اساسی در عملیات‌های پاکسازی نفتی تبدیل کرده است.

پد جاذب روغن و نفت | راه‌حل مؤثر برای پاکسازی آلودگی‌های نفتی در دریاها

پد جاذب روغن و نفت یکی از تجهیزات ضروری برای مقابله با آلودگی‌های دریایی است که نقش کلیدی در پاکسازی لکه‌های نفتی و حفظ محیط زیست دریایی ایفا می‌کند. این پدها برای جذب انواع روغن‌ها و هیدروکربن‌ها از سطح آب طراحی شده‌اند و به جلوگیری از گسترش آلودگی نفتی در دریاها کمک می‌کنند.

مزایای استفاده از پد جاذب روغن و نفت

• جذب سریع روغن و نفت: پدهای جاذب با استفاده از مواد مخصوص، توانایی بالایی در جذب روغن و نفت دارند. آنها به سرعت مایعات هیدروکربنی را از سطح آب جذب کرده و از گسترش آلودگی جلوگیری می‌کنند.
• حفاظت از محیط زیست دریایی: با استفاده از پدهای جاذب، می‌توان از آسیب‌های زیست‌محیطی جلوگیری کرد. این پدها به ویژه در حفاظت از مناطق حساس دریایی مانند تالاب‌ها، صخره‌های مرجانی و سواحل کاربرد دارند.
• کاهش اثرات نشت نفت: پدهای جاذب روغن و نفت به کاهش سریع اثرات مخرب ناشی از نشت‌های نفتی کمک می‌کنند و با جمع‌آوری لکه‌های نفتی از گسترش آن به مناطق وسیع‌تر جلوگیری می‌کنند.

کاربردهای پد جاذب روغن و نفت

• پاکسازی سریع در مواقع اضطراری: این پدها به سرعت در محل‌های نشت نفتی قابل استفاده هستند و به تیم‌های واکنش سریع امکان می‌دهند تا در کمترین زمان ممکن آلودگی را مهار کنند.
• محافظت از حیات آبزیان: آلودگی نفتی می‌تواند برای آبزیان خطرناک باشد. استفاده از پدهای جاذب به کاهش این خطرات و حفظ سلامت اکوسیستم‌های دریایی کمک می‌کند.
• پاکسازی سواحل و بنادر: علاوه بر استفاده در دریاها، این پدها می‌توانند در پاکسازی سواحل و بنادر نیز مؤثر باشند و لکه‌های نفتی را از محیط‌های ساحلی جذب کنند.

با افزایش حوادث نشت نفتی در سراسر جهان، استفاده از پدهای جاذب روغن و نفت به یکی از راهکارهای اصلی برای حفظ محیط زیست تبدیل شده است. این پدها با جذب مؤثر مواد نفتی، نقش مهمی در کاهش آلودگی‌های نفتی و حفاظت از آبزیان و اکوسیستم‌های دریایی ایفا می‌کنند.
www.payeshppe.ir

لباس ضد اسید پایش،، رویکردی جدید در کیفیت محصولات

شركت پايش اولين توليد كننده لباس هاي ضد اسيد در كشور

لباس کار ضد اسید همواره در صنایعی که با مواد شیمیایی خطرناک و اسیدها سر و کار دارند، اهمیت ویژه‌ای داشته است. این نوع لباس کار، جهت حفاظت از کارگران در برابر آسیب‌های احتمالی ناشی از تماس با مواد شیمیایی خطرناک و اسیدها طراحی شده است. با استفاده از لباس کار ضد اسید، کارکنان می‌توانند در محیط‌های خطرناک و شرایطی که احتمال تماس با اسیدها و مواد شیمیایی خطرناک وجود دارد، ایمنی و حفاظت خود را تضمین کنند.

در این مقاله شرکت پایش تولید کننده انواع لباس های ضد اسید و مواد شیمیایی ، به معرفی، کاربردها و انواع لباس کار ضد اسید خواهیم پرداخت. ابتدا به معرفی این نوع لباس کار و اهمیت آن در صنایع مختلف خواهیم پرداخت. سپس، به توضیح کاربردهای لباس کار ضد اسید در صنایع مختلف، از جمله صنایع شیمیایی، تولید باتری، پالایشگاه‌ها و صنایع نفت و گاز خواهیم پرداخت.

لباس کار ضد اسید چیست؟ + انواع لباس کار ضد اسید

لباس کار ضد اسید، نوعی لباس کار مخصوص است که برای محافظت افراد در برابر خطرات اسید و مواد شیمیایی خورنده طراحی شده است. این نوع لباس ها از موادی ساخته می‌شوند که در برابر اسیدها و مواد شیمیایی مقاوم هستند و می‌توانند از نفوذ آن‌ها به پوست و بدن جلوگیری کنند.

انواع مختلفی از لباس کار ضد اسید وجود دارد که هر کدام برای کاربرد خاصی طراحی شده‌اند:

1. لباس کار ضد اسید یکسره

این نوع لباس کار، تمام بدن را از سر تا پا می‌پوشاند و برای محافظت کامل در برابر اسید و مواد شیمیایی مناسب است. لباس کار ضد اسید یکسره معمولاً از جنس PVC، پلی اتیلن یا پلی پروپیلن ساخته می‌شود و دارای کلاه، کاپشن، شلوار و چکمه است.

2. لباس کار ضد اسید دو تکه

این نوع لباس کار شامل کاپشن و شلوار جداگانه است و برای محافظت از بالاتنه و پایین تنه در برابر اسید و مواد شیمیایی مناسب است. لباس کار ضد اسید دو تکه معمولاً از جنس PVC، پلی اتیلن یا پلی پروپیلن ساخته می‌شود.

3. پیش بند ضد اسید

پیش بند ضد اسید برای محافظت از قسمت جلوی بدن در برابر اسید و مواد شیمیایی مناسب است. این نوع پیش بندها معمولاً از جنس PVC، پلی اتیلن یا نئوپرن ساخته می‌شوند و در اندازه‌های مختلف موجود هستند.

4. دستکش ضد اسید

دستکش ضد اسید برای محافظت دست‌ها در برابر اسید و مواد شیمیایی خورنده ضروری است. این نوع دستکش‌ها از موادی مانند لاتکس، نیتریل یا بوتیل ساخته می‌شوند و در اندازه‌های مختلف موجود هستند.

5. چکمه ضد اسید

چکمه ضد اسید برای محافظت پاها در برابر اسید و مواد شیمیایی خورنده ضروری است. این نوع چکمه‌ها از موادی مانند PVC، پلی اتیلن یا نئوپرن ساخته می‌شوند و در اندازه‌های مختلف موجود هستند.

انتخاب نوع مناسب لباس کار ضد اسید به عوامل مختلفی مانند نوع اسید، غلظت اسید، مدت زمان تماس با اسید و نوع فعالیت فرد بستگی دارد.

کاربردهای لباس ضد اسید

لباس‌های ضد اسید یا لباس‌های مقاوم در برابر اسیدها، برای محافظت از افراد در برابر تماس با مواد شیمیایی قوی و اسیدها استفاده می‌شوند. این لباس‌ها اغلب توسط کارگران صنایع شیمیایی، آزمایشگاه‌ها، پالایشگاه‌ها، واحدهای تولیدی باتری و صنایع مرتبط استفاده می‌شوند. در زیر چند کاربرد اصلی لباس‌های ضد اسید آورده شده است:

  1. صنایع شیمیایی: در فرآیندهای تولید مواد شیمیایی خطرناک و قوی مانند اسیدها، قلیاها و حلال‌های قوی، لباس‌های ضد اسید استفاده می‌شود. این لباس‌ها به کارگران در مقابل تماس مستقیم با مواد شیمیایی محافظت می‌کنند.
  2. صنایع پالایشگاهی: در صنعت نفت و گاز، لباس‌های ضد اسید برای محافظت از کارگران در برابر تماس با اسیدها، سولفورها و سایر مواد خطرناک استفاده می‌شود.
  3. آزمایشگاه‌ها: در آزمایشگاه‌های شیمیایی و بیولوژیکی، لباس‌های ضد اسید برای محافظت از پرسنل در برابر مواد شیمیایی خطرناک و قوی مورد استفاده قرار می‌گیرد.
  4. صنایع باتری سازی: در واحدهای تولید باتری، لباس‌های ضد اسید برای جلوگیری از تماس با مواد شیمیایی مورد استفاده در باتری‌ها و جلوگیری از آسیب به پوست و لباس کارگران استفاده می‌شود.
  5. صنایع الکترونیک: در برخی فرآیندهای تولید قطعات الکترونیکی، مواد شیمیایی خطرناکی مانند اسیدها و حلال‌ها به کار می‌رود. لباس‌های ضد اسید در این صنایع برای محافظت از کارگران در برابر تماس با این مواد استفاده می‌شود.

مهم است که لباس‌های ضد اسید با استانداردهای ایمنی مرتبط سازگاری داشته باشند و به درستی استفاده شوند. همچنین، تنها لباس‌های ضد اسید بی‌خطر نیستند و باید مواد شیمیایی مورد استفاده و شرایط کار را در نظر بگیرید تا مطمئن شوید که لباس‌ها مناسب و کافی برای محافظت ارائه می‌دهند.

ویژگی‌های یک لباس کار ضد اسید استاندارد

ویژگی‌های یک لباس کار ضد اسید استاندارد به منظور محافظت کامل از کارگران در برابر تماس با مواد شیمیایی قوی و اسیدها عبارتند از:

  1. مواد مقاوم در برابر اسید: لباس کار ضد اسید باید از موادی ساخته شده باشد که تحمل تماس با اسیدها و مواد شیمیایی قوی را داشته باشند. معمولاً از موادی مانند پلیمرهای مقاوم در برابر اسید، PVC (پلی وینیل کلراید) یا نایلون استفاده می‌شود.
  2. محافظت از پوست: لباس کار ضد اسید باید قادر باشد پوست کارگر را به‌طور کامل محافظت کند. این شامل پوشش کامل بدن، شامل سر و صورت، دستگاه تنفسی و پا می‌شود. لباس کار باید به طور کامل بر روی بدن قرار گیرد و هیچ نقاط آسیب‌پذیر نباشد.
  3. ضد پوسیدگی: لباس کار ضد اسید باید دارای ویژگی ضدپوسیدگی باشد تا در برابر تماس مکرر با اسیدها و مواد شیمیایی، مقاومت و استحکام خود را حفظ کند.
  4. ضد ترک: لباس کار باید دارای استحکام و مقاومت کافی در برابر شکستن، پاره شدن و ترکیدن باشد. این ویژگی به کارگران اجازه می‌دهد با اطمینان بیشتری در محیط‌های خطرناک کار کنند.
  5. جذب نکردن مواد شیمیایی: لباس کار باید قادر باشد مواد شیمیایی را به خود جذب نکند و به تأخیر بیندازد تا زمان کافی برای خارج شدن فوری آن‌ها از لباس وجود داشته باشد.
  6. راحتی: لباس کار ضد اسید باید راحت و مناسب برای استفاده در مدت طولانی باشد. این شامل فضای کافی برای حرکت، وزن مناسب و داشتن بندها و قطعات قابل تنظیم جهت تناسب صحیح با بدن است.
  7. قابلیت شست و شو: لباس کار باید قابلیت شست و شو و تمیزکاری آسان را داشته باشد بدون اینکه ویژگی‌های ضد اسید و مقاومت آن کاهش یابد.
  8. استانداردهای ایمنی: لباس کار ضد اسید باید با استانداردهای ایمنی مرتبط سازگاری داشته باشد. مثالی از استانداردهای مربوط به لباس کار ضد اسید استاندارد عبارتند از ASTM F739 (استاندارد تست نفوذ انتخابی برای مواد شیمیایی) و EN 13034 (استاندارد ملی اروپایی برای لباس‌های محافظ شیمیایی).

بررسی قیمت لباس ضد اسید

قیمت لباس ضد اسید به عوامل مختلفی مانند نوع لباس، سطح حفاظت و برند آن بستگی دارد. به طور کلی، لباس‌های ضد اسید یکسره به دلیل پوشش کامل، گران‌تر از لباس‌های دو تکه هستند. مواد با کیفیت‌تر و سایر ویژگی‌های اضافی مانند درزهای تقویت‌شده و کلاه، قیمت لباس ضد اسید را افزایش می‌دهند.

هنگام خرید لباس ضد اسید، توجه به مقرون به صرفه بودن آن در درازمدت بسیار مهم و ضروری است. زیرا سرمایه‌گذاری در لباس باکیفیت می‌تواند عمر لباس را افزایش دهد.

عواملی که بر قیمت لباس ضد اسید تأثیر می‌گذارند:

  • نوع لباس:لباس‌های ضد اسید در انواع مختلفی مانند یکسره، دو تکه، پیش‌بند، دستکش و چکمه موجود هستند. قیمت هر کدام از این نوع لباس‌ها با توجه به کارایی و میزان پوشش آن‌ها متفاوت است.
  • سطح حفاظت:لباس‌های ضد اسید در سطوح مختلف حفاظتی تولید می‌شوند. لباس‌هایی که برای اسیدهای قوی‌تر و غلیظ‌تر طراحی شده‌اند، قیمت بالاتری دارند.
  • برند:برندهای معروف و شناخته‌شده در زمینه تولید لباس ضد اسید، معمولاً قیمت بالاتری نسبت به برندهای متفرقه دارند.
  • کیفیت مواد:لباس‌های ضد اسید از مواد مختلفی مانند PVC، پلی‌اتیلن، پلی‌پروپیلن و نئوپرن ساخته می‌شوند. کیفیت مواد به کار رفته در لباس، قیمت آن را تحت تأثیر قرار می‌دهد.
  • ویژگی‌های اضافی:برخی از لباس‌های ضد اسید دارای ویژگی‌های اضافی مانند درزهای تقویت‌شده، کلاه، جیب و غیره هستند که قیمت آن‌ها را افزایش می‌دهد.

نقش لباس ضد اسید در صنایع و مشاغل مختلف

لباس کار ضد اسید نقش حیاتی در محافظت افراد در صنایع و مشاغل مختلفی ایفا می‌کند. در زیر به برخی از این صنایع و مشاغل اشاره می‌کنم که از لباس کار ضد اسید بهره می‌برند:

  1. صنایع شیمیایی: در این صنعت، افراد به طور مستقیم با مواد شیمیایی قوی و اسیدها در تماس هستند. لباس کار ضد اسید به کارگران این صنعت امکان می‌دهد تا از خطرات تماس مستقیم با مواد شیمیایی خطرناک محافظت کنند.
  2. صنایع نفت و گاز: در صنعت استخراج و فرآوری نفت و گاز، احتمال مواجهه با مواد شیمیایی خطرناک و اسیدها وجود دارد. لباس کار ضد اسید به کارکنان این صنعت که در معرض خطرات شیمیایی قرار دارند، ایمنی و حفاظت لازم را فراهم می‌کند.
  3. صنایع معدنی: در صنعت معدن، کارگران با مواد معدنی و محلول‌های شیمیایی در تماس هستند. لباس کار ضد اسید می‌تواند آن‌ها را در برابر اثرات این مواد محافظت کند و ایمنی را تضمین کند.
  4. صنایع تولیدی: در بسیاری از صنایع تولیدی، مانند فولاد، شیشه، پلاستیک و غیره، لباس کار ضد اسید برای محافظت از کارکنان در برابر مواد شیمیایی استفاده می‌شود که در فرآیندهای تولیدی ممکن است وجود داشته باشند.
  5. آزمایشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتی: در آزمایشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتی، کاربران در تماس با مواد شیمیایی خطرناک قرار دارند. لباس کار ضد اسید به آن‌ها امکان می‌دهد تا در انجام آزمایشات و تحقیقات خود از خطرات مواد شیمیایی محافظت کنند.

به طور کلی، لباس کار ضد اسید در هر صنعت یا مشغله‌ای که خطر تماس با مواد شیمیایی قوی و اسیدها وجود دارد، نقش بسیار مهمی در ایمنی و حفاظت افراد ایفا می‌کند.

برای اطلاعات بیشتر و دریافت مشاوره در زمینه انتخاب بهترین لباس سازگار با محیط کاری خود با ما در تماس باشید

www.payeshppe.ir

مدیریت ریسک ، رویکردی نوین برای ارتقای اثربخشی سازمانها

مقدمه
تحولات عمده در محیط کسب و کار، مثل جهانی شدن کسب و کار و سرعت بالای تغییرات در فناوری، باعث افزایش رقابت و دشواری مدیریت در سازمانها گردیده است. در محیط کسب و کار امروز، مدیریت و کارکنان می بایست توانایی برخورد با روابط درونی و وابستگیهای مبهم و بغرنج میان فناوری، داده ها، وظایف، فعالیتها، فرایندها و افراد را دارا باشند. در چنین محیطهای پیچیده ای سازمانها نیازمند مدیرانی هستند که این پیچیدگیهای ذاتی را در زمان تصمیم گیریهای مهمشان لحاظ و تفکیک کنند. مدیریت ریسک مؤثر که بر مبنای یک اصول مفهومی معتبر قرار دارد، بخش مهمی از این فرایند تصمیم گیری را تشکیل می دهد. در این مقاله این اصول بوسیله شناسایی عناصر اصلی ریسک و بررسی چگونگی تأثیر بالقو? این عناصر در موفقیت سازمانها و چگونگی مقابله و مدیریت ریسک ها مورد بحث قرار می گیرد.
تعریف ریسک و انواع آن
تعریف ریسک: برای درک طبیعت ریسک، ابتدا باید از تعریف آن آغاز کرد. اگرچه تفاوتهای فراوانی در چگونگی تعریف ریسک وجود دارد، ولی تعریفی که در ادامه ارائه می‌شود، به‌طور مختصر ماهیت آن را نشان می‌دهد: ریسک یعنی احتمال متحمل شدن زیان (DOROFEE-96). این تعریف شامل دو جنبه اصلی از ریسک است:
* مقدار زیان می بایست ممکن باشد؛
* عدم اطمینان در رابطه با آن زیان نیز می‌بایست وجود داشته باشد.
در اکثر تعاریفی که از ریسک شده است، به‌صورت روشن به دو جنبه آن، یعنی زیان و عدم اطمینان، اشاره شده است. ولی سومین جنب? آن، یعنی انتخاب، معمولاً به‌صورت ضمنی مورد اشاره قرار می گیرد که منظور از انتخاب، چگونگی توجه نمودن به آن است. این سه شرط، پایه های اساسی ریسک و مبنایی برای بررسی عمیق"تر آن هستند.
انواع مختلف ریسک: اصطلاح ریسک بصورت گسترده ای مورد استفاده قرار می‌گیرد، ولی مخاطبان مختلف اغلب تعبیرهای نسبتاً مختلفی ازآن دارند (KLOMAN-90). برای مثال، شیوه ارتباط ریسک با فرصت به شرایط تلقی ریسک بستگی دارد. بعضی اوقات، یک وضعیت هم فرصت سودآوری و هم امکان بالقو? زیان را فراهم می سازد نماید. ولی در موارد دیگر، فرصت سودآوری وجود ندارد، تنها امکان بالقو? زیان موجود است. بنابراین ریسک می تواند دارای دو نوع تقسیم فرعی دیگر باشد:
* ریسک سوداگرانه؛
* ریسک خطرناک.
در شکل شماره یک تفاوت میان این دو مقوله به تصویر کشیده شده است. در ریسک سودا گرانه، شما می توانید یک سودآوری تحقق یافته یا بهبودی در روال شرایط نسبت به وضع موجودتان داشته باشید. و به‌طور همزمان نیز امکان بالقوه ای برای تجرب? یک زیان یا بدتر شدن شرایط نسبت به وضع موجود را داشته باشید. قمار بازی یک مثال از انجام یک ریسک سوداگرانه است. وقتی شما یک شرط بندی انجام می دهید، می‌بایست احتمال به‌دست آوردن پول بیشتر در مقابل انتظار از دست دادن میزان شرط بندی تان، مورد ارزیابی قرار دهید. در این مثال، هدف کلی افزایش ثروتتان است، و تمایل شما به سرمایه گذاری در ریسک، به منظور فراهم‌ساختن یک فرصت سودآورانه است.
در مقابل، ریسک خطرناک فقط یک امکان بالقو? زیان به همراه دارد و هیچ فرصتی برای بهبود روال شرایط فراهم نمی سازد. برای مثال، به‌چگونگی در نظر گرفتن امنیت، به‌عنوان یک ریسک خطرناک توجه کنند. فرض کنید که شما نگران محافظت از اشیاء با ارزشی باشید که در خانه نگهداری می شوند. هدف اصلی شما در این مثال، اطمینان از عدم دستبرد به اشیاء موجود در منزل شما بدون اطلاع و اجازه از جانب شماست. بعد از بررسی میزان کیفیت امنیت اشیاء، امکان دارد که شما تصمیم به نصب یک سیستم امنیتی در منزلتان به‌منظور جلوگیری از ورود دزد و سرقت اشیاء بگیرید. توجه کنید که هدف در این مثال، طبق تعریف، تنها تمرکز ریسک بر روی محدود? امکان بالقو? زیان است. در اکثر شرایط مناسب، شما تنها آنچه را که هم اکنون مالک آن هستید، محافظت می کنید. و هیچ امکان بالقوه‌ای برای سودآوری وجود ندارد.
در این مثال، شما تمایل به کسب آرامش خاطر به‌واسطه جلوگیری از عواقب ناخوشایند ورود به منزلتان دارید. هدف شما به‌عنوان احساس امنیت بیشتر، تعیین کننده شرایطی است که ریسک منظور می شود. بعد از تجزیه و تحلیل شرایط، شما ممکن است تصمیم به نصب یک سیستم امنیتی در منزلتان به‌منظور ایجاد موانع برای سارقان بگیرید. ممکن است اینگونه استدلال کنید که افزایش امنیت احتمالاً برای شما احساس امنیت بیشتری به ارمغان خواهد آورد و متعاقباً باعث کسب آرامش خاطرمی‌شود که شما به‌دنبال آن هستید. در این مثال، شما تمایل به سرمایه گذاری مالی در یک سیستم امنیتی به منظور فراهم آوردن یک فرصت احساس امنیت بیشتر برای خود دارید. ریسک امنیتی در این مثال، سوداگرانه است زیرا در این مورد میزان تحمل برای ریسک (به‌عنوان مثال، مقدار پولی که شما تمایل دارید در یک سیستم امنیتی سرمایه گذاری کنید) با میزان علاقه شما برای تحقق یک فرصت (به‌عنوان مثال، کسب آرامش خاطر) در توازن است.
بنابراین، ریسک به‌صورت کاملاً مشخص و روشنی قابل طبقه بندی به‌عنوان سوداگرانه و خطرناک بر مبنای نوع آن نیست، بلکه بر اساس شرایطی که آن ادراک می شود، قابل دسته بندی است.
عناصر اصلی ریسک
تمامی اشکال ریسک، چه آنها به‌عنوان ریسک سوداگرانه طبقه بندی شده باشند، چه به‌عنوان ریسک خطرناک، شامل عناصر مشترکی هستند که شامل چهار عنصر ذیل است:
1- محتوا ؛ 2 – فعالیت؛ 3 – شرایط؛ 4 – پیامدها.
محتوا یعنی زمینه، وضعیت، یا محیطی که ریسک در آن منظور شده و مشخص کننده فعالیتها و شرایط مرتبط با آن وضعیت است. به‌عبارت دیگر، محتوا نمایی از تمامی پیامدهای سنجیده شده فراهم می‌سازد. بدون تعیین یک محتوای مناسب، به‌طور قطع نمی‌توان تعیین نماید، کدامین فعالیتها، شرایط و پیامدها می‌بایست در تجزیه و تحلیل ریسک و فعالیتهای مدیریتی درنظرگرفته شوند. بنابراین، محتوا، مبنایی برای تمامی فعالیتهای بعدی مدیریت ریسک فراهم می کند.

بعد از ایجاد یک محتوا، عناصر باقی مانده در ریسک به‌طور مناسبی قابل بررسی هستند. عنصر فعالیت یعنی عمل یا اتفاقی که باعث ریسک می شود. فعالیت، عنصر فعال ریسک است و می بایست با یک یا چندین شرط ویژه برای ظهور ریسک ترکیب شود. تمامی اشکال ریسک با یک فعالیت به‌وجود می آیند؛ بدون فعالیت، امکان ریسک وجود ندارد.
در حالی‌که فعالیت، عنصر فعال ریسک است، شرایط تشکیل دهند? عنصر منفعل ریسک است. این شرایط تعیین کننده وضعیت جاری یا یک مجموعه از اوضاع و احوال است که می‌تواند به ریسک منجر شود. شرایط، وقتی با یک فعالیت آغازگر خاص ترکیب می شود، می تواند یک مجموعه از پیامدها یا خروجی ها را تولید کند. پیامدها، به‌عنوان آخرین عنصر ریسک، نتایج یا اثرات بالقو? یک فعالیت در ترکیب با یک شرط یا شرایط خاص است.
ریسک استراتژیک و عملیاتی
ریسک استراتژیک، ریسکی است که یک سازمان برای تحقق اهداف تجاری اش می پذیرد. در مضمون این تعریف امکان بالقو? سودآوری و زیاندهی هر دو وجود دارد، که ریسک استراتژیک را طبیعتاً سوداگرانه می سازد. توجه کنید که چگونه چهار عنصر ریسک برای ریسک استراتژیک به‌کار برده می شود. برای مثال، شرایطی را فرض کنید که مدیریت ارشد در یک مؤسسه مالی در حال بررسی دربار? ورود به یک بازار جدید، مثل ایجاد خدمات بانکداری آنلاین است. از آنجایی که این امر به‌واسط? فرایند تصمیم گیری به اجرا گذاشته می شود، مدیریت می بایست فرصتها و تهدیدهای بالقو? موجود در آن بازار را بررسی کند.
محتوا در این مثال خاص، بازار خدمات بانکداری آنلاین است. تمامی فعالیتها، شرایط و پیامدها می‌بایست در داخل این محتوای خاص در نظر گرفته شوند. فعالیتها در این مثال طیفی از انتخابهای استراتژیک سنجیده شده است. مدیریت تعدادی از انتخابهای قابل پیگیری، شامل چهار مورد زیر را پیش روی دارد :
1 - تصمیم گرفتن برای ورود فوری به بازار؛
2 - انجام اقدام احتیاطی از طریق ارائه خدمات آزمایشی اندک؛
3 - در حال حاضر عملی انجام ندادن، ولی محفوظ نگهداشتن حقوق برای اقدامات آتی؛
4 - تصمیم گرفتن برای عدم ورود به بازار.
شرایط در این مثال، شامل روندهای جاری و عدم اطمینان نسبت به خدمات بانکداری آنلاین، از جمله تعداد مشتریان بالقوه، آنچه که رقبا ممکن است انجام بدهند، و شایستگیهای اصلی سازمان در حال حاضر است. ترکیب هر فعالیت استراتژیک با روندهای جاری و عدم اطمینان، یک طیفی از پیامدها، یا مجموعه ای از سودآوری و زیاندهی بالقو? برای سازمان تولید می کند. مدیریت درجه نسبی هر فرصت و ریسک ناشی از هر فعالیت استراتژیک را مورد بررسی قرار می دهد. آنها بهترین انتخاب را بر مبنای میزان تحمل ریسک درمقابل میزان تمایل برای به‌دست آوردن مزایایی از فرصتهای آن، انجام می دهند.
بنابراین، چهار عنصر اصلی ریسک یک ابزار مفید برای تجزیه و درک یک ریسک تجاری استراتژیک فراهم می‌سازد. این عناصر همچنین در زمان بررسی یک ریسک خطرناک، مثل ریسک عملیاتی، مفید واقع می شود.

ریسک عملیاتی
مدیران در تمامی سازمانها با ریسک سروکار دارند. تمرکز مدیریت در سطوح بالای سازمان در اکثر اوقات روی طبیعت سوداگران? ریسک است. مدیریت، ریسک سرمایه گذاری داراییهای سازمانی را در مقابل بازگشت بالقو? آن سرمایه گذاری تعدیل می کند و با ملاحظات استراتژیک، ریسک را در فعالیتهای پورتفوی سازمان و سرمایه گذاریها، مدیریت می کند. باوجود این، در سطوح عملیاتی یک سازمان، کارکنان و مدیریت طبق معمول تمرکزشان روی مدیریت یک نوع از ریسک خطرناک به نام ریسک عملیاتی است. همچنان که کارکنان و مدیریت فرایندهای کاری را به‌اجرا در می‌آورند، ریسک‌های عملیاتی شروع به ظهور می‌کنند. نقصان موجود در ذات فرایندها می تواند به عدم کارایی و مشکلاتی در خلال عملیات منجر شود که این امر می تواند اثر نامطلوبی بر موفقیت سازمان بگذارد.
متأسفانه، تعریف جهان شمولی دربار? اصطلاح ریسک عملیاتی وجود ندارد. کمیته سرپرستی بانکداری بَسِل (Basel) یک چارچوب کاملاً مناسب منتشر کرده است که به‌عنوان Basel II مشهور است و شامل یک تعریف از ریسک عملیاتی به‌شمار می‌رود که به طور گسترده ای توسط انجمن مالی مورد استفاده قرار می گیرد. ریسک عملیاتی، طبق تعریف چارچوب Basel II ، ریسک زیان ناشی از عدم کفایت یا نقص فرایندهای داخلی، افراد و سیستم ها یا از وقایع خارجی تعریف می شود.
تعریف دیگری از ریسک عملیاتی نیز موجود است: ریسک عملیاتی، یعنی امکان بالقو? عدم توفیق در دسترسی به اهداف مأموریت. این تعریف شامل زیان (ناکامی در رسیدن به اهداف مأموریت) و عدم اطمینان (احتمال وقوع یا عدم وقوع ناکامی) است. به‌طور همزمان، این تعریف مناسب برای استفاده در اکثر زمینه های متفاوت است.
به‌طور خلاصه، اگرچه اشکال مختلفی از ریسک (از جمله، ریسک تجاری، عملیاتی، پروژه ای و امنیتی) وجود دارد، ولی تمامی آنها مبنای مفهومی یکسانی دارند. در عین حال، می توان تفاوتهای قابل ملاحظه ای میان ملموس انواع مختلف ریسک بر مبنای محتوای درک شده، قائل شد. برای مثال، یک ریسک سوداگرانه، مثل یک ریسک تجاری، خصلتهای منحصر به فردی دارد که آن را از یک ریسک خطرناک، از جمله ریسک عملیاتی، متمایز می‌سازد. طبیعت سوداگرانه یک ریسک تجاری هم سودآوری و هم زیان را در پی خواهد داشت، درحالی‌که ریسک عملیاتی هیچ فرصتی برای سودآوری ایجاد نمی کند. همانگونه که قبلاً گفته شده، تعریف ریسک عملیاتی به کار رفته در این متن چنین می باشد: ریسک عملیاتی، یعنی امکان بالقو? عدم توفیق در دسترسی به اهداف مأموریت. شکل 3 چگونگی تعبیر چهار عنصر ریسک را در ریسک عملیاتی نشان می دهد. عبارت موجود در شکل منعکس کننده اصطلاحات رایج و مرسوم در توصیف ریسک عملیاتی است. توجه کنید که مأموریت یک فرایند کار همان محتوایی است که ریسک عملیاتی در آن منظور گردیده است. تعریف مأموریت، نخستین مرحل? حیاتی در توصیف ریسک عملیاتی است، زیرا این مرحله اساس تشخیص، شرح و تفسیر ریسک عملیاتی را تشکیل می دهد. تمامی دیگر عناصر مشخص شده در شکل 2، در ارتباط با مأموریت یک فرایند کاری بررسی شده است.
جرقه همان عمل یا اتفاقی است که وقتی با آسیب پذیریهای موجود ترکیب شود، به یک طیفی از زیانهای بالقو? منجر می شود. آسیب پذیریها یعنی عیب و نقصهایی که فرایند را در معرض زیانهایی قرار می دهد؛ ضربه ها به‌عنوان زیانهای بالقو? ناشی از یک ریسک درک شده، تعریف می شوند. در ریسک عملیاتی، تمامی زیانها از پیگیری مأموریت حادث شده اند. از آنجایی که این یک ریسک خطرناک است، ریسک عملیاتی امکان بالقوه ای برای زیاندهی فراهم می سازد و هیچ امکان بالقوه ای برای سودآوری ارائه نمی دهد.
یک نوع از شرایط اضافی که می بایست به‌عنوان عامل برای معادله ریسک عملیاتی در نظر گرفته شود؛ کنترل‌ها است. در شکل 2 رابط? میان کنترل‌ها و جرقه ها، آسیب پذیریها و ضربه ها نشان داده شده است. کنترل‌ها شرایط و وضعیتهایی هستند که محرک یک فرایند به‌سوی تحقق مأموریتش است. آنها شامل خط‌مشی‌ها، رویه ها، روال کارها، وضعیتها و ساختارهای سازمانی هستند که به‌منظور ایجاد یک تضمین معقول و منطقی برای دستیابی به مأموریتها و حذف ،کشف و اصلاح حوادث ناخواسته، طراحی گردیده اند.

کنترل‌ها می توانند به‌روشهای زیر، ریسک را کاهش دهند:
* حذف یک اتفاق آغازگر یا جرقه زا؛
* کنترل میزان وقوع یک جرقه یا آغازگر و اجرای برنامه های اقتضایی در زمان مناسب؛
* کاهش آسیب پذیریها؛
* کاهش ضربه ها یا زیانهای بالقوه.
بنابراین، یک سنجش صحیح از ریسک عملیاتی می بایست شامل اثرات کنترل‌ها علاوه بر چهار عنصر موجود باشد.
معمولا، افراد راجع به ریسک عملیاتی از اصطلاح تهدید استفاده می‌کنند. یک تهدید یعنی وضعیت یا اتفاقی که باعث ریسک می شود. یک تهدید ترکیبی از یک جرقه و یک یا چند آسیب پذیری می باشد، زیرا مجموع این دو عنصرمشخص کننده اوضاع و احوالی است که باعث خلق ضرر و زیان بالقوه‌ای می‌شود.
مدیریت ریسک
به‌طور کلی، مدیریت ریسک فرایند سنجش یا ارزیابی ریسک و سپس طرح استراتژی‌هایی برای ادار? ریسک است. در مجموع، استراتژی‌های به‌کار رفته شامل: انتقال ریسک به بخشهای دیگر، اجتناب از ریسک، کاهش اثرات منفی ریسک، و پذیرش قسمتی یا تمامی پیامدهای یک ریسک خاص هستند. مدیریت ریسک سنتی، تمرکزش روی ریسک‌های جلوگیری کننده از علل قانونی و فیزیکی بود (مثل حوادث طبیعی یا آتش سوزیها، تصادفات، مرگ و میر و دادخواهی ها). مدیریت ریسک مالی، از سوی دیگر، تمرکزش روی ریسک‌هایی بود که می تواند استفاده از ابزار مالی و تجاری را اداره کند. مدیریت ریسک ناملموس، تمرکزش روی ریسک‌های مربوط به سرمایه انسانی، مثل ریسک دانش، ریسک روابط و ریسک فرایندهای عملیاتی است. بدون توجه به نوع مدیریت ریسک، تمامی شرکتهای بزرگ دارای تیم‌های مدیریت ریسک هستند و شرکتها و گروه‌های کوچک به‌صورت غیر رسمی، در صورت عدم وجود نوع رسمی آن، مدیریت ریسک را مورد استفاده قرار می دهند.
در مدیریت ریسک مطلوب، یک فرایند اولویت بندی منظور گردیده که بدان طریق ریسک‌هایی با بیشترین زیاندهی و بالاترین احتمال وقوع در ابتدا و ریسک هایی با احتمال وقوع کمتر و زیاندهی پایین تر در ادامه مورد رسیدگی قرار می‌گیرند. در عمل، این فرایند ممکن است خیلی مشکل باشد و همچنین در اغلب اوقات ایجاد توازن میان ریسک‌هایی که احتمال وقوع شان بالا و زیاندهی شان پایین و ریسک‌هایی که احتمال وقوع شان پایین و زیاندهی شان بالاست، ممکن است به‌طور مناسبی مورد رسیدگی قرار نگیرند. درنتیجه می توان ریسک‌های موجود در سازمان را از این دو بعُد نیزطبقه بندی کرد که در شکل 3 نشان داده شده است.
ریسک استراتژیک ریسکی است که سازمان برای تحقق اهداف تجاری خود می‌پذیرد.
در دنیای کسب وکار پرتحول امروز، مدیریت ریسک از اهمیت روزافزونی برخوردار شده است.

مدیریت ریسک ناملموس، یک نوع جدید از ریسک را معرفی می کند، ریسکی که احتمال وقوع اش 100 درصد است، ولی در سازمانها به‌خاطر فقدان توانایی تشخیص، نادیده گرفته می شود. برای مثال ریسک دانش، زمانی رخ می دهد که دانش دارای ضعف و نقص به‌کار برده شود. ریسک روابط، زمانی رخ می دهد که همکاری بی‌اثر و نتیجه ای اتفاق افتد. ریسک فرایند عملیاتی، زمانی رخ می دهد که عملیات بی‌ثمری اتفاق افتد. این ریسک ها به‌صورت مستقیم بهره وری دانش کارکنان را کاهش داده، و باعث نزول مقرون به صرفه بودن از نظر اقتصادی، سودآوری، خدمات، کیفیت، شهرت، ارزش مارک و کیفیت درآمدها می‌شود. در واقع مدیریت ریسک ناملموس باعث می‌شود در مدیریت ریسک به‌واسطه شناسایی و کاهش ریسک‌هایی که عامل نزول بهره وری می باشند، ارزشهای آنی و مستقیمی خلق شود.
در نتیجه می توان مدیریت ریسک را یک وظیفه ای شامل فرایندها، روشها، و ابزاری برای ادار? ریسک در فعالیتهای سازمانی است. که یک محیط منضبط برای تصمیم گیریهای پیشتازانه و غیر منفعل در موارد زیر فراهم می آورد:
* ارزیابی پیوسته در مورد آنچه که ایجاد اشکال می کند (ریسک)
* شناسایی ریسک‌های مهم در راستای برخورد با آنها
* اجرای استراتژی‌های مناسب به‌منظور اداره نمودن آن ریسک‌ها
پارادایم مدیریت ریسک
پارادایم یا الگوی مدیریت ریسک مجموعه ای از وظایف که به‌صورت یک سری فعالیتهای پیوسته در سرتاسر چرخه عمر یک مأموریت می باشند و عبارتنداز:
* شناسایی ریسک ها؛* تحلیل؛ * برنامه ریزی؛ * پیگیری؛ * کنترل.
وظایف پیوسته در مدیریت ریسک: وظایف پیوسته مدیریت ریسک در قسمت پایین معرفی گردیده اند. هر ریسکی به‌طور طبیعی این وظایف را به‌طور متوالی طی می‌کند، ولی فعالیتها به‌صورت پیوسته، همزمان (مثلاً ریسک‌هایی پیگیری می شوند در حالی‌که به موازاتش ریسک‌های جدیدی شناسایی و تحلیل می شوند)، و تکراری (مثلاً برنامه کاهنده ای برای یک ریسک ممکن است برای ریسک دیگری مفید باشد) در سرتا سر چرخه حیات یک مأموریت اتفاق می افتند.
* شناسایی: جستجو و مکان یابی ریسک‌ها، قبل از مشکل ساز شدن آنها.
* تحلیل: تبدیل داده های ریسک به اطلاعات تصمیم گیری. ارزیابی میزان اثر، احتمال وقوع ومحدود? زمانی ریسک‌ها و طبقه بندی و اولویت بندی ریسک‌ها.
* برنامه ریزی: ترجمه اطلاعات ریسک به تصمیم ها و فعالیتها (هم حال و هم آینده) و به‌کارگیری آن فعالیتها.
* پیگیری: بررسی شاخصهای ریسک و فعالیتهای کاهنده.
* کنترل: اصلاح انحرافات نسبت به برنامه های کاهنده ریسک.
* ارتباطات: اطلاعات و بازخورهای بیرونی و درونی از فعالیتهای ریسک، ریسک‌های موجود و ریسک‌های پدید آمده فراهم می‌سازد.
استراتژی‌های مدیریت ریسک
وقتی که ریسک‌ها شناسایی و ارزیابی شدند، تمامی تکنیک‌های ادار? ریسک در یک یا چند طبقه از چهار طبق? اصلی قرار می گیرند:
* انتقال
* اجتناب
* کاهش (یا تسکین)
* پذیرش (یا نگهداری)
استفاده مطلوب از این استراتژی‌ها شاید امکان پذیر نباشد. بعضی از آنها ممکن است مستلزم بده بستانهایی باشد که برای فرد یا سازمانی که در زمینه مدیریت ریسک تصمیم گیری می کند، قابل قبول نباشد.
اجتناب از ریسک: استراتژی اجتناب، یعنی انجام ندادن فعالیتی که باعث ریسک می‌شود. به‌عنوان مثال ممکن است که یک دارایی خریداری نگردد یا ورود به یک کسب و کار مورد چشم پوشی قرار گیرد، تا از مشکلات و دردسرهای آنها اجتناب شود. مثال دیگر در این زمینه، پرواز نکردن هواپیماست، تا از ریسک سرقت آن اجتناب شود. استراتژی اجتناب به‌نظر می رسد راه حلی برای تمامی ریسکهاست، ولی اجتناب از ریسک همچنین به معنی زیاندهی در مورد سودآوریهای بالقوه ای است که امکان دارد به‌واسطه پذیرش آن ریسک حاصل شود. داخل نشدن به یک بازار به منظور اجتناب از ریسک، همچنین احتمال کسب سودآوری را ضایع می کند.
کاهش ریسک: استراتژی کاهش، یعنی به‌کارگیری شیوه هایی که باعث کاهش شدت زیان می شود. به‌عنوان مثال می توان به کپسول های آتش نشانی که برای فرونشاندن آتش طراحی گردیده اند، اشاره کرد که ریسک زیان ناشی از آتش را کاهش می دهد. این شیوه ممکن است باعث زیانهای بیشتری بواسط? خسارات ناشی از آب شود و در نتیجه امکان دارد که مناسب نباشد. سیستم هالوژنی جلوگیری کننده از آتش ممکن است آن ریسک را کاهش دهد، ولی هزینه آن امکان دارد، به‌عنوان یک عامل بازدارنده از انتخاب آن استراتژی جلوگیری کند.
پذیرش ریسک: استراتژی پذیرش، یعنی قبول زیان وقتی که آن رخ می دهد. در واقع خود-تضمینی یا تضمین شخصی در این طبقه جای می گیرد. پذیرش ریسک یک استراتژی قابل قبول برای ریسک‌های کوچک است که هزینه حفاظت در مقابل ریسک ممکن است از نظر زمانی بیشتر از کلیه زیانهای حاصله باشد. کلیه ریسک‌هایی که قابل اجتناب و انتقال نیستند، ضرورتاً قابل پذیرش هستند. اینها شامل ریسک‌هایی می شود که خیلی بزرگ هستند که یا محافظت در مقابل آن امکان پذیر نیست یا پرداخت هزینه بیمه آن شاید عملی نباشد. در این زمینه، جنگ به‌خاطر ویژگیهایش و عدم وجود تضمین نسبت به ریسک‌هایش، مثالی مناسبی است. همچنین هر مقداری از زیاندهی بالقوه علاوه بر مقدار تضمین شده، ریسک پذیرفته شده محسوب می شود. همچنین ممکن است این حالت قابل قبول باشد در صورتی که امکان تحقق زیانهای سنگین، کم باشد یا هزینه بیمه کردن برای مقدار پوشش بیشتر، خیلی زیاد باشد به‌طوری که مانع بزرگی برای اهداف سازمانی ایجاد کند.
انتقال ریسک: استراتژی انتقال، یعنی موجب شدن اینکه بخش دیگری ریسک را قبول کند، معمولاً بوسیله بستن قرارداد یا انجام اقدامات احتیاطی. بیمه کردن، یک نوع از استراتژی های انتقال ریسک با استفاده از بستن قرار داد است. در موارد دیگر این امر بواسطه قراردادهای کلامی انجام می گیرد که ریسک را به بخشهای دیگر بدون پرداختی بابت حق بیمه، انتقال می دهد. معمولاً بار مسئولیت در میان سازندگان ساختمان یا دیگر سازندگان بدین صورت انتقال می یابد. از سوی دیگر، استفاده از وضعیتهای تعدیل کننده در سرمایه‌گذاریهای مالی، یک نمونه از چگونگی انجام اقدامات احتیاطی توسط شرکتها، به منظور ادار? ریسک از نظر مالی است.
بعضی از روشهای اداره نمودن ریسک، در تمامی طبقات جای می گیرند. پذیرش جمعی ریسک از لحاظ فنی یعنی تحمل ریسک توسط گروه، ولی توزیع آن در کل گروه، یعنی انتقال ریسک در میان افراد عضو در گروه. که این وضعیت متفاوت از بیمه سنتی است، که در آن هیچ حق بیمه ای پیشاپیش میان اعضای گروه مبادله نمی‌شود، ولی در عوض زیان حاصله به حساب تمام اعضای گروه گذاشته می شود.
جمع بندی
از آنجا که دنیای کسب و کارو صنعت با تحولات و دگرگونیهای متعددی همچون جهانی شدن، برون سپاری و ایجاد ائتلافهای استراتژیک مواجه است، مدیریت ریسک در فعالیتهای سازمانها اعم از تجاری و غیر انتفاعی اهمیت روزافزونی یافته است. در این مقاله دیدگاهی روشن و مشخص نسبت به انواع مختلف ریسک در سطوح سازمانی و استراتژی های مدیریت آن را بحث کرده است. در بخش ابتدایی یک طبقه بندی از ریسک با توجه به نوع انتظار و پیامد آن (سودآوری یا حفظ وضع موجود) صورت پذیرفت: ریسک سوداگرانه و ریسک خطرناک، سپس انواع ریسک ها از جمله ریسک استراتژیک، ریسک مالی، ریسک عملیاتی و ریسک تجاری بررسی شد. صرفنظر از نوع آن، عناصر اصلی تمامی ریسک ها یکسان است ، که شامل: محتوا، فعالیت، شرایط و پیامدها است. البته شاید این عناوین بسته به نوع ریسک، تغییراتی در ظاهر داشته باشند، ولی مفاهیم بنیادی آنها یکسان است. در انتهای این مقاله ضمن تعریفی مختصر از مدیریت ریسک و بعضی از موارد رایج و شایع آن در شرایط کسب و کار امروز، انواع استراتژی های متداول در مدیریت ریسک توضیح داده شده است، که شامل: استراتژی انتقال، استراتژی اجتناب، استراتژیک کاهش (یا تسکین) و استراتژی پذیرش (یا نگهداری) است.
منابع
.(مهندس حامد زمانی)
*.Dorfman, Mark S. (1997). Introduction to Risk Management and Insurance (6th ed.), Prentice Hall
* .Stulz, René M. (2003). Risk Management & Derivatives (1st ed.), Mason, Ohio: Thomson South-Western
* .Alijoyo, Antonius (2004). Focused Enterprise Risk Management (1st ed.), PT Ray Indonesia, Jakarta
*. Alberts, Christopher & Dorofee, Audrey. Managing Information Security Risks: The OCTAVESM Approach Boston, MA:Addison-Wesley, 2002

برنامه تجهيزات حفاظت فردي جهت استفاده در واحد های صنعتی

https://www.payeshppe.ir/
1- مقدمه
برنامه تجهيزات حفاظت فردي (PPE)[1] براي محافظت كارگران در برابر خطر يا آسيبهاي موجود در محيط كار مي‌باشد كه با ايجاد كردن سدي در مقابل خطرات، از آسيب ديدگي افراد جلوگيري بعمل مي آورند. تجهيزات حفاظت فردي را نمي توان بعنوان جايگزيني براي كنترلهاي اجرايي و مهندسي و يا اقدامات پيشگيري كننده لازم و ضروري ، در نظر گرفت ؛ بلكه اين تجهيزات بايد پس از اقدامات اوليه لازم و در كنار كنترلهاي مهندسي صورت گرفته ، مورد استفاده قرار گيرند تا اطمينان كافي از سلامت و ايمني كارگران حاصل گردد.
آزمايشات نشان داده است كه در برخي موارد ، استفاده از تجهيزات حفاظت فردي باعث كاهش احتمال بيماريها و صدمات ناشي از كار گشته است كه در اينگونه موارد ،‌ تهيه برنامه‌اي جهت استفاده و نگهداري از اين وسايل ضروري مي‌باشد. اين برنامه شامل حفاظت از چشم ، صورت ، سر، ‌دست و پا مي‌باشد. براي محافظت از سيستم شنوايي و تنفسي نيز برنامه‌هاي جداگانه‌اي پيش بيني شده است .
برنامه تجهيزات حفاظت فردي مراكز كنترل بيماريها (CDC)[2] شامل بخشهاي زير مي‌باشد:
مسئوليتهاي ناظران ، كارگران و اداره بهداشت و ايمني
- برآورد خطرات و انتخاب نوع PPE مناسب
- آموزش كارگران
- نگهداري سوابق مورد نياز
با فرض اينكه كليه كنترلهاي مهندسي و اقدامات احتياطي و پيشگيرانه صورت پذيرفته باشد و با توجه به اين نكته كه PPE ها ،‌ آخرين روش مقابله با خطرات مي‌باشند ، استفاده از آنها در كليه زمانهايي كه افراد در معرض خطرات قرار مي‌گيرند (حتي در مواقعي كه آن كار ، بيش از چندين دقيقه بطول نمي انجامد) ، از ضرورت بسياري برخوردار است .
استفاده از علائم ويژه استفاده از تجهيزات حفاظت فردي در مكانهاي مختلف محيط كار نيز روش مناسبي جهت يادآوري به كارگران در لزوم استفاده از آنها مي‌باشد.
2- مسئوليتها
1-2- مسئوليتهاي ناظران
مسئوليت اوليه اجرايي برنامه PPE در سطح محيط كار، بر عهده ناظران مي‌باشد كه اين مسئوليتها شامل :
الف– با‌ توجه به نوع كار نسبت به تهيه تجهيزات حفاظت فردي مناسب اقدام كرده و آنها را دردسترس كارگران قرار‌دهند .
ب – حصول اطمينان در زمينه آموزش و يادگيري كارگران از طرز استفاده ، نگهداري و تميز كردن PPE
ج- نگهداري و بايگاني مدارك مربوط به تهيه PPE و همچنين جلسات آموزشي برگزار شده
د- بازديد و نظارت بر كار پرسنل جهت حصول اطمينان از اجراي كليات برنامه PPE و استفاده صحيح كارگران و مراقبتهاي لازم براي نگهداري از آنها
هـ- درخواست مساعدت از اداره بهداشت و ايمني ([3](OHS براي ارزيابي خطرات محيط كار
و- مطلع ساختنOHS در مواردي كه خطرات جديدي در محيط كار شناسايي مي‌شوند و يا درزمان تغيير پرو‌ژه توليدي و يا افزايش مراحلي به آن
ز- حصول اطمينان از اينكه تجهيزات آسيب ديده و معيوب در اسرع وقت با نوع جديد آنها جايگزين مي‌گردند.

2-2- مسئوليتهاي كارگران
وظايف كاربران PPE به شرح ذيل مشخص گرديده است :
الف- پوشيدن و استفاده ازPPE در مواقع نياز
ب- شركت در جلسات آموزشي برگزارشده
ج- مراقبت ،‌ نظافت و نگهداري مناسب ازPPE
د- در هنگام نياز به تعمير و يا جايگزيني PPE ،‌ ناظران مربوطه را مطلع سازند.

3-2- مسئوليتهاي اداره ايمني وبهداشت حرفه‌اي
اداره ايمني وبهداشت (OHS) در زمينه توسعه ، بكارگيري و اجراي برنامه PPE مسئول بوده و وظايف اين اداره در اين زمينه به شرح زير تعيين مي‌گردد:
الف- برآورد خطرات موجود درمحيط كار براي تعيين لزوم و يا عدم لزوم استفاده از وسايل حفاظت فردي
ب – برآوردهاي مجدد محل كار در مواقع نياز وبصورت دوره هاي متناوب بوسيله ناظران و يا بازرسان كار.
ج- بايگاني وثبت مدارك مربوط به برآوردهاي بعمل آمده
د- برگزاري دوره هاي آموزشي براي ناظران و فراهم آوردن مساعدتهاي تكنيكي در زمينه طرز استفاده ، نگهداري و نظافت مناسب وصحيح از PPE
هـ - ارائه راهنماييها واطلاعات لازم به ناظران براي انتخاب وخريد PPE مناسب با توجه به نوع كار و ويژگيهاي محيط ‌كاري
و- ارزيابي مجدد اين تجهيزات و بررسي كارايي PPE در فواصل زماني معين وبشكل دوره اي
ز- بازبيني و مرور ، ‌به روز درآوردن و ارزيابي تاثير كلي برنامه PPE
3- اجزاي برنامه
1-3- انتخاب تجهيزات و برآورد خطرات
ناظران وهمچنين بازرسان ، تحت نظارت كارفرمايان ،‌ از محل كار بازديدبعمل آورده و نياز و يا عدم نياز به استفاده ازPPE ونوع مناسب آنرا با توجه به شرايط كاري حاكم برمحيط كار ، مشخص مي‌كنند . براي هرمحيط كاري نيز يك برگ سند گواهي تكميل مي شود كه درآن ليستي از يافته هاي بازرسي وضرورت بكارگيري ازتجهيزات حفاظتي ذكر مي‌ گردد. اين مسئوليتها بين اداره بهداشت و ايمني (OHS) و ناظران تعميم مي يابد.
اداره OHS به همراهي ناظران ،‌ بررسي وبرآوردي از محيطهاي كاري جهت مشخص كردن منابع توليد خطر بعمل مي آورد و درنهايت فرم گواهي ارزيابي خطر(كه درضميمه 2 به پيوست آورده شده است )، تكميل مي‌شود.
بعداز مشخص شدن نوع وميزان خطرات ميحط كار، اداره OHS تناسب تجهيزات استحفاظي فردي مورد استفاده فعلي را تعيين كرده و در صورت لزوم نوع جديد و مناسب تري را پيشنهاد نموده و يا تجهيزات جديد ديگري را براي بالا بردن سطح حفاظت افراد به تجهيزات قبلي مي افزايد كه اين ميزان محافظت بايد از حداقل شرايط مطلوب براي ايمني افراد بيشتر باشد .
در اين زمينه بايد دقت لازم براي حفاظت كارگران دربرابر خطراتي كه ممكن است باهم واقع شده و يا تماسهاي شغلي زيان آوري كه از طريق مواد و يا تركيبات با اثرات مضر چندگانه ايجاد مي گردند ، ‌مد نظر قرار گيرد.

2-3- وسايل حفاظت فردي
تمام تجهيزات و لباسهاي حفاظتي بايد با طراحي هاي متناسب با نوع كاربرد، توليد شده و در شرايط بهداشتي و به شيوه صحيح نگهداري شوند. تنها مواردي از اين تجهيزات و لباسهاي قابل استفاده و مورد پذيرش مي باشند كه استانداردهاي [4]NIOSH و ANSI [5] را دارا باشند. تجهيزاتي كه به تازگي خريداري شده اند نيز بايد با استانداردهاي به روز ANSI كه با قوانين مربوط به تجهيزات ايمني OSHA[6] تركيب شده اند، تطابق داشته باشند كه شامل موارد زير مي‌باشند:
الف – محافظت از صورت و چشم ها : استاندارد ANSI Z 87/1 – 1989
ب – محافظت از سر: استاندارد ANSI Z89/1- 1986
ج- محافظت از پا : استاندارد ANSI Z41/1 – 1991
د- محافظت دست : استانداردهاي ANSI خاصي براي دستكش ها موجود نمي باشد ،‌ درهرحال انتخاب آنها بايد براساس ويژگي كار مد نظر ونوع خطراتي كه فرد با آن ها مواجه است ،‌ صورت گيرد .
اين استانداردها شامل كليه جزئيات مربوط به انواع مختلف تجهيزات حفاظت فردي بوده وتمامي آنها را تحت پوشش قرار مي دهد.
به دليل تنوع سايزPPE ها در هنگام انتخاب آنها ،‌ بايد سايز مناسب با كارگر انتخاب گردد تا استفاده از آنها به راحتي به راحتي صورت پذيرد.


1-2- 3- محافظت چشم و صورت
براي جلوگيري از آسيبهاي چشمي ،‌ بايد كليه افرادي كه ممكن است در معرض خطر باشند ،‌ از جمله كارگران ، بازديد كنندگان ، محققان ،‌ پيمانكاران و كليه افرادي كه از محل خطر عبور مي كنند، پوشش محافظ چشم مناسبي را مورد استفاده قرار دهند. براي دستيابي به اين منظور،‌ ناظران محلهاي مورد نظر موظفند عينكهاي ايمني حفاظ دار و يا محافظهاي مناسب چشم كه ماكزيمم حفاظت از چشم را به عمل مي‌آورند، را به تعداد كافي تهيه كرده و در دسترس كارگران قرار دهند و همچنين براي افرادي كه از عينك طبي استفاده مي‌كنند، محافظ مناسبي براي قرار دادن آن بر روي عينك طبي ،‌ در نظر گيرند.
اين نوع از تجهيزات بايد در زماني استفاده شوند كه كارگران در معرض خطرات موادي همچون ذرات اجسام موجود در هوا ، فلزات گداخته و مذاب ، مايعات اسيدي و شيميايي ، گازها و بخارات ،‌ تعليق هاي اجسام در هوا بصورت گرد و غبار ... مي باشند.
افرادي كه از لنزهاي تماسي استفاده مي كنند، بايد در محيط هاي خطرناك تجهيزات حفاظت چشم و صورت را نيز بكار گيرند. در زمان وجود خطر ورود اجسام موجود در فضا به درون چشم ،‌ لوازم محافظتي جانبي نيز بايد مورد مصرف قرار گيرند. همچنين در مواقعي كه خطر ترشح مواد شيميايي به صورت وجود دارد ،‌ استفاده از سپرها يا پوشش هاي ايمني محافظ صورت در كنار عينكهاي ايمني ضروري مي باشد كه اين سپرها بايد حتماً بر روي عينك ايمني استفاده شوند.
براي محافظت از تشعشعات نوراني ،‌ بايد در محافظتهاي چشمي از لنزهاي فيلتري استفاده شود. نكته قابل توجه آنست كه نبايد لنزهاي رنگي و يا داراي ته رنگ خاص را ،‌ بعنوان لنزهاي فيلتري استفاده نمود،‌ مگر آنكه بر روي آنها دقيقاً به اين نكته اشاره شده باشد.(عنوان لنز فيلتري بر روي آنها حك شده باشد.)
نام توليد كننده و ساير مشخصات مورد نياز بايد بر روي محافظهاي چشم و صورت مشخص شده باشد؛ حداقل ملزومات محافظهاي چشم و صورت بصورت زير تعيين مي‌گردد:
الف – طراحي آنها به شكلي باشد كه محافظتي معادل نوع خطرات موجود فراهم آورند.
ب- با توجه به نوع و مقتضيات كاري ،‌شرايط مطلوب و راحتي را در حين استفاده براي كارگران فراهم آورند.
ج- سايز و نوع آنها به گونه اي باشد كه براي ديد كارگران ايجاد مشكل ننمايد.
و- با دوام باشند.
هـ- قابليت ضدعفوني و گندزدايي را داشته ، به راحتي قابل شستشو باشند.

در كليه مكانهاي خطر ساز محيط كار ، محلهايي براي شستشوي چشم و صورت در هنگام تماس با مواد شيميايي خورنده و يا وقوع ساير خطرات بايد تعبيه گردد. وجود جعبه كمكهاي اوليه نيز در اين نوع مكانها ضروري مي باشد، زيرا هرگونه تاخير در رساندن كمكهاي اوليه به فرد حادثه ديده از ناحيه صورت و بخصوص چشم ، ممكن است منجر به بروز صدمات جدي و دائمي در فرد حادثه ديده گردد.
2-2-3- محافظت سر
تجهيزات حفاظتي سر بايستي توسط تمامي كارفرمايان و پيمانكا ران متصدي كار در فعاليتهايي همچون ساختمان سازي و يا ساير كارهاي متفرقه ،‌ تهيه و در دسترس كارگران قرارگيرد. اين تجهيزات همچنين بايد توسط مهندسان ،‌ ناظران ،‌ بازرسان كار و ساير افرادي كه به منظور بازديد از فعاليتهاي ساختماني مراجعه مي كنند (در زماني كه خطراتي همانند سقوط اشياء و يا شك الكتريكي موجود است) ،‌ مورد استفاده قرارگيرند.
براي محافظت سر و پوست آن از پارگي و جراحت ،‌ حاصل از تماس با اشياء تيز بايد از محافظهاي جمجمه سر و همچنين كلاهكهاي ضد ضربه استفاده نمود. با اين حال ،‌ از اين نوع محافظها نمي توان بعنوان جايگزيني براي كلاههاي ايمني استفاده كرد ،‌ زيرا آنها نمي توانند از سر در مقابل نيروهاي شديد وارده توسط اجسام در حال سقوط و يا ساير نيروهاي فشاري قوي محافظت كنند.
بطور كلي كارگران بايستي در دو موقعيت از كلاههاي ايمني استفاده كنند:
الف – در مكانها يا مواقعي كه پتانسيل بالقوه‌اي در آسيب رسيدن به سر از طريق سقوط اجسام موجود است ،‌ كارفرما بايد براي كارگران كلاههاي ايمني فراهم‌ كرده و از پوشيدن اين كلاهها توسط كارگران اطمينان حاصل نمايد . همانند:
الف – 1- كاركردن كارگران در مكانهايي كه افراد ديگري در بالاي سر آنها مشغول كار با تجهيزات و موادي هستند كه امكان سقوط آنها بر سرشان موجود است .
الف – 2 – كاركردن درمحوطه اطراف و يا زير حصيرهاي حمل و نقل مواد.
الف – 3- كاركردن در زير ماشين آلات يا پروسه هايي كه ممكن است باعث سقوط اجسام گردند.
در زير مثالهايي از مشاغلي كه كارگران در آنها موظف به استفاده از كلاه ايمني مي باشند، ذكر شده است :
كارگران شاغل در بخش بسته بندي ، باراندازي و باربري ،‌ساختمان سازي ، عمليات برش ، خطوط توليد و تعميرماشين آلات ،‌ انبار،‌ چوب بري ، جوشكاري ،‌ نجاري ،‌ لوله كشي ،‌ سخت افزار و...

ب – در مكانهايي كه كارگران در نزديكي و يا در تماس با منابع الكتريكي كار مي كنند ،‌ كارفرما بايستي جهت حذف و كاهش خطرات حاصل از شك الكتريكي ،‌ كارگران را وادار به استفاده از كلاه ايمني نمايد.


محافظت از موي سر:
كاركناني كه در اطراف زنجيرها و نوار نقاله هاي مخصوص حمل و جابجايي كالا ،‌ اجسام چرخنده ،‌ اجسام مخصوص پمپ و تلمبه ،‌ دمنده‌ها و ... كار مي‌كنند بايد از پوششي جهت محافظت موهاي خود (عموماً افراد با موهاي بلندتر از 4 inchمعادل 2/10(cm استفاده نمايند. زيرا ممكن است در حين كار افراد با اينگونه ماشين آلات و تجهيزات ،‌ موهاي آنها ما بين سوراخهاي حفاظ دستگاهها گير افتاده و به داخل اجزاي متحرك آنها كشيده شود . ممكن است در اينگونه موارد از دستمالها ،‍‌ توري‌‌ها و دستارهايي كه موها را بطور كامل پوشش داده و همچنين خود آنها خطري را براي فرد مصرف كننده ،‌ توليد نمي كنند استفاده گردد. همچنين ميتوان بدين منظور از كلاههاي سبك نيز استفاده نمود،‌ اما اين كلاهها بايد موها را به طور كامل پوشش دهند.
3-2-3- محافظت دست
در هنگام مواجهه با خطرات حاصل از تماس با مواد شيميايي ،‌ پارگي و بريدگي دست ،‌ خراش و ساييدگي ،‌ سوختگي ، سوراخ شدن ،‌ تماس با مواد بيولوژيكي و همچنين در حضور دماهاي مضر بسيار بالا ، بايد از دستكش هاي مناسب استفاده شود.
انتخاب دستكش بايد بر اساس مشخصه‌هاي كار مورد نظر ،‌ شرايط كاري ،‌ طول مدت استفاده و حضور خطرات مختلف باشد . نوع خاصي از دستكش براي تمامي شرايط و موقعيت هاي كاري مناسب نمي‌باشد.
اولين عاملي كه بايد در انتخاب نوع دستكش در برابر خطرات تماس با مواد شيميايي مد نظر قرار گيرد ، تعيين طبيعت و نوع دقيق مواد شيميايي كه كارگران با آن مواجهند ،‌ مي باشد . خواندن دستورالعملها و هشدارهايي كه بر روي جعبه‌ها و بسته‌هاي حاوي مواد شيميايي موجود است و همچنين برچسبها[7] ،‌ برگه هاي اطلاعات ايمني مواد[8] و ... از جمله اقدامات اوليه اي است كه قبل از تماس با اينگونه مواد بايد مد نظر قرار گيرد.
در هنگام استفاده از دستكش ،‌ توجه به اين نكته كه: «جنس تمامي دستكش ها بگونه اي است كه سرانجام پس از مدت معيني مواد شيميايي را به داخل خود نفوذ خواهند داد» ضروري مي‌باشد ؛ به همين دليل قبل از مصرف ،‌ بايد ضخامت زمان و سرعت نفوذ مواد شيميايي در آنها مشخص شده باشد تا بتوان زمان انقضاي آنها را تعيين نمود .
اداره OHS مي‌تواند در مورد فوق و همچنين در زمينه تعيين جنس دستكش‌هاي مصرفي در برابر مواد شيميايي خاص ، ‌مساعدت نمايد.

3-3- انتخاب و استفاده از تجهيزات فردي در آزمايشگاهها
براي كاهش خطر مواجه با مواد شيميايي مختلف ،‌ استنشاق و بلعيدن نابهنگام مواد عفونت زا و تماس با مواد سمي يا راديو اكتيو ،‌ استفاده از PPE در آزمايشگاهها ضروري مي باشد . در مورد مواد بيولوژيكي زيست – ايمني[13] ،‌ اداره OHS به همراهي سرپرست آزمايشگاه ، ميزان سطح زيست – ايمني آزمايشگاه و همچنين نوع PPE مورد نياز براي كار در آزمايشگاه را مشخص مي نمايد.
پرسنلي كه در بخش استفاده از مواد راكتيو و يا اشعه‌ها فعاليت مي‌كنند، بايد حتماً تجهيزات و لباسهاي حفاظتي تهيه شده براساس مقررات ايمني در مقابل اشعه مراكز كنترل بيماريها ((CDC كه توسط متصدي امور ايمني در برابر اشعه فراهم مي شود را مورد استفاده قرار دهند.

1-3-3- روپوش آزمايشگاه
روپوش آزمايشگاه مي تواند از لباسهاي ما در مقابل خطرات مواد بيولوژيكي و يار ريختن مواد شيميايي بر روي آنها محافظت كنند . قبل از انتخاب روپوش مناسب ، بايد نوع خاص خطرات و درجه خطر زا بودن موادي كه پرسنل آزمايشگاه با آنها سروكار دارند ،‌ تعيين گردد.
براساس استاندارد‌هاي تعيين شده ، برحسب نوع كار بايد از پوشش‌هاي مناسب همانند پيش بند ، روپوشهاي با لايه محافظ در مقابل اشعه ،‌ روپوشهاي ضدعفوني شده و يا روپوشهاي رو لباسي استفاده نمود .

2-3-3- محافظت از پا درآزمايشگاه
در تمام آزمايشگاههايي كه امكان سقوط اجسام سنگين وزن بر روي پاي افراد وجود دارد ،‌ كفش‌هاي ايمني بايد مورد استفاده قرار گيرد. در آزمايشگاههاي زيست شناسي عمومي نيز استفاده از كفش‌هاي راحتي همچون كفش‌هاي تنيس و يا كفش‌هاي مخصوص استفاده پرستاران توصيه مي ‌شود،‌ مصرف صندل‌ها و ساير انواع كفش‌هاي باز در آزمايشگاهها ممنوع مي‌باشد، زيرا علاوه بر احتمال ضرب‌ ديدگي بيشتر پا ،‌ امكان تماس آن با مواد شيميايي و عفوني‌، ميكروبهاي مسري و يا مواد سمي افزايش مي‌يابد.
3-3-3- محافظت از چشم و صورت در آزمايشگاه
استفاده از سپرهاي مخصوص محافظتي صورت و عينك‌هاي ايمني در آزمايشگاههايي كه درآنها پتانسيل بالايي براي توليد تعليق اجسام بصورت گرد و غبار و يا گاز در هوا موجود است و يا در آزمايشگاههايي كه پرسنل آزمايشگاه ،‌ با مردار انسان و يا خون و بافت‌ها و نسوج موجودات زنده يا حيوانات مبتلا به بيماريهاي مسري و عفوني ،‌ غلظت‌هاي بالايي از عفونت ها و ميكروبهاي واگيردار و ... سروكار دارند، بسيار ضروري مي باشد. همچنين استفاده از اين نوع تجهيزات براي افرادي كه قصد ورود به اتاق مخصوص نگهداري حيوانات آزمايشگاهي و لمس آنان را دارند ،‌ اكيداً توصيه مي‌گردد.

4-3-3- استفاده از دستكش ها درآزمايشگاه
در زمان تماس با حيوانات آزمايشگاهي و لمس آنان و يا تماس با خون و ترشحات بدنشان و همچنين در هنگام كار با مواد عفوني و سمي ، دستكش ايمني بايد مورد مصرف قرار گيرد.


4-3- تجهيزات حفاظت فردي در هنگام كار با سيستم هاي برودتي
اكسيژن مايع ( (LOX[14] و نيتروژن مايع (2N)[15]متداولترين سيستم هاي برودتي مصرفي مي‌باشند. هيدروژن مايع و هليوم نيز با شرايط محدودتري مورد مصرف قرار مي‌گيرد. لباسهاي محافظ كه در هنگام استعمال و حمل و نقل اين سيستم‌ها مورد مصرف قرار مي‌گيرند، شامل موارد زير مي‌شود:
- سپر صورت
- پوشش سر
- ‌ لباسها و پوشش هاي با آستين‌هاي بلند
- پيش بند
- كفش‌هاي مناسب با پاشنه‌ها و كفي‌هاي از جنس لاستيكهاي ويژه
- دستكش هاي مناسب شامل :
الف- دستكش هاي آهني با پوشش داخلي پنبه
ب – دستكش هاي چرم با پوشش داخلي پشم
ج – دستكش هاي آرآميد (كولار)
كليه موارد ذكر شده بايد تميز بوده و عاري از هرگونه روغن ، ‌چربي و يا انواع مختلف سوختها باشند . نكته قابل توجه آنست كه كلاههاي ساخته شده از الياف با بافت فشرده كه كلاههاي بيس بال[16] ناميده مي‌شوند و قسمت پشت سر را تحت پوشش قرار نمي‌دهند، از سر محافظت كاملي بعمل نمي‌آورند .
افرادي كه در بخش عمليات تهيه سوخت و يا ساير عملياتهاي مربوطه فعاليت دارند، بايد همواره يك دست از لباسهاي حفاظت فردي زاپاس كه تميز بوده و بدور از هرگونه آلودگي مي باشد،‌ در دسترس داشته باشند تا در مواقعي كه لباسهاي اوليه آنها آلوده به مواد خاصي شده است ،‌ بتوانند از لباسهاي ذخيره خود استفاده كنند .


5-3- نگهداري و نظافت تجهيزات حفاظت فردي
تمامي تجهيزات حفاظت فردي بايد تميز بوده و به شيوه مناسب نگهداري گردند؛ مخصوصاً تميزكردن محافظهاي چشم و صورت بسيار حائز اهميت مي باشد ، در غير اينصورت آسيبهاي جدي به بينايي افراد وارد مي گردد.
PPE ها بايد در فواصل زماني منظم وارسي شده و تميز گردند؛ تعداد آنها نيز بايد بصورتي باشد كه هر فرد بتواند بطور جداگانه از آنها استفاده نمايد. با اين حال تميز كردن و ضد عفوني كامل آنها، در زماني كه قرار است اين تجهيزات به فرد ديگري واگذار گردند، ضروري مي باشد .
همچنين هنگامي كه PPE ها مورد مصرف قرار نمي گيرند،‌ بايستي در مكاني خشك و در جعبه‌ها و كانتينرهاي مخصوص و تميز نگهداري شوند. در اين زمينه توجه و بكارگيري پيشنهادات ارائه شده توسط كارخانه توليد كننده آنها در زمينه برنامه نگهداري و تعمير ،‌بسيار حائز اهميت است .
مراقبت ساده از اين نوع تجهيزات را مي توان به كليه مصرف كنندگان آنها آموخت ،‌ اما اموري همچون ريزه كاريها و تعميرات پيچيده و اساسي را تنها بايد به پرسنل متخصص ويژه اين كار واگذار نمود.
براي جلوگيري از صرف وقت و از دست رفتن زمان مفيد كاري پيشنهاد مي شود همواره تعدادي مازاد بر تجهيزات فردي مورد نياز جهت جايگزيني موقت در اينگونه موارد ،‌ تهيه و در محل كار نگهداري شود.


6-3- آموزش كاركنان
ارائه آموزش مناسب درباره روش استفاده و نگهداري از PPE به كارگراني كه مجبور به استفاده از اين تجهيزات هستند، بسيار مهم است كه اين كلاسهاي آموزشي بايد در مواقع نياز، بصورت دوره اي توسط اداره OHSبراي كارگران و ناظران برگزار گردد.
اين دوره آموزشي بهتر است شامل مطالب زير باشد :
الف – زماني كه PPE بايد پوشيده شده و مورد استفاده قرار گيرد.
ب – دلايل لزوم استفاده از PPE در زمان نياز
ج- روش پوشيدن و درآوردن صحيح آنها
د- بكارگيري روش مناسب جهت وفق دادن بدن با آنها
هـ- محدوديتهاي استفاده ازPPE و زمان مورد نياز جهت تعويض و تعمير آنها
و- نگهداري ،‌ مراقبت و مصرف صحيح PPE و ميزان عمر مفيد آنها
لازم است پس از پايان دوره آموزشي ،‌ از صحت يادگيري افراد اطمينان حاصل نمود كه در اين مورد مي‌توان از آنها در مورد برنامه استفاده از تجهيزات حفاظت فردي و روش استفاده از آنها سئوالاتي را به عمل آورد كه در صورت عدم يادگيري افراد ،‌ اين دوره هاي آموزشي بايد مجدداً تمديد گردد.
بدليل اينكه PPE ها ،‌ آخرين حربه در برابر خطرات موجود در محيط كار مي‌ باشند،‌ استفاده از آنها در كليه زمانها و مكانهايي كه افراد در معرض اين خطرات قرار مي‌گيرند،‌ حتي در مواقعي كه آن كار بيش از چندين دقيقه به طول نمي انجامد ، از ضرورت بسياري برخوردار است .


7-3- نگهداري و ثبت سوابق
نام افرادي كه در دوره هاي آموزشي شركت كرده اند، نوع آموزشي كه ديده اند و تاريخي كه اين كلاسها در آن برگزار شده است ،‌ بايد به عنوان سوابق نگهداري گردد. مسئوليت اين امر بر عهده ناظران مي باشد كه آنها بايد اين سوابق را براي مدت دست كم چهار سال نگهداري كنند.
اداره ايمني و بهداشت )OHS) نيز بايد فرمهاي مربوط به گواهي برآورد ارزيابي خطر در محيطهاي كاري را براي مدت دست كم سه سال نگهداري نمايد.


ضميمه 1- رهنمودهاي كلي جهت انتخاب تجهيزات حفاظت فردي مناسب
1- تشريح محافظهاي چشم و صورت و طرز استفاده از آنها
دسته‌هاي مختلف تجهيزات حفاظتي چشم و صورت شامل موارد زير مي‌شود:
الف- عينكهاي ايمني[17] : اين عينكها توسط فرمها و قابهاي ايمن و نشكن، لنزهاي پلاستيكي و شيشه‌اي شكل گرفته و با پوششهاي جانبي مناسب ساخته مي‌شوند تا از چشم در مقابل فشارهاي در حد ملايم ، ‌ضربه‌هاي معمولي و تماس چشم با ذرات فلزات ،‌ چوب و ... در فعاليتهاي مخاطره آميزي همانند نجاري ،‌ صنايع چوب و ... محافظت بعمل آورند . همچنين استفاده از عينكهاي ايمني براي افرادي كه از لنزهاي اصلاح كننده ديد استفاده مي‌كنند،‌ در بسياري از فعاليتها توصيه مي شود. (شكل صفحه )

ب – گوگلهاي[18] تك لنز[19] : اين عينكها بدنه انحنا پذير و تاشوي نرمي دارند كه براي محافظت كامل و كافي چشم از بسياري از خطرها طراحي شده اند كه در انواع مختلفي موجودند؛ ازجمله : عينكهاي با لنزهاي روشن و يا لنزهاي با ته رنگ ملايم ، عينكهاي حاوي فرمهاي سوراخ دار و يا بدون سوراخ و ... ؛ عينكهاي تك لنزي را مي توان به همراه عينكهاي طبي نيز استفاده نمود كه اين امر باعث محافظت از عينك طبي نيز مي‌شود. همچنين امكان استفاده از آنها به همراه لنزهاي اصلاح ديد نيز موجود است كه اين امر ،‌علاوه بر محافظت از چشم ،‌ به ديد بهتر افراد نيز كمك مي كند.

ج- گوگلهاي كاربردي در جوشكاري و در بخش نجاري[20] : اين عينكها جهت تطبيق با لنزهاي دو تكه و يا تكي ، در دو شكل فرم نرم و فرم سخت ساخته مي شود . عينكهاي جوشكاري از چشم در مقابل جرقه‌ها، فيومهاي حاصل از جوشكاري پخش شده در فضا و اشعه‌هاي نوراني مضر محافظت مي‌كنند. لنزهاي اين نوع عينك ها در مقابل ضربه مقاومند و حاوي فيلترهاي با شيدهاي كم رنگ و ملايم مي باشند.(شكل صفحه 21)
عينكهاي كاربردي در بخش رنده نجاري نيز، از چشم در مقابل ذرات معلق موجود در فضا حاصل از رنده يا تيز كردن سطوح مختلف محافظت بعمل مي‌آورند. كاورهاي محافظ دوبله اين عينك ها در مقابل ضربه مقاوم بوده ،‌ شدت ضربات را مي گيرند و هر يك از آنها حاوي قابها يا صفحات پوشاننده جداگانه‌اي مي باشند.

د- سپرهاي محافظ صورت[21] : اين پوشش‌ها ،‌ به طور نرمال شامل يك گيره قابل تنظيم و يك سپر صورت شفاف و يا با ته رنگ ملايم از جنس فلزات تركيبي استات يا پلي كربنات و يا از يك صفحه مفتول شكل مي‌باشند. شيلرهاي صورت در سايز هاي متنوعي موجود مي باشند كه در مقابل گرما و فشار مقاوم بوده و داراي قدرت فيلتراسيون اشعه هاي نوري هستند. اين محافظهاي صورت در زماني مورد استفاده قرار مي گيرند كه تمام صورت نياز به محافظت داشته باشد.(شكل صفحه21)
همچنين جهت محافظت از چشم و ساير اجزاي صورت در مقابل ذرات معلق در فضا و جرقه هاي فلزات و نيز جلوگيري از پاشيده شدن مواد شيميايي يا بيولوژيكي به درون چشم كاربرد وسيعي دارند.
هـ- سپرهاي جوشكاري[22] : بدنه اين دسته از شيلرها از الياف شيشه اي و يا الياف ومكانيزه شده بوده و متشكل از قسمتهاي زير مي باشند:
- يك كلاهك قابل تنظيم بوسيله يك دگمه عايق
- يك كلاهك الحاقي و يك فيلتر
- يك صفحه يا قاب پوششي نگهدارنده
اين سپرها از چشمان و صورت كارگران در مقابل اشعه هاي مادون قرمز و پرتوهاي نوراني مضر، جرقه هاي ايجاد شده ، تراشه ها ،‌ گدازه ها و ترشحات فلزي در حين عمليات جوشكاري[23] ،‌ لحيم كاري سخت[24] ،‌ لحيم كاري معمولي[25] ،‌ جوشكاري مقاومتي[26] ، جوشكاري قوس الكتريكي محافظتي[27] يا بدون سيستم محافظتي [28] ، جوشكاري اكسي استيلن[29] و عمليات برش[30] محافظت بعمل مي آورند.(شكل صفحه 21)

بازرسي و نگهداري
نگهداري و مراقبت از لنزهاي كليه محافظهاي چشمي ضروري مي باشد. بازرسي و نظارت روزانه از محافظهاي چشم بوسيله صابون و آب گرم و يا به كمك محلولهاي تميز كننده و بهمراه دستمال تميزي صورت مي گيرد ،‌ زيرا لنزهاي كثيف و آلوده اي كه بر روي آن ها خش هايي نيز پديدار گشته ،‌ باعث كاهش ديد و ضعف بينايي مي گردند كه پس از مدتي نيز بايد با لنزهاي جديد و تميز جايگزين گردند.
در زماني كه اين تجهيزات مورد مصرف قرار نمي گيرند،‌ بايد آنها را در محل مخصوص و مناسبي نگهداري نمود. همچنين تجهيزاتي كه قبلاً توسط افراد ديگري استفاده مي شده ، بايستي گند زدايي و ضد عفوني گردد. حتي در مواردي كه نوع خاصي از تجهيزات حفاظت فردي براي مدت زمان طولاني توسط يك فرد خاص استفاده مي شود،‌ نيز بايد آنها را ضدعفوني نمود. روشهاي مورد قبول گوناگوني جهت گندزدايي و ضد عفوني اين تجهيزات موجود است كه موثرترين آنها به ترتيب زير مي‌باشد:
ابتدا اجزاي جدا شدني و مجزاي عينك ها و گوگل ها را جدا كرده و تمامي اين اجزاء را درمحلول آب و صابون قرار مي دهيم و آنها را با دقت آبكشي كرده و بخشهاي معيوب را با نوع جديد آنها جايگزين مي كنيم . سپس تمام قسمتهاي آنها را با دستمال تميزي خشك كرده و بعد آنها را به مدت ده دقيقه در محلول حاوي مواد ضد قارچ ،‌ آنتي باكتري و برطرف كننده بوي بد ، غوطه ور مي سازيم . سپس آنها را از محلول خارج كرده و در هواي آزاد به كمك يك وسيله گرم كن خشك مي كنيم .
بعد از خارج كردن اجزاء از درون محلول ،‌ نبايد آنها را آبكشي نمود،‌ زيرا اين عمل باعث حذف اثر ضد باكتريايي محلول مي گردد. جهت گندزدايي مي توان از اسپري هاي ويژه اي كه صرفاً جهت اين امر طراحي شده‌اند استفاده نمود.

چند نكته :
الف- افرادي كه از عينكهاي طبي استفاده مي كنند ،‌ جهت محافظت صورت و چشم خود بايد از سپرها و عينكهاي با شرايط زير استفاده كنند :
- عينكهاي طبي با لنزهاي محافظ جهت اصلاح ديد ومحافظت از چشم
- گوگل هايي كه بر روي عينكهاي طبي مورد مصرف قرارگرفته و در تنظيم ديد عينك طبي تغييري ايجاد نمي كنند.
- گوكل هايي كه حاوي لنزهاي طبي مي باشند.

ب - سپرهاي صورت به عنوان پوشش ثانويه اي در كنار عينكهاي ايمني مورد مصرف قرار مي گيرند كه اين موضوع در برخي از كاربردهاي صنعتي صنايع همچون عمليات آسياب و خرد كردن و ساير بخشهايي كه امكان پاشش اجسام گوناگون به چشم وجود دارد ،‌ از اهميت بسياري برخوردار مي باشد.

جدول 1 ، نحوه انتخاب محافظهاي صورت و چشم را با توجه به نوع و شرايط كاري نشان مي‌دهد.

نحوه محافظت
برآورد ( ارزيابي ) خطر
منبع توليد خطر
عينكهاي با محافظ جانبي ، گوگل ها سپرهاي صورت – افرادي كه‌در معرض خطرات جدي ، قرار دارند بايد سپرهاي صورت را بر روي محافظهاي اوليه چشم استفاده كنند .
قطعات متلاشي شده ، اجسام ريز ، تراشه هاي بزرگ ،ذرات معلق ، شن ، خاك و كليه اجسام موجود در فضاي محل كار
آسياب‌كردن‌، رنده نجاري : ضربه – پرچ كردن – تراشكاري – مته زني – سنباده زني – در حين كار با ماشين آلات و ...
گوگلها ، پوشش ها وكاورهاي چشم –افرادي كه درمعرض خطرات جدي قرار دارند ، بايد سپر صورت را بر روي محافظهاي اوليه چشمي استفاده كنند .


ترشحات اين مواد
حمل و نقل : مواد شيميايي و تماس با مواد شيميايي و به ويژه اسيدها
عينكهاي محافظتي ساخته شده با اهداف خاص
بخارات كندانسه مايعات سوز آور

گوگل ها ، پوشش ها و كاورهاي چشم

گرد و غبارهاي آزاردهنده
سمباده زني: گرد و غبار صنايع چوب - شرايط كاري همراه با توليد گرد و خاك
كلاه ايمني جوشكاري – سپرهاي جوشكاري – شيدهاي نوع 10-14

امواج نوراني مضر
: نور وامواج نوراني مضر
جوشكاري قوس الكتريكي
گو‌گل هاي جوشكاري يا سپرهاي صورت جوشكاري – شيدهاي نوع :
جهت جوشكاري گار: نوع 8-4
جهت عمليات برش : نوع 6-3
جهت‌عمليات‌لحيم‌كاري‌سخت‌:‌نوع 4-3

امواج نوراني مضر


جوشكاري گاز
عينكهاي ايمني يا محافظهاي صورت جوشكاري شيدهاي نوع : 3-5/1

امواج نوراني مضر

برش ، لحيم كاري سخت و لحيم كاري نرم
عينكهاي ايمني با شيدهاي رنگي خاص و يا براي حاوي لنزهاي توليد شده جهت استفاده در اهداف خاص

ضعف ديد
شرايط كاري همراه با توليد تشعشع و تابش خيره كننده و زياد
جدول‌1- نحوه‌انتخاب محافظ صورت و چشم

(Spectacles عينك ايمني با محافظ جانبي (

گوگل هاي محافظ در مقابل ترشحات مواد شيميايي Splash Goggles) )


گوگل هاي جوشكاري


عينكها و گوگل هاي جوشكاري گاز

سپر محافظ صورت ( Face shield)

هلمت هاي جوشكاري ( Welding Helmet)
2- تشريح محافظهاي سرو طرز استفاده از آنها
بيشتر آسيبهاي وارده به سر در اثر سقوط اجسام و يا ضربه ناگهاني وارد شده در اثر برخو‌رد با جسمي ثابت مي باشند. محافظهاي سر، بايد از نفوذ و يا وارد آمدن ضربات سخت به آن جلوگيري بعمل آورند. بدنه كلاهك محافظ سر بايد به اندازه ‌كافي محكم و سخت بوده و قسمت هد بند و تسمه فلزي يا پلاستيكي مربوط به قسمت فرق سر[31] ، بدنه كلاهك را از جمجمه فرد مصرف كننده كلاه دور نگاه مي دارد تا به اين قسمت سر فشار وارد نيايد . همچنين كلاههاي حفاظتي مي‌توانند از سر در مقابل وارد آمدن شك الكتريكي به آن محافظت بعمل آورند .
اين كلاهها در انواع و كلاسه بندهاي مختلفي ساخته مي شوند كه شامل گروههاي زير مي گردند :
نوع اول : كلاههاي ايمني لبه دار ( شكل صفحه 34 )
نوع دوم : كلاههاي ايمني بدون لبه بهمراه يك قسمت برجسته نوك تيز در بخش مياني واقع شده برروي فرق سر ( شكل صفحه 34 )

تقسيم بندي كلاهها به كلاسهاي A وBوCاز روي مصارف صنعتي صورت مي پذيرد :
كلاس A: كلاههاي مصرفي در سرويسهاي خدمات عمومي ، با ولتاژ برق مصرفي پايين ( تا حدود 2200ولت )
- براي محافظت سر از خطرات حاصل از ضربه هاي وارد شده در مشاغلي از قبيل كار در معادن، ساختمان سازي ، كارهاي توليدي ، حفر تونل ، كشتي سازي ، چوب بري و .... ( شكل صفحه 34 )
كلاس:B كلاههاي مصرفي در مشاغلي كه با ولتاژهاي برق مصرفي بالايي ( تا حدود 20000 ولت ) سرو كار دارند ، مانند كارگران شاغل در بخشهاي الكتريكي ( شكل صفحه 34 )
كلاس C: كلاههاي مصرفي در سرويسهاي خاص كه اين كلاهها معمولاٌ از آلومينيوم ساخته شده و بنابراين هادي جريان الكتريسيته بوده و محافظتي در مقابل ولتاژهاي جريان برق بعمل نمي آورند . اين كلاهها در وزنهاي سبك طراحي شده ( جهت احساس راحتي بيشتر در هنگام كار ) و براي محافظت از سر در مقابل ضربه و فشارهاي وارده در مشاغلي از قبيل كارهاي خاص ساختماني و توليدي ، پالايشگاهها ، تصفيه خانه ها ، صنايع شيميايي و در كليه مكانهايي كه امكان وارد شدن ضربه به سر از طريق برخورد با اجسام ثابت وجود دارد، كار برد دارند.

كلاه Bump cap : اين كلاه بهمراه محافظ جمجمه بوده و جهت محافظت از سر در مقابل پارگي حاصل از برخورد با اجسام نوك تيز بكار مي رود . اما توجه به اين نكته بسيار حائز اهميت مي باشد كه از اين نوع كلاهها نمي توان بعنوان جايگزيني براي كلاههاي ايمني استفاده نمود، زيرا آنها نمي توانند از سر در مقابل ضربه حاصل از نيروهاي شديد و يا سوراخ شدگي حاصل از سقوط اجسام بر روي سر محافظت بعمل آورند . ( شكل صفحه 34 )

حداقل ملزومات كلاههاي ايمني
مواد مصرفي در كلاههاي ايمني بايد ضد آب بوده و تا حدودي نيز در مقابل آتش سوزي مقاوم باشند . هريك از اين كلاهها بايد شامل پوسته ( shell ) و قسمت ديگري به نام suspension باشند . تهويه هوا نيز توسط فضايي ما بين پوسته كلاه و هد بند ( Head band ) انجام مي شود .
هر كلاه بايستي حاوي دستورالعملي باشد كه نحوه استفاده و جاگذاري هد بند و ساسپنشن را تشريح نمايد . نوار چرمي دور كلاه كه قابليت تنظيم و جابجايي را نيز داراست ، بايد دست كم قسمت جلوي پيشاني ‌را تحت پوشش قرار‌دهد .
قسمت پوسته كلاه نيز، بايستي ساختار يكپارچه و يك تكه ‌اي داشته باشد تا از سر در مقابل ضربات وارد شده از طريق اجسام سقوط كننده ، محافظت كامل بعمل آورد . كليه قسمتهايي كه با پوست در تماس مي باشند بايد از موادي ساخته شوند كه براي پوست سر ايجاد حساسيت ننمايند. در هنگام استفاده از انواع گوناگون كلاههاي ايمني ، توجه به اين نكته ضروري مي باشد كه لايه دروني كليه كلاهها بايد حاوي برچسبي ( Label) باشد كه توسط كارخانه توليد كننده تهيه شده و نحوه و نوع استفاده از آنها را مشخص نمايد .

بازرسي
كلاههاي ايمني بايد قبل از استفاده مورد بازرسي قرار گيرد و درصورت مشاهده نقايص زير بايستي فوراٌ نسبت به سرويس و يا تعويض آنها اقدام شود :
1- سيستمساسسپنشني كه در آن نشانهايي از شكاف ، ترك ، پارگي ، فرسايش و يا ساير علائم زوال موجود است و همچنين اگر اين سيستم فاصله حدوداٌ 3 سانتي متري بين پوسته كلاه و سر را حفظ نمي كند .
2- هرگونه ترك يا سوراخ در لبه يا پوسته كلاه ، يا نشانه هايي از تماس با گرماي مفرط ، مواد شيميايي خورنده ، مواد راديواكتيو و .....
پوسته هاي ساخته شده از پلاستيكهاي پليمري ، مستعد آسيب پذيري از طريق اشعه فرابنفش و تجزيه تدريجي موادشيميايي مي باشند ؛ اين نوع تخريب در ابتدا از طريق كاهش جلاي ظاهري كلاه نمايان مي شود كه به آن سفيدك ( chalking) مي گويند . در مراحل بعدي تخريب ، سطح و پوسته كلاه پوسته پوسته مي شود .
3- انباشتگي هرگونه مواد رسانا در درون يا برروي پوسته كلاه كه غير قابل حذف مي باشد . توجه به اين نكته در مورد كار با جريان الكتريسيته بسيار حائز اهميت است .

نگهداري
در ارتباط با نگهداري و نظافت كلاههاي ايمني بايد از خدمات مشاوره اي كارخانه هاي توليدكننده آنها بهره گرفت زيرا ممكن است برخي از رنگها ، تينرها و مواد پاك كننده به پوسته كلاه آسيب رسانده و مقاومت آن را در مقابل ضربه و يا جريان الكتريسيته كاهش دهند .
روش متداول شستشوي پوسته كلاه ، استفاده از آب داغ ( در حدود c140 ) بهمراه يك مادهشوينده ( detergent) مناسب مي باشد . سپس آنها را ضدعفوني نموده و در آب داغ پاكيزه آبكشي نمود. بعد از آبكشي نيز باستي پوسته را به دقت مورد بازرسي قرار داد تا علائمي از آسيب ديدگي در آنها مشاهده نگردد.
كليه اجزاء كلاه شامل پوسته ( shell ) ، ساسپنشن (suspension) ، هد بند ( head band) ، نوار چرمي (sweatbands) و‌... بايد بصورت روزانه مورد بازرسي قرار گيرد تا در صورت مشاهده هرگونه محل تو رفتگي، ترك ، سوراخ شدگي يا هر نوع آسيب ديدگي ديگري كه ممكن است ضريب ايمني كلاه را كاهش دهد ، اقدامات لازم معمول گردد.
كلاههاي ايمني نبايستي در كنار پنجره و يا در مكانهايي كه در معرض نور مستقيم قرار دارند ، نگهداري و انبار شوند ؛ زيرا نور خورشيد و گرماي بيش از حد ، ضريب ايمني كلاه را كاهش مي‌دهد .

نحوه استفاده
هيچگونه جسم خارجي نبايد درون كلاه ايمني مابين پوسته و ساسپنشن جايگزين گردد،‌ زيرا اين فضا جهت جلوگيري از انتقال ضربات وارده به كلاه به سر شخص مصرف كننده آن تعبيه شده است . كلاههاي ايمني بايد به دور از مكانها و شرايطي كه امكان وارد شدن خراش ،‌ساييدگي ،‌ شكستگي و... به آنها وجود دارد ، نگهداري شده و از پرتاب عمدي آنها خودداري بعمل آيد.
كلاههاي ايمني بايد بدور از مكانها و شرايطي كه امكان وارد شدن خراش ، ساييدگي ، شكستگي و ... به آنها وجود دارد ،نگهداري شده و از پرتاب عمدي آنها خودداري بعمل آيد .

كلاه ايمني لبه دار ( نوع اول )

كلاه ايمني نوع دوم
كلاه ايمني سخت (كاربرد در معادن )
كلاه كلاس A


كلاه كلاس B
نمايي از Suspension
كلاه Bump Cap


کلاه سخت Hard Hat))


كلاه سخت Hard Hat)) با قابليت استفاده به همراه سپرهاي جوشكاري

3- تشريح محافظهاي دست و طرز استفاده از آنها
سطح پوست ، منبع پتانسيل بالقوه اي جهت تماس با مواد شيميايي سمي و خطرناك مي باشد و ممانعت از تماس اين مواد با پوست از اهميت بسزايي برخوردار است . كليه حوادث ناشي از تماس دست و بازوها با عوامل خطرناك شامل چهار دسته طبقه بندي شده زير مي شود :
الف - تماس با مواد شيميايي
ب - ساييدگي و خراش
ج - بريدگي
د- تماس با سطوح داغ

به همين دليل دستكش هاي متنوعي براي پيشگيري از خطرات ذكر شده طراحي شده اند . دستكشهاي مصرفي بايد پس از دوره هاي زماني مشخصي بسته به مدت زمان استفاده و نوع مواد تماسي ، تعويض و با دستكشهاي جديد ، جايگزين گردند . ‌دستكشهاي آلوده به مواد سمي و‌ميكروبهاي عفوني بايد پس ازمصرف، جهت زدودن اين آلودگي‌ها ، با دقت كامل شستشو گردند .
همچنين در زمان حمل و نقل و جابجايي اجسام زبر ، اجسام با لبه هاي تيز ، مواد و اجسام خيلي سرد و يا خيلي داغ ، بايد از دستكش هاي مناسب استفاده نمود كه شامل دستكش هاي چرمي ، دستكش هاي جوشكاري ، دستكش هاي پشت آلومينيمي و ساير انواع دستكش هاي عايق و ايزوله مي شود .
در هنگام كار با ابزار مكانيكي و ماشين آلات گوناگون بايد توجه بسياري به محافظت از دست بعمل آيد . جهت جلوگيري از تماس دست با قسمتهاي برق دار ، خطرناك و متحرك ابزار برقي و ماشين آلات ، دستگاههاي فوق بايد حفاظ مناسبي داشته باشند .
جهت محافظت دست از آسيب ديدگي در اثر تماس با اجزاي متحرك ، رعايت نكات زير ضروري مي باشد :
الف – حصول اطمينان از اينكه حفاظها بر روي دستگاهها نصب شده و مورد استفاده قرار مي گيرند .
ب – در هنگام تعميرات دستگاهها و ماشين آلات ، برق آنها قطع شده و خاموش مي شوند .
ج – دستگاههاي فاقد حفاظ به عنوان دستگاههاي فاقد كارايي و اعتبار تلقي مي گردند .
د- در هنگام كار با قسمتهاي خاصي از ماشين آلات همانند مته ها ، آسيابها، ماشين هاي تراش ، بخش هاي تيز كن و ..... نبايستي از دستكش استفاده كرد .

مثالهاي زير نمونه هايي از متداولترين انواع دستكش هاي كاربردي در صنايع گوناگون مي باشند :
1- دستكش هاي يكبار مصرف ( Disposable Gloves) : اين دستكش ها معمولاٌ از پلاستيكهاي سبك ساخته شده و بعنوان محافظي در مقابل مواد شيميايي بكار مي روند .

2- دستكش هاي پارچه اي ( Fabric Gloves ) : عموماٌ از پنبه يا تركيبات ساير الياف ساخته شده و براي جلوگيري از سر خوردن اجسام ليز در حين عمليات حمل و نقل آنها بكار مي روند و نيز از آنها به عنوان محافظي در مقابل سرما يا گرماي در حد متوسط استفاده مي شود .
3- دستكش هاي چرم ( Leather Gloves) : اين دستكش ها بعنوان محافظي در مقابل صدمات ناشي از پاشش اخگرها و جرقه هاي فلزات و يا خراشهاي حاصل از سطوح زبر بكار مي روند . همچنين جهت كار با جريان الكتريسته از لايه عايقي در اين دستكش ها استفاده مي شود .

4- دستكش‌هاي متال مش ( Metal Mesh Gloves) : اين دستكش هاجهت محافظت دستها در برابر حوادث ناشي از بريدگي و خراش بكار مي روند . رايج ترين مصرف آنها در حين كار با ابزار آلات برشي و يا تجهيزات با لبه هاي تيز مي باشد .

5- دستكش هاي آلومينيومي (Aluminized Gloves ) : در طراحي اين دستكش ها از نوعي الياف آلومينيومي استفاده شده كه از دستها در مقابل گرماي بسيار بالا محافظت بعمل مي آورند مهمترين و رايج ترين كاربرد اين دستكش ها در حين كار با فلزات مذاب مي باشد .

6- دستكش هاي مقاوم در مقابل مواد شيميايي ( Chemical Resistance Gloves ) : اين دستكش ها ممكن است از‌جنس لاستيك[32] ، نئوپرون[33] ،‌ پلي وينيل الكل [34]، وينيل [35]، نيتريل[36] و .... بوده كه جهت محافظت دست از انواع گوناگون مواد شيميايي ، چسبها ، حلالها ، روغنها و ... بكار مي روند . نكته قابل توجه آنست كه بسته به نوع مواد شيميايي مصرفي ، از دستكش هاي ساخته شده از جنس مقاومي در مقابل آن مواد خاص بايد استفاده نمود .

جدول 2 راهنمايي جهت انتخاب دستكش مناسب با توجه به نوع مواد مصرفي مي باشد . در هنگام انتخاب دستكش هاي مقاوم شيميايي ،‌بايد از مشاوره شركت توليدكننده آنها نيز بهره برد؛ بخصوص در مواقعي كه افراد مجبور به فرو بردن دستان خود در محلولهاي مواد شيميايي گوناگون مي باشند .


جدول 2- انتخاب دستكش با توجه به نوع مواد مصرفي و خواص آنها
نوع مواد شيميايي كه اين دستكش در مقابل آنها ‌محافظت به عمل مي آورد .
معايب
مزايا
نوع دستكش
بازها – الكل ها – محلولهاي رقيق آبي و تا حد مناسبي در مقابل كتن ها و الدئيدها
مقاومت ضعيف در مقابل روغنها ، گريس و مواد شيميايي آلي .
قيمت پايين – خواص فيزيكي خوب – سبك
لاستيك طبيعي
مشابه با لاستيك طبيعي
خواص فيزيكي آنها در مقايسه با لاستيك طبيعي در حد ضعيف تري مي باشد .
قيمت پايين – سبك – مقاومت شيميايي بهتر در مقايسه با لاستيك طبيعي در مقابل برخي از مواد شيميايي
تركيبات لاستيك طبيعي
اسيدها و‌بازهاي قوي –نمكها – ساير محلولهاي آبي – الكل ها
استفاده متناوب از آنها ممكن است باعث كاهش كيفيت آنها گردد.
قيمت پايين – خواص فيزيكي خوب – مقاومت در مقابل مواد شيميايي در حد متوسط
پلي وينيل كلرايد (PVC)
اسيدهاي اكسيد كننده – آنيلين ها – فنل گليكول اترها
قيمت متوسط – خواص فيزيكي متوسط – مقاومت شيميايي متوسط
نئوپرون
روغن ها‌– گريس‌– مواد شيميايي با ساختار‌آليفاتيك‌–زايلن‌– پركلرواتيلن‌ تري كلرواتيلن و ‌تا حد مناسبي ‌در‌مقابل تولوئن
مقاومت ضعيف در مقابل بنزن ، متيلن كلرايد ، تري كلرو اتيلن و كتن ها
قيمت پايين – خواص فيزيكي عالي – سبك
نيتريل
گليكول اترها – كتن ها – استرها
گران – مقاومت ضعيف در مقابل هيدروكربنها و حلالهاي كلرينات
با كيفيت ويژه – ساختمان قطبي و متقارن
بوتيل
تركيبات آليفاتيك – آروماتيك – حلالهاي كلرينه – كتن ها ( به جز استن ) – استرها – اترها
خيلي گران ، مقاومت ضعيف در مقابل نور و همچنين الكلها حساس به آب
با كيفيت ويژه – مقاومت در مقابل رنج وسيعي از مواد شيميايي آلي – خواص فيزيكي خوب
پلي وينيل الكل ( PVA)
تركيبات آروماتيك – حلالهاي كلرينه – تركيبات آليفاتيك – الكل ها
بسيار گران – خواص فيزيكي ضعيف - در مقابل بعضي از كتن ها و استرها و آمين ها مقاومت ضعيفي دارد .
با كيفيت ويژه – در مقابل حلالهاي آلي مقاومت بسيار خوبي دارد.
‌فلور‌والاستومر (واتين) 1TM ‌
كار با مواد خطرناك 2
چسبندگي‌مناسبي ‌به‌دست نداشته ‌و ‌براحتي ‌در‌دست ‌فيت نمي‌شود‌.‌براحتي‌سوراخ ميشود
مقاومت شيميايي عالي
نور فويل ( با روكش نقره )


4- تشريح محافظهاي پا و طرز استفاده از آنها
انواع و اقسام گوناگوني از پوششهاي محافظ پا موجود است و مسئله مهم آن است كه ممكن است بر حسب نوع فعاليت انجام شده ، به محافظهاي پاي ديگري علاوه بر آنچه كه در زير به آنها اشاره شده است ، نياز باشد ( همچنين توجه به اين نكته كه محافظهاي ايمن پا ، بايد حاوي برچسب تأييد شده توسط موسسات استاندارد باشند ، از اهميت بسياري برخوردار است ) :

الف – كفشهاي ايمني فولادي مقاوم (Steel- Rein forced Safety Shoes) : اين نوع كفشها جهت محافظت پا از خطرات عمومي ماشين آلات ، سقوط اجسام روي آنها، بريدگي و سوراخ شدگي و 000 طراحي شده اند . جهت مقاوم سازي آنها قسمت پنجه و كف كفش از جنس فولاد محكمي ساخته شده و قسمت پاشنه آن نيز با آلومينيوم ، فولاد يا اجسام پلاستيكي سفت محافظت مي شود . ازجمله كاربرد اينگونه كفشها، در مواقعي است كه افراد در شرايط جوي بسيار گرم فعاليت مي كنند كه اين كفشها همانند عايق عمل كرده و از رسيدن هواي بسيار داغ به پا ممانعت بعمل مي‌آوردند.
در طراحي اين كفش ها مي توان از تجهيزاتي جهت محافظت در مقابل سر خوردن ، نفوذ مواد شيميايي و همچنين خطرات برق گرفتگي استفاده نمود ( شكل صفحه 49)

ب – چكمه هاي ايمني (Safety Boots ) : چكمه هاي ايمني در مواقعي كه خطرات حاصل از ترشح و پا شش مواد شيميايي خطرناك و يا مواد مذاب بر روي پاها موجود است ، محافظت بهتري را ( به نسبت كفش هاي ايمني ) از پاها بعمل مي آورند . ( شكل صفحه 49)

ج – در هنگام كار با مواد شيميايي خورنده و سوز آور ،‌روغن هاي برنده و محصولات نفتي ، معمولآ چكمه هايي از جنس نيتريل يا نئوپرون ، جهت مقابله با نفوذ اين مواد مورد نياز مي باشد .

د- هنگامي كه كارگران مجبور به كار در شرايط جوي زير 10 درجه فارنهايت (12- درجه سانتي گراد) هستند ، استفاده از پا پوش هاي ضد انجماد[37] بجاي كفشهاي ايمني پنجه فولادي ضروري مي باشد ، زيرا در اين نوع شرايط كاري ، پا در معرض خطر بيشتري قراردارد .

ه- كفش هاي رسانا[38] : اين كفشها از پا در مقابل الكتريسيته ساكن محافظت كرده و باعث ايجاد تعادل پتانسيل الكتريكي ، بين فرد و زمين مي شوند . افرادي كه از اين گونه كفشها استفاده مي كنند ، بايد از پوشيدن جورابهاي 100% ابريشم ، پشم يا نايلون خودداري كنند، زيرا اين الياف ، خود توليد كننده الكتريسيته ساكن مي باشند.
اين كفشها تنها در موارد خاصي كه ميزان توليد الكتريسيته ساكن در حد بالايي مي باشد، مورد استفاده قرار مي گيرند و در مكانهايي كه كارگران با خطوط الكتريسيته جريان برق سرو كار دارند، نبايد استفاده شوند.
در مواقعي كه تشخيص داده مي شود كه استفاده از اين نوع كفش ها ضرورت دارد ، هيچ نوع پودري نبايستي در زير پاي افراد باشد ،زيرا اين پودرها همانند جسم عايقي عمل كرده و مانع جريان يافتن الكتريسيته ما بين بدن فرد مصرف كننده و زمين مي شود و اختلالاتي را بوجود مي آورد.

و – كفش هاي ايمني نارسايي نيز جهت محافظت از بدن در مقابل جريانات در مقابل جريانات الكتريكي تحت ولتاژ 600 ولت و يا كمتر ، طراحي شده اند كه اين نوع پا پوش ها بايستي بهمراه سطوح عايق مورد مصرف قرار گيرند.
گاهي اوقات در هنگام كار با جريان الكتريسيته ، چكمه هاي ضد الكتريسيته خاصي مورد نياز مي باشد كه در طراحي آنها از هيچگونه ماده رسانايي استفاده نشده است و تنها بخش رساناي آنها ، قسمت پنجه هاي كفش مي باشد كه بطور كامل عايق بندي و ايزوله مي شود . بطور كلي استفاده از كفش هاي نارسانا در مكانهايي كه خطرات حاصل از انفجار وجود دارد و يا در مواقعي كه ضرورتآ بايد از كفشهاي هادي استفاده شود ، ممنوع مي باشد.

ز- كفشهاي ريخته گري[39] : كفشهاي ريخته گري از پاهاي كارگران ريخته گري در زمان حمل و نقل و جابجايي فلزات مذاب محافظت بعمل مي آورند . نوع ساخت اين كفشها به گونه اي است كه فلزات داغ نتوانند به درون حفره ها، منافذ و روزنه‌هاي آن رسوخ نمايند. اين كفشها در قسمت قوزك پا بسته شده و از جنس چرم يا مشتقات چرم مي‌باشند. قسمت كف كفش از جنس چرم يا لاستيك بوده و پاشنه هاي آنها نيز از لاستيك ساخته مي شوند . كفشهاي ريخته گري بايد همواره حاوي پنجه هاي ايمن در بخش داخلي شان باشند.

ح – كفشهاي مقاوم در مقابل نفوذ ترشحات اجسام گوناگون بايد در مكانهايي همچون بخش انبار مواد منفجره و يا در محلهاي نصب تانكرهاي حاوي نفت و در كليه مكانهايي كه حتي يك ترشح ممكن است باعث ايجاد اشتعال و انفجار و بروز صدمات و آسيبهاي جبران نشدني گردد، مورد مصرف قرار گيرند. استفاده از اين كفشها در خارج از محيط كار ممنوع مي باشد ، زيرا آنها صرفآ جهت مصارف خاص طراحي گشته اند.

1 - PPE : Equipment Personal Protective

2 - CDC Diseases Control : Centers for


1- Office of Health and Safety : OHS
1- National Inistiute for Occputional safety and Health: NIOSH : موسسه ملي بهداشت و ايمني شغلي آمريكا
2-Inistitute : ANSI American National Standard : موسسه ملي استانداردهاي آمريكا
3- Occupational Safety and Health Administrative: OSHA : كميته اجرايي ايمني وبهداشت حرفه اي
1 - Labeles
2 - Material Safety Data Sheet = MSDS
1- Safety shoes/ boots with compression protection
2- Safety shoes/boots with puncture protection
1- Duck
2- Paper- like
1- Biosafety
1- Liquid Oxygen = LOX
2- Liquid Nitrogen =N2
3- Baseball Caps
1- Safety Glasses يا Spectacles
2- گوگل نوعي عينك ايمني محافظ چشم مي باشد كه حاوي دسته نبوده و داراي بندي در پشت سر مي‌باشد. (شكل صفحه 29)

دستکش های fox
3- Single Lens Goggles
4- Welders/Chippers Goggles
5- face shields
1 welding shields -
2- welding
3- Brazing
4- Soldening
5- Resistance welding
6- Electric Arc welding shielded
7- Bare Electric Arc welding
8- Oxyacetylene welding
9Cutting Operation -
1- Suspension : بخشي از كلاه كه بدنه آن را از سر فرد مصرف كننده آن دور نگاه مي دارد( با فاصله حدوداٌ 3 سانتي متر از پوسته كلاه ) تا در صورت وارد آمدن ضربه يا فشار به كلاه از وارد شدن فشار به سر جلوگيري كرده و‌از جمجمه او در مقابل اين ضربات محافظت بعمل آورد.‌ (‌شكل صفحه‌34‌‌- نمايي از Suspension )
1 - Rubber
2 - Neoprene
3 - Poly vinyl alcohol
4 - Vinyl
5 - Nitrile
دستکش های fox


1 Trade Mark of Dupant Dow ELمارك تجاري دوپونت داواي ال

2HAZMAT = Hazardous Materials
1- Arctic Footwear
2- Conductive Shoes
1 - Foundry shoes

راهنماي استفاده از فيلترهاي هوای تنفسی شيميايي

فیلترهای مخصوص گاز یا ذرات متشکل از یک یا دو فیلتر هستند که توسط اعمال فیزیکو شیمیایی قادر به نگهداری ذرات آلاینده هوا برد هستند. محدودیت استفاده از فیلترهای تنفسی که بر روی ماسکهای تمام صورت ( Full face ) نیم صورت ( half- mask )یا ماسکهای دهانی ، نصب شده اند به شرایط محیطی بستگی دارد. اطلاعات زیر جنبه عمومی داشته و با قوانین خاص هر کشور در این زمینه تکمیل شده و قابل کاربرد هستند. تنها افرادیکه کاملاً به محدودیت و طرز استفاده از فیلترها آگاهی دارند مجاز به استفاده از آنها هستند.
2. فیلترهای مرکب ، ذرات و گازها
فیلترهای مخصوص گاز بر اساس دو استاندارد اروپایی EN 141 و EN 371 بوده و به انواع زیر تقسیم می شوند که نوع هر کدام به رنگ و حروف مشخص شده اند.
1-3 : جدول تعیین نوع فیلتر مناسب با ماده شیمیایی از روی رنگ آن
نوع فیلتر رنگ مشخص کننده محدوده مورد استفاده
A قهوه ای گازها و بخارات آلی با نقطه جوش بیش از 0c 65
AX قهوه ای گازها و بخارات آلی با نقطه جوش کمتر از 0c 65
B خاکستری گازها و بخارات غیر آلی ( معدنی ) مانند : cl2 ، H2s ، Hcl
E زرد گازهای اسیدی از قبیل:سولفور دی اکسید so2 و اسید کلریدریک Hcl
K سبز آمونیاک
co سیاه دی اکسید کربن
Hgp3 قرمز- سفید بخارات جیوه
NOP3 آبی – سفید گازهای نیترو ، گروه NO دار
Reactor – p3 نارنجی-سفید ید رادیواکتیو مانند متیل ید رادیو اکتیو
فیلترهای گازی در دسته های متفاوتی تولید می شوند و جهت انتخاب صحیح به فرد اجازه انتخاب می دهند. این فیلترها بر اساس ظرفیت جذبشان طبقه بندی می شوند. فیلتر گازی 1 ( کوچک ) فیلتر گاز 2 ( متوسط ) فیلتر گاز 3 ( بزرگ ). فیلترهای مخصوص ذرات در مقابل ذرات هوا برد ( ذرات معلق در هوا ) فرد را محافظت می نمایند و بر اساس استانداردهای EN 143 و EN 146 و EN 147 تولید می شوند.اینگونه فیلترها با حرف ( P) و به رنگ سفید بعلاوه اعداد 1، 2 و یا 3 مشخص می شوند.
فیلترهای مرکب برای ترکیبی از ذرات و گازها قابل استفاده اند. این فیلترها ، با علامات مخصوص گازها و ذرات مشخص شده اند. مثلاً : A2 فیلتری است با ظرفیت جذب متوسط برای بخارات آلی با نقطه جوش بالای 0c 65 ، یک فیلتر P3 ، فیلتر ذره گیر با کارآیی بالا در برابر ذرات جامد و مایع است و A2P3 فیلتر ترکیبی است که دو طرفه خاصیت جذب آلاینده ها را دارد.
2-3 : جدول راهنمای انتخاب ماسکهای تنفسی فیلتردار
وسیله زمان
(TLV) محدودیتها
ماسک تمام صورت یا ماسک دهانی ، ماسکهای پرقدرت تمام صورت با فیلتر P1 4 در نشتی های زیاد و نفوذ بالای مواد توصیه نمی شود. برای ذرات مایع، مواد رادیواکتیو و سرطانزا و میکرو ارگانیسمها و همچنین برای عوامل بیوشیمیایی مناسب نیست
ماسک تمام صورت یا نیم صورت و ماسکهای پر قدرت ( turbo)با فیلتر P2 15 برای مواد رادیو اکتیو، میکروارگانیسمها و عوامل بیوشیمی مناسب نیستند.
ماسکهای تمام صورت و توربو ماسک با فیلتر P3 400 ---
ماسکهای نیم صورت یا صورت با فیلتر P1
4 برای ذرات مایع ، عوامل بیوشیمی ، رادیو اکتیو و سرطارنزا مناسب نیستند
ماسکهای نیم صورت یا صورت با فیلتر P2
10 برای مواد رادیو اکتیو، میکرو ارگانیسمها و عوامل بیوشیمیایی مناسب نیستند
ماسکهای نیم صورت یا صورت با فیلتر P3
30 برای مواد رادیو اکتیو، میکرو ارگانیسمها و عوامل بیوشیمی مناسب نیستند
ماسکهای تمام صورت یا ماسکهای دهانی با فیلتر مخصوص گاز 400 برای فیلترهای HgP3,AX,SX,E,B,A و NoP3 که محدودیتهای خاصی جهت استفاده دارند و در قسمت (چگونگی استفاده)شرح داده شده اند. جهت اطلاعات بیشتر به استانداردهای EN12947,372,EN 341. EN 141 و 12942 بر روی ماده رجوع شود
ماسکهای نیم صورت یا صورت به همراه فیلتر گازی
30
وسیله با فیلتر مرکب در اشکال شدید حدود ذکر شده در بالا برای فیلترهای گازی و ذرات باید با هم اعمال شود
* استفاده از فیلترهای گازی نباید از حدود زیر تجاوز کند :
1/0% حجمی برای دسته 1 ، 5/0% برای دسته 2 و 1% برای دسته 3 مطابق با EN 141, 341 .
* استفاده از فیلترهای گازی به همراه توربوماسکها نباید متجاوز از حدود ( غلظتهای) زیر باشد :
05/0% برای دسته 1 ، 1/0% برای دسته 2 مطابق با EN 12942 , EN 12941 .
3. نکاتی برای استفاده
- فیلترهای گازی اگر به طور آب بندی شده مناسب ( Seal ) نگهداری شوند تا زمان اتمام تاریخ مصرف آنها قابل استفاده اند. فیلترهای مخصوص گرد و غبار قابل انبار کردن بوده و می توان چندین نوبت از آنها استفاده نمود.
- فیلتر را از درون بسته بندی خارج کرده ، پلمبهای آنرا برداشته و به ماسک ( فول فیس یا نیم صورت یا دهانی )متصل کنید. سپس می توان ماسک را مورد تست نشت یابی و استفاده قرار داد.
-فیلترها حتی اگر بعد از اولین استفاده به طور مناسبی Seal شده باشند بعد از گذشت 6 ماه ( غیر قابل استفاده ) می شوند.بنابراین توصیه می شود تاریخ بازکردن و استفاده از فیلتر بر روی آن نوشته شود.
-ماسکهای تنفسی فیلتردار تنها در اماکنی قابل استفاده اند که اتمسفر آن حداقل دارای 17% حجمی اکسیژن باشد. این وضعیت در اماکن روباز و محیطهای با تهویه مناسب وجود دارد. در حالیکه در مخازن ، آب انبارها ، آبروهای زیر زمینی ، چاهها و غیره غلظت اکسیژن بندرت در حد لازم برای استنشاق است. بنابراین ورود به چنین اماکنی با ماسکهای فیلتر دار مطلقاً ممنوع است. وقتی طبیعت گاز یا آلاینده ناشناخته باشد ، استفاده از ماسک فیلتردار ممنوع است.
-هیچکس نمی تواند از زمان کارکرد یک فیلترگازی خبر بدهد چون عواملی از قبیل : رطوبت هوا ، دما و میزان هوای مورد نیاز جهت تنفس روزانه در این میان نقش بازی می کنند. بدلیل اینکه فیلترها بتدریج اشباع می شوند ، هنگامی که غلظت آلاینده به حد کافی پائین باشد بوکردن گاز بعنوان یک عامل هشدار دهنده جهت جلوگیری از صدمه به بافتها مفید خواهد بود. اما این خصوصیت در مورد گازهای بی بو و بی مزه از قبیل منوکسید کربن صادق نیست. برای چنین گازهایی احتیاطات ویژه در نظر گرفته می شود.
توجه : فردیکه دچار نقص در سیستم بویایی است یا افرادیکه ریش دارند بدلیل Seal نشدن کامل ماسک بر روی صورت نباید از ماسکهای فیلتردار استفاده کنند.
*فیلترهای HgP3 برای بیش از 50 ساعت نباید مورد استفاده واقع شوند.
* فیلترAX فقط یکبار قابل استفاده است ( یکبار مصرف ).
* فیلترهای NoP3نیز یکبار مصرفند.
* فیلترهای با وزن بیش از 300 گرم نباید مستقیماً به ماسکهای نیم صورت متصل شوند.
* فیلترهای با وزن بیش از 500 گرم نباید مستقیماً به ماسکهای تمام صورت متصل شوند.
* فیلتر 104 برای co باید تنها یکبار مصرف شود با حداکثر غلظت 25/0% و حداکثر زمان 30 دقیقه .
* فیلتر 104 قابل نگهداری در کیسه پلاستیکی Seal شده بوده و قبل از استفاده باید باز شود.

3-3 : جدول دسته بندی فیلترها بر اساس غلظت فیلتر گازی
دسته ( کلاس ) فیلتر گازی بیشترین غلظت گاز مجاز
1- قابلیت جذب : پائین ( عمدتاً در فیلترهای جدا ) حداکثر 1/0% حجمی
2- قابلیت جذب : متوسط ( عمدتاً فیلترهای درون پیچ) حداکثر 5/0 % حجمی
3- قابلیت جذب : بالا ( فیلترهای کانیستر دار) حداکثر 1% حجمی
4. زمان ( مدت ) استفاده
- زمان استفاده از یک فیلتر بستگی به بار ورودی به آن دارد از قبیل : نوع و غلظت آلاینده ، بارکاری فرد استفاده کنند ( میزان فعالیتی که فرد با فیلتر در محیط انجام می دهد).
- فرد استفاده کننده می تواند از روی ظهور یا پیدایش بو ، مزه و تحریک ایجاد شده از خروجی فیلتر گازی کارآیی یا عدم کارآیی فیلتر را تعیین کند. ( حدودی ).
- فیلترهایی که در مقابل آلاینده ها مورد استفاده واقع می شوند بدون اینکه بو ، مزه یا تحریک ایجاد کنند جهت تشخیص مدت زمان مورد مصرف نیاز به قوانین خاصی دارند.
- برای فیلترهای 3 Hg-P، حداکثر زمان مورد استفاده 50 ساعت است.
- فیلترهای مرکب و گرد و غبار باید هنگامی که مقاومت تنفسی در آنها خیلی زیاد شد ، تعویض شوند.
( احساس تنگی نفس در ماسک یا سخت شدن تنفس).
شرایط انبار و نگهداری :
فیلترها توسط شرکتهای سازنده آببندی Seal شده اند ( فیلترهای گاز ، گرد و غبار و مرکب ) ، فیلترهای نو را که هنوز از بسته اصلی خارج نشده اند می توان در دمای اتاق و محافظت در مقابل گرد و غبار محیطی نگهداری نمود. زمان نگهداری فیلترهای مرکب و گازی بر روی فیلتر حک شده است.

  • 4-3 : جدول انتخاب وسیله حفاظتی تنفسی مجهز به فیلتر
  • نوع وسیله محافظ حاصلضرب غلظت آستانه محدودیتها
  • ماسک فول فیس با فیلترP2 O.E.L(1)×15
  • ( حدود تماس شغلی) در مقابل عوامل رادیواکتیو ، میکروارگانیسمها و عوامل فعال بیوشیمیایی کارآیی ندارد
  • ماسک تمام صورت با فیلتر P3 O.E.L×400
  • ماسک نیم صورت با فیلتر P2 O.E.L×10 در مقابل عوامل رادیواکتیو ، میکروارگانیسمها و عوامل فعال بیوشیمیایی کارآیی ندارد
  • ماسک نیم صورت با فیلتر P3 O.E.L×30
  • ماسک تمام صورت با فیلتر گازی O.E.L×400 فیلترگازی مدل HgP3,AX,SX,,E,B,A و NoP3 که کاربردهای متفاوتی دارند
  • (EN 141,371,372 )
  • ماسک نیم صورت با فیلتر گازی O.E.L×30
  • وسیله حفاظ تنفسی با فیلتر مرکب برای حد آستانه گازها و ذرات دارای اعتبار هستند. در این مورد پایین ترین مقدار اعمال می شود.
  • ماسکهای صورت قوی به همراه فیلتربا کدهای : TM2P (TMP2) و TM3P (TMP3) O.E.L×100
  • O.E.L×500 ---

کلاهها یا مقنعه های تهویه دار با فیلترهای مخصوص ذرات
با کدهای : TH1P (THP1) و TH2P (THP2) O.E.L×5
O.E.L×20 وسایل حفاظت کننده دستگاه تنفسی(( باز)) از قبیل کلاه خودها یا مقنعه ها حفاظت کافی را در مواردیکه سیستم دهنده هوا دچار نقص و عیب باشد ، تامین نمی کنند. بنابراین نباید جهت حفاظت در مقابل عوامل سرطانزای خیلی سمی یا عوامل رادیو اکتیو،میکروارگانیسمها و یا عوامل فعال از لحاظ بیوشیمیایی مورد استفاده واقع شوند.

1-Occupational Exposure Limit ( O.E.L )
5. منابع مورد استفاده
1. کاتالوگ فیلترهای MSA MSA – AUER (www. msa - europe.com)
2. کاتالوگ فیلترهای Spaciani www. Spaciani.com) (http : //
3. کاتالوگ فیلترهای KEMIRA SAFETY

www.payeshppe.ir

آموزش دوره های ایمنی و HSE

شرکت مهندسی مشاور ایمن اندیش پایش مجری و برگزار کننده دوره های ایمنی و HSE در کشور با ارائه گواهینامه رسمی از سازمان فنی وحرفه ای، جهت اطلاعات بیشتر به سایت WWW.IRANPAYESH.COM مراجعه فرمایید.

دستکش ایمنی fox

جهت دریافت مشخصات دستکش های fox و کاتالوگ محصولات تخصصی ایمنی به سایت www.payeshppe.ir

مراجعه فرمایید.باتشکر

طبقه بندی لباسهای ضداسید و نحوه استفاده و موارد کاربرد

شركت پايش اولين توليد كننده لباس هاي ضد اسيد در كلاس هاي مختلف
1-2 : لباس کار دسته A
لباس کار دسته A در کلیه شرایط زیر مورد استفاده قرار می گیرد:


1-در تمام موارد خطر و مواقع اضطراری که ورود به منطقه های با بخار سیار غلیظ اسید یا محیطی با ذرات اسپری شده اسید ضروری است از لباس مذکور استفاده شود.
2- جلوگیری از نشت محل پکینگ های پمپ و شیرها
3- جلوگیری از نشت وسیع اسید به طوری که از کار انداختن وسایل ضروری می باشد.
4- در زمان انجام که نیاز به لباس نوع A باشد باید 2 کارگر عملیاتی که مجهز به لباس مذکور باشند حضور داشته باشند تا در مواقع اضطراری مراقب یکدیگر باشند.


2-2 : لباسهای دسته B
شرح : این لباس دارای منبع هوا و قدرت تهویه اسید است و از کاپشن و شلوار پیش بند ضداسید و دستکشهای نئوپرنی 14 اینچ چکمه بلند ضداسید و کلاه با مسیر تغذیه هوای فشرده تشکیل می شود.
دستورالعمل :
کلیه موارد کاربرد این دسته از لباس در زیر ذکر گردید لذا رعایت آنها الزامی می باشد.
1-در تمام کارها عملیاتی که امکان نشت به محیط وجود داشته باید از این نوع لباس استفاده کرد در صورتی که نشت به صورت وسیع باشد باید از لباس تیپ A استفاده کرد.
2- نمونه گیری از اسید
3- خارج کردن درپوش های شیرهای عملیاتی که نمی توان آنها را پرچ کرد و یا در حال عملیات تمیزکاری برخی تجهیزات که خنثی سازی کاملی بر روی آنها انجام نگرفته است.
4- در صورت انجام هر گونه کاری که نیاز به لباس نوع B است باید دو اپراتور برای کمک کردن شرایط اضطراری حضور داشته و لباسهای مذکور را بر تن داشته باشند.
5- باز و بسته کردن صفحات مسدود
6- برای کار روی قسمتی از دستگاههای آلوده به اسید که محل اولین اتصال لوله انها مسود نشده است مانند کار بر روی مبدلهای حرارتی
7- باز کردن دستگاهها و وسایل حتی بعد از مسدود کردن آنها
8-کار بر روی انشعابات کوتاه حتی در زمانی که از سایر بخش های سیستم کاملاً جدا شده باشند.
9- باز کردن دستگاهها و تجهیزات که ممکن است از محدوده کار خود به جای دیگر منتقل شوند و یا دارای محلی برای محصور شدن اسید باشند تمامی محلها و قسمت هایی که اسید در آنها باقی می ماند مانند پمپ ها بایستی کاملاً از اثر اسیدی خنثی و تمیز شوند این مورد شامل مبدلهای حرارتی می باشد.


2-3 : لباس دستهC
شرح : کلاه شیلدار محافظ مخصوص صورت، شلوار پیشبند دار مقاوم در برابر اسید و روکفشی و کاپشن، دستکش نئوپرن 14 اینچی، لباسهای این دسته می باشند.
دستورالعمل:
کلیه موارد استفاده در خصوص این دسته از لباس در زیر ذکر شده است که رعایت آنها الزامی می باشد و این موارد فقط در مناطق و محدوده های اسیدی می باشد.
1-برای تمام کارهای روزمره و غیر روزمره که شرایط عادی عملیات انجام می گیرد می توان از این دسته لباس استفاده کرد به جز برای کارهایی که در دسته لباسهای B قرار دارند.
2- راه اندازی یا کار انداختن قسمت هایی از واحد منطقه اسیدی
3-گریس کاری شیرها
4-تنظیم پکینگ
5- شستشو
6- در سرویس قرار دادن روزانه پمپ ها
7- باز و بسته کردن شیرها در سیستم های بسته به جز در محل نمونه گیری یا خروجی مایع
8- در صورت انجام کاری که نیاز به لباس نوع C است الزامی می باشد حداقل 2 کارگر عملیاتی با لباس مذکور در محل حضور داشته باشند تا در مواقع اضطراری مراقب یکدیگر باشد
9-در هنگام کار مکانیکی بر روی دستگاههای اسیدی بعد از بستن تمامی اتصالات آن و باز کردن مسیرها به اتمسفر
10-کار مکانیکی بر روی پمپ بعد از مسدود کردن کامل مسیر آنها و برداشتن جداره روی آنها
11-کار بر روی وسایل و تجهیزاتی که با وجود بستن و باز بودن به دارای اتمسفر دود کننده بوده و نیاز به استفاده از اجکتور برای دور کردن دودها دارند این کارها عبارتند از :
الف) کار بر روی مبدلهای حرارتی و کندانسورها
تذکر: در هنگام کار روی مبدلهای حرارتی که HF درون لوله های آنها وجود دارد باید از لباس نوع B استفاده شود مگر مسیر لوله هایی که کاملاً تخلیه و شستشو یا مسدود شده باشند.
12- کار بر روی برج و ظروف
13- جداکردن قطعات و وسایلی که باز نشده و خنثی سازی شده اند و اسید در آنها جمع نشده است.
14- پیاده کردن شیرهای اطمینان


2-4 : لباس دسته D
کلاه شیلدار (محافظ مخصوص صورت)، دستکش هایی از جنس نئوپرن (PVC) به طول 14 اینچ
دستورالعمل:
در کلیه موارد زیر باید از این تیپ لباس استفاده کرد.
1- خواندن و قرائت و اندازه گیری فشارسنج ها
2-جمع کردن وسایل و ابزارهایی که خنثی و شستشو گردیده اند.
3-تخلیه و انبار کردن آلومینا و سیلندرهای HF
4- بازرسی منطقه توسط سرپرست نوبتکاران و کارکنان عملیاتی
5- تعمیر وسایلی که باز شده و از نظر اسیدی خنثی شده اند و این کار خنثی سازی با غوطه ور کردن و فرو بردن قطعه در یک بشکه یا ظرفی که از محلول خنثی کننده پر شده انجام می گیرد به طوری که هیچ اسیدی در آن باقی نماند.












 

خطاهای انسانی در صنایع فرآیندی

خطاهای انسانی در صنایع فرآیندی

 


 

1- مقدمه

خطاهای انسانی از عوامل بروز حادثه در صنایع فرآیندی به‌شمار می‏روند. اینگونه خطاها به دلایل مختلف به وقوع می‏ پیوندند و اقدامات متفاوتی نیز به منظور جلوگیری و یا اجتناب از آنها لازم می‏باشد. عوامل خطا را می‌توان به‌صورت زیر دسته‏ بندی نمود:

  • عدم توجه و دقت (منظور و مقصود صحیح بوده ولی اقدام صورت گرفته اشتباه است).
  • عدم آموزش صحیح و ارایه دستورالعمل‌های مناسب (شخص نمی‏داند كه چه‌كار كند یا در حالت بدتر فكر می‏كند كه می‏داند ولی در واقع نمی‏داند. منظور و مقصود صحیح نبوده است).
  • عدم توانایی فیزیكی یا ذهنی (بین توانایی‏ های فردی و وضعیت موجود، تناسبی وجود ندارد).
  • نبود انگیزه (فرد عمدا از دستورات پیروی نمی‌كند و انتظارات را برآورده نمی‏سازد. البته گاهی اوقات تخلف و گاهی نیز خطای قضاوت نامیده می‏شود. مثلا فرد صادقانه به این باور می‏رسد كه پیروی از دستورالعمل‌ها ضرورت ندارد).
  • ضعف مدیریت (در صورتی كه مدیران به نقش خود در اداره امور آگاه نباشند احتمال بروز خطا افزایش می‌یابد. می‏توان گفت كه تقریبا همه حوادث به دلیل خطای مدیریت رخ می‏دهند. اگر مدیران مراقب باشند كه طراحی، تعمیرات و آموزش مناسبی صورت گیرد، آنگاه حوادث به وقوع نمی‏ پیوندند).

حد و مرز بین عوامل فوق كاملا مشخص نیست و اغلب بیش از یك فاكتور در بروز حادثه موثر می‏ باشد. برای مثال اگر خطای قضاوت صورت گیرد، ممكن است به علت آموزش نامناسب و یا ضعف در مدیریت باشد و یا اینكه بین كار مورد نظر و توانایی‏ های فرد هماهنگی لازم نباشد. حوادثی كه به دلیل اشتباه یا بی‏ احتیاطی فرد رخ می‌دهند، اغلب ناشی از عدم توجه كافی فرد می‏باشند. تنبلی و كاهلی در انجام كار ممكن است به علت فقدان انگیزه یا عدم هماهنگی بین فرد و كار مربوطه باشد.

 

2- حوادثی كه به دلیل اشتباهات ساده رخ می‏دهند

در این قسمت حوادثی مورد بررسی قرار می‏گیرند كه در آنها فرد فراموش می‏كند كه یك كار عادی و ساده را انجام دهد. مثلا فراموش می‏كند كه شیری را ببندد یا باز كند و یا اینكه شیر دیگری را اشتباها باز می‏كند یا می‏بندد. در اینجا منظور و مقصود صحیح بوده، یعنی یعنی شخص می‌دانسته كار درست چیست و قبلا نیز چندین بار آن را انجام داده، به طوری كه قادر به انجام آن نیز بوده و مقصود وی نیز آن بوده كه كار را درست انجام دهد، ولی یك لحظه دچار اشتباه می‏شود. چنین اشتباهات و لغزش‌های آنی، بی‏ شباهت به آنچه كه در زندگی روز مره هر كس رخ می‏دهد، نیستند. به‌طوریكه نمی‏توان با نصیحت، تنبیه یا آموزش از بروز آنها جلوگیری نمود. یا باید اینگونه خطاهای اتفاقی را بپذیریم و یا با ایجاد تغییر در وضعیت كاری، فرصت خطا را از افراد بگیریم. مثلا در طراحی واحدها و تاسیسات تغییراتی ایجاد كنیم یا روش‌های كاری را بهبود بخشیم. در بعضی موارد نیز می‏توانیم فرصت‌های لازم را برای افراد فراهم سازیم تا خطاهای خود را مشاهده و تصحیح نمایند و یا برای مقابله موثر با پیامدهای خطا، حفاظت‌های كافی را به عمل آوریم.

نگرانی ما در مورد دلیل بروز این نوع خطاها نیست. بلكه این واقعیت است كه برای پیشگیری از آنها كار چندانی نمی‏توانیم انجام دهیم. به افرادی كه از روی حواس پرتی خطایی از آنها سر می‏زند، اغلب گفته می‏شود كه موقع كار مواظب باشند. ذكر این مطلب كمك زیادی  نمی‏كند، زیرا همه ما گاه به گاه دچار خطا می‏شویم و غیرقابل اجتناب است.

 

3- حوادثی كه با آموزش بهتر افراد و دستورالعمل‌های مناسب تر قابل پیشگیری هستند

آموزش در اینجا به معنی آگاه نمودن افراد از تكنولوژی موجود و درك مسوولیت‏ های محوله است. همچنین شامل یادگیری مهارت‌های ویژه است تا افراد بتوانند نقص‌ها را تشخیص دهند و عكس‌العمل لازم را نشان دهند. در همین رابطه با ارایه دستورالعمل‌ها به افراد گفته می‏شود، كه چه كاری را باید انجام دهند و چه كاری را نباید انجام دهند. به زبان ساده می‏توان گفت كه آموزش مناسب باید از خطاهایی جلوگیری كند كه بر مبنای دانش و یا مهارت فرد هستند. اگر كار مورد نظر ساده باشد. ارایه دستورالعمل‌های لازم ممكن است كافی باشد. ولی اغلب كارها ساده و آسان نیستند. در ضمن ما نمی‌توانیم برای هر رویداد دستورالعمل جزء به جزء در نظر بگیریم. در عوض باید این امكان را برای افراد فراهم سازیم كه قضاوت كنند و نظر بدهند. از این رو ضروری است كه دانش و مهارت لازم به آنها داده شود تا بتوانند موارد خطا را تشخیص دهند.

كسی كه فكر می‏كند می‏داند ولی نمی‏داند، بسیار خطرناكتر از كسی است كه به ناآگاهی خود واقف است. تا به حال حوادث بسیاری در نتیجه عقاید غلط افراد رخ داده‏اند. همواره باید اطمینان حاصل شود كه افراد آموزش‌ها و دستورالعمل‌های لازم را فهمیده‏ اند. آنچه كه شما به آنها انتقال می‏دهید، ممكن است همانند آنچه كه دریافت می‏كنند نباشد. بعضی اوقات هیچ مطلبی را دریافت نمی‏كنند. اگر به اپراتورها لیستی از دمای اشتعال مواد مختلف و یا استانداردهای لازم برای مواجهه با مواد خطرناك داده شود، آیا می‏دانند به چه معنی است و چگونه باید از آن استفاده شود؟

 

4- حوادثی كه به علت عدم توانایی فیزیكی یا ذهنی رخ می‏دهند

اینگونه  حوادث به ندرت رخ می‏دهند. گاهی اوقات دیده شده است كه از افراد خواسته می‏شود بیش از توان فیزیكی و یا ذهنی خود كار كنند. افرادی كه خودشان كار را انجام نمی‏دهند، برایشان هیچ كاری غیرممكن نیست و فقط دستور آن را می‏دهند.

 

5- حوادثی كه به علت تصمیم گیری غلط رخ می‏دهند

در این قسمت حوادثی مورد بررسی قرار می‏گیرند كه نه به خاطر فراموشی، عدم آگاهی و عدم توانایی، بلكه به علت تصمیم گیری‌های عمدی به وقوع پیوسته‏ اند. این نوع تصمیم گیری را اغلب تخلف عنوان می‏كنند، در حالی كه در بسیاری موارد خطای قضاوت به‌شمار میروند. گاهی اوقات افراد قوانین را نقض می‏كنند تا زندگی را برای خود آسانتر سازند، ولی زمانی دیگر نیز با هدف سوددهی به سازمان، این كار را انجام می‏دهند.

تصمیم گیری‏ ممكن است در سطح مدیریت یا از طرف اپراتورها صورت پذیرد. اگر اپراتورها راه‌های میان‌بر را برگزینند، ممكن است بدین دلیل باشد كه آنها اعتقادی به ضرورت پیروی از دستورالعمل‌ها ندارند. در این حالت حوادث واقعا به علت عدم آموزش كافی رخ می‏دهند. اما گاهی اوقات نیز چنین راه‌هایی را در پیش می‌گیرند چون تمام كسانی كه یك كار معمول را انجام می‏دهند، پس از گذشت زمان بی‏ احتیاط و بی‏ پروا می‏شوند. از این رو لازم است كه مدیران بازرسی ها و ممیزی‏های رسمی را به عمل آورند و از نزدیك مراقب باشند تا افراد همواره از دستورالعمل‌های صحیح تبعیت كنند.

البته این تقسیم بندی مطلق نیست، مدیران مرتبه پایین نیز اگر اعتقادی به دستورالعمل‌های ایمنی نداشته باشند و از طرف مدیران ارشد گاه به گاه منع نشوند، ممكن است راه‌های میان‏بر را انتخاب كنند. هر زمان كه امكانپذیر باشد باید به دنبال راه حل مهندسی باشیم؛ ولی خیلی مواقع ناچاریم كه روش‌های نرم‌افزاری را بپذیریم. یعنی باید افراد را وادار كنیم تا روش‌های مطلوب و ایمن را به‌كار گیرند.

در اینجا خطاهایی بررسی می‏شوند كه در آنها افراد قدرت انتخاب و اختیار دارند و ممكن است سرزنش شوند. قبل از اینكه افراد برای تخلفی سرزنش شوند، باید مطمئن شویم كه از قبل قوانین برای همه واضح بوده و توضیح كافی در مورد رعایت آنها داده شده است.

 

6- حوادثی كه به علت خطاهای مدیریت رخ می‏دهند

مدیران ارشد باید بدانند كه نقش مهمی در مدیریت ایمنی دارند و انتظاری كه از آنها می‏رود، فقط نصیحت و ترغیب افراد برای انجام بهتر كار نیست، بلكه خیلی بیشتر از آن است. هنگامی كه نیاز است به بازدهی كار، هزینه‏ ها و كیفیت محصول توجه كافی شود، مدیران مسوول، مسایل و مشكلات را شناسایی كرده و با انجام اقدامات مقتضی، موافقت می‏كنند. همچنین گزارش‌های منظم پیشرفت كار را نیز طالب می‏شوند. متاسفانه چنین روندی به‌ندرت در مورد ایمنی به كار گرفته می‏شود. اگر چه مدیران ارشد بر زبان می‏ آورند كه ایمنی مهم است، اما آنها بندرت همان درجه علاقمندی را كه به دیگر مسایل دارند، نسبت به ایمنی از خود نشان می‏دهند. اگر مدیران فقط در مورد شدت حوادث متلف وقت نظر بدهند و هیچ مطلب دیگری را مطرح نكنند، در واقع به كاركنان خود نشان می‏دهند كه به مسایل اصلی ایمنی علاقه‏ ای ندارند. طبیعتا اگر مدیران ارشد علاقه ‏ای نشان ندهند، آنگاه مسایل ایمنی نیز بی‏ اهمیت می‏شوند.

 

7- پیشگیری از بروز حوادث با طراحی بهتر

طراحان نیز به همان دلیلی كه دیگر افراد خطا می‏كنند، خطا كار هستند. عدم توجه و دقت، ناآگاهی، عدم توانایی و همچنین عدم پیروی از آیین نامه‏ ها و مقررات، تنها نمونه‏ هایی از عوامل خطا به شمار می‏روند. بی‏ شباهت به اپراتورها، طراحان معمولا زمان كافی برای بررسی كار خود دارند. از این رو اغلب می‏توانند قبل از تكمیل شدن طراحی، لغزش‌ها و اشتباهات را شناسایی كنند. در این رابطه نكات ذیل دارای اهمیت هستند:

- در نظر گرفتن موارد مهم ایمنی مندرج در استانداردها و آیین نامه‏ های كار

- آگاه ساختن طراحان از حوادثی كه به علت چشم پوشی از موارد ایمنی رخ داده‏ اند

- انجام مطالعات خطر و قابلیت عملكرد سیستم (هزاپ) در هنگام طراحی

استفاده از هزاپ در همان ابتدای طراحی این امكان را برای طراحان فراهم می‏سازد كه به جای استفاده از دستگاه‌های كنترل حفاظتی، تغییرات لازم در طراحی را به عمل آورند و از بروز خطرات احتمالی جلوگیری كنند.

 

8- پیشگیری از بروز حوادث با ساخت بهتر

برخی حوادث ممكن است در نتیجه خطاهای ساخت رخ دهند. مثلا تیم ساختمانی جزییات طراحی را رعایت نكند و یا مطابق با روش‌های مطلوب مهندسی عمل ننماید. دلایل آن ممكن است عدم آموزش كافی، دستورالعمل‌های نامناسب و نبود انگیزه در افراد باشد. لذا لازم است كه در حین عملیات ساخت و بعد از آن، بازرسی ویژه‏ ای به عمل آید و اطمینان حاصل شود كه افراد شرایط طراحی را مراعات كرده‌اند و براساس اصول مهندسی عمل می‏كنند.

 

9- پیشگیری از بروز حوادث با تعمیر و نگهداری بهتر

گاهی اوقات افراد مسوول در زمینه تعمیر و نگهداری، آموزش‌های كافی را فرا نمی‏گیرند. آنها نیز گاها راه‌های میان بر را انتخاب می‏كنند و مواقعی نیز دچار لغزش و اشتباه لحظه‏ ای می‏گردند. براستی تشخیص اینگونه عوامل مشكل است و در بعضی موارد، تركیبی از آنها در بروز حادثه مؤثر می‏باشد. از آنجایی كه اجتناب از عوامل فوق با تغییر در طراحی، نسبتا مشكل و یا غیرممكن به‌نظر می‌رسد، به ناچار باید بر آموزش بهتر افراد و بازرسی‌های بیشتر تكیه كنیم. به هر حال طراحی واحدها باید به‌صورتی باشد كه پیاده و سوار كردن قطعات، ایمن انجام گیرد.

 

10- نتیجه گیری

خطاهای فردی در بروز حوادث را نمی‏توان انكار كرد، ولی غیر از اینكه به افراد بگوییم مواظب باشند یا كار خاصی را انجام ندهند، چه راهكارهای دیگری وجود دارد؟ گفتن این مطلب كه حوادث به دلیل خطاهای انسانی رخ داده‏ اند، كمك زیادی نمی‌كند و منجر به اقدام سازنده‏ ای نمی‏ گردد. زیرا تنها كاری كه می‏توانیم انجام دهیم آن است كه به افراد بگوییم بیشتر مراقب باشند. اما اگر بگوییم كه حوادث با طراحی، آموزش، ممیزی و یا بازرسی بهتر قابل پیشگیری هستند، آن وقت می‏توانیم اقدامات مناسبی را برای جلوگیری از بروز مجدد حوادث به‌عمل آوریم.

افراد براستی در عمل قابل اعتماد هستند، ولی در طی یك روز كاری و به هنگام كار با مواد خطرناك در صنایع فرآیندی، فرصت‌های بسیاری برای ارتكاب خطا وجود دارد، به طوری كه می‏توان تنها درصد كمی از خطاهای فردی یا نقص‌های دستگاه‌ها را پذیرفت. لذا لازم است واحدهای صنعتی طوری طراحی شوند كه خطاهای انسانی را تحمل كنند؛ بدون آنكه ایمنی، تولید و یا بهره‏ وری سیستم تحت تأثیر جدی قرار گیرد.

 





 

كارخانه ذاتا ایمن


 

1- مقدمه

در همه صنایع خطای اپراتورها و افراد تعمیر و نگهداری و همچنین نقص دستگاه‌ها از مهمترین عوامل بروز حادثه به‌شمار می‌روند، لذا تلاش زیادی به‌عمل آمده تا این حوادث و اثرات ناشی از آنها كاهش یابد. علیرغم آن هنوز برای اپراتورها و افراد تعمیر و نگهداری مشكل است كه در تمام روز عملیات خود را بدون هیچ‌گونه خطایی انجام دهند. ما ممكن است بتوانیم كاری را برای یك ساعت به‌طور عالی انجام دهیم ولی انجام آن كار به همان خوبی آن هم برای مدتی طولانی امكان‌پذیر نیست. البته طراحان این شانس را دارند كه بتوانند دوباره طراحی خود را مرور كنند و خطاهای آن را برطرف كنند، ولی این فرصت برای اپراتورها و افراد تعمیر و نگهداری فراهم نمی‌باشد. از این رو یك كارخانه یا واحد عملیاتی باید تا آنجا كه امكان‌پذیر است به‌صورتی طراحی شود كه به‌راحتی قابل استفاده باشد. یعنی اینكه اگر اپراتورها و افراد تعمیر و نگهداری به‌صورت ایده‌آل عمل ننمودند، واحد مربوطه بتواند خطای حاصله را تحمل كند بدون اینكه اثرات جدی بر ایمنی، تولید و بازدهی كار وارد شود.

 

2- طراحی ذاتا ایمن

در حالیكه توجه زیادی به بهبود قابلیت اطمینان دستگاه‌ها شده است؛ ولی نكته اینجاست كه قابلیت اطمینان صددرصد به‌دست نمی‌آید. در ضمن لازم است كه بین قابلیت اطمینان و هزینه دستگاه‌ها تعادل مناسبی به‌وجود آید. بنابراین واحدها باید به صورتی طراحی شوند كه نقص دستگاه‌ها، ایمنی و تولید را تهدید نكند. به‌عبارت دیگر طراحی در واحدهای عملیاتی باید ذاتا ایمن (Inherently safe)شود. به جای اینكه كارخانه را با دستگاه‌های حفاظتی ایمن كنیم (روشی كه معمولا برای كنترل خطرات به كار می‌رود) باید سعی كنیم كه با طراحی ذاتا ایمن، كارخانه را از خطرات دور كنیم. اگر چه این بحث در مورد تمام صنایع صادق است، ولی به‌خصوص در صنایع شیمیایی و هسته‌ای بسیار مهم می‌باشد. زیرا مواد خطرناك مورد استفاده قرار گرفته و اثرات ناشی از خطای افراد و نقص دستگاه‌ها بسیار جدی است. میزان قابلیت اطمینان مورد نیاز در این صنایع بسیار بالاست و می‌تواند خارج از توان افراد و یا قابلیت مواد باشد. مشخصات واحد‌های ذاتا ایمن (مساعد) به‌صورت زیر خلاصه می‌شوند:

 

2-1 كاهش موجودی مواد

در واحد‌های مساعد، موجودی مواد خطرناك كم می‌باشد. این میزان به‌قدری كم است كه نشت همه آنها هم مشكلی ایجاد نمی‌كند. تا قبل از حادثه انفجار در Flixborough انگلستان در سال 1974 میلادی توجه كمی نسبت به كاهش موجودی مواد در كارخانه می‌شد. مهندسین به‌راحتی واحد را طراحی می‌كردند و هر اندازه كه واحد موجودی نیاز داشت، مورد قبول قرار می‌گرفت. در حادثه Bhopal هند در سال 1984 میلادی مواد نشتی كه باعث كشته‌شدن بیش از 2000 نفر شد از مواد واسطه (Intermediate) بود كه ضرورتی به ذخیره آنها نبود. تقریبا در همه واحدهای عملیاتی می‌توان موجودی را كاهش داد و ذخیره آن را به حداقل رساند.

 

2-2 جایگزینی مواد

اگر مورد اول امكان‌پذیر نباشد، راهكار بعدی جایگزینی است. یعنی از مواد ایمن‌تر به جای مواد خطرناك استفاده شود. مثلا خنك كننده‌های (Refrigerants) غیر قابل اشتعال جایگزین خنك كننده‌های قابل اشتعال شود یا فرآیندهایی كه در آنها مواد خام و واسطه خطرناك به كار نمی‌روند. البته راهكار اولی در صورتی كه عملی باشد بهتر از راهكار دومی است، زیرا هزینه آن كمتر است. هر چه مواد كمتر باشد، لوله‌ها، مخازن، سازه‌ها و فوندانسیون‌های كوچكتری نیاز است.

 

2-3 تغییر وضعیت

استفاده از مواد خطرناك تحت شرایط كم خطرتر از دیگر راهكارهای موجود است، برای مثال به جای اینكه آمونیاك و كلر مایع، تحت فشار و در دمای محیط ذخیره شوند به صورت مایع سرد (Refrigerated) و در فشار اتمسفر نگهداری شوند و یا اینكه رنگینه‌ها (Dyestuffs) كه گرد و غبار قابل انفجار را تشكیل می‌دهند، به صورت دو غالب (Slurry) جابجا شوند.

 

2-4 محدود سازی اثرات

اگر تاسیسات ذاتا ایمن باشد و دچار نشت شود، چون شدت نشت كم است نشتی به‌راحتی قابل كنترل و توقف می‌باشد. برای مثال واشرهای Spiral-Wound از واشرهای فایبر مساعدتر هستند. زیرا اگر پیچی شل باشد و یا محكم بسته نشده باشد، میزان نشت كمتر است. راكتور Tubular از راكتور POT مساعدتر است، زیرا شدت نشت در نتیجه سطح مقطع لوله محدود شده و با بستن شیر در لوله، نشتی قابل توقف است. راكتور فاز بخار از راكتور فاز مایع مساعدتر است زیرا شدت فلوی جرمی حاصل از روزنه‌ای از آن كه دارای اندازه معین است، كمتر می‌باشد. با تغییر شرایط واكنش (مثلا درجه حرارت یا ترتیب عملیات) می‌توان از فرار (Runaway) واكنش جلوگیری نمود یا احتمال آن را كاهش داد.

 

3- ساده سازی

كارخانجات ساده در مقایسه با كارخانجات پیچیده، مساعدتر هستند. زیرا نه تنها در آنها فرصت‌های خطا كمتر است، بلكه دستگاه‌هایی كه بتوانند دچار اشتباه شوند نیز در آنها كمتر می‌باشد. به علاوه اغلب ارزانتر هم هستند. یكی از عوامل اصلی پیچیدگی در طراحی كارخانه، لزوم اضافه كردن دستگاه‌های ایمنی به منظور كنترل نمودن خطرات است. از این رو كارخانجات ذاتا ایمن، ساده‌تر نیز می‌باشند.

دیگر عوامل پیچیدگی در طراحی كارخانه عبارتند از:

  • روش‌های غلط طراحی كه در آن خطرات و مسایل عملیاتی به‌درستی شناسایی نمی‌شوند.
  • تمایل به ایجاد قابلیت انعطاف در كارخانه – برای مثال در واحدهای Multistream كه تعداد شیرها متعدد است، نقاط نشت بسیاری وجود دارد و خطا در Setting شیرها به آسانی صورت می‌گیرد.
  • تبعیت از قوانین و دستورالعمل‌هایی كه وجود آنها ضرورتی ندارد.

 

4- اجتناب از اثرات ثانویه (Knock-on effects)

واحدهای مساعد به صورتی طراحی می‌شوند كه در هنگام بروز حوادث، اثرات ثانویه ایجاد نمی‌گردد. برای مثال بین قسمت‌های مختلف آنها از Fire Breaks استفاده شده تا گسترش حریق را محدود سازند و یا نشت احتمالی گاز در آن توسط تهویه طبیعی پراكنده می‌گردد.

 

5- نصب دستگاه‌ها

واحدهای مساعد به صورتی طراحی می‌شوند كه سوار كردن غلط دستگاه‌ها مشكل یا غیر ممكن است. برای مثال كمپرسور باید طوری طراحی شود كه امكان تعویض جای شیرهای ورودی و خروجی آن ممكن نباشد.

 

6- وضعیت‌های مشخص

در واحدهای مساعد با یك نگاه می‌توان فهمید دستگاه‌ها به درستی سوار شده‌اند یا  در وضعیت باز یا بسته هستند. برای مثال شیرهای غیر برگشتی (Nonreturn) باید به صورتی علامت گذاری شوند كه نصب اشتباه آنها به وضوح آشكار شود.

شیرهای دروازه‌ای (Gate) كه دارای Rising Spindle هستند از نوع Nonrising Speedle مساعدتر هستند، زیرا به راحتی می‌توان دید كه در وضعیت باز یا بسته هستند. شیرهای توپی (Ball) در صورتی مساعد هستند كه دسته (Handle) آنها نتواند در وضعیت غیر صحیح قرار گیرد.

 

7- تحمل پذیری

دستگاه مساعد هرگونه نصب یا عملیات غیر صحیح را بدون اینكه دچار نقص شود، تحمل می‌نماید. لوله‌های ثابت از شلنگ‌ها مساعدتر هستند. در اغلب موارد، فلزات از شیشه‌ها و پلاستیك‌ها مساعدترند. در كارهای لوله‌كشی، حلقه‌های انبساطی (Expansion Loops) نسبت به فانوسه‌ها (Bellows) به هنگام نصب غیر صحیح آنها، دارای تحمل بیشتری می‌باشند.

 

8- سهولت كنترل

هر زمان كه امكانپذیر باشد باید به جای اضافه نمودن دستگاه‌های كنترل از اصول فیزیكی برای كنترل استفاده كرد. برای مثال جریان سیال را می‌توان با كنترلر متناسب نمود، ولی راه بهتر آن است كه جریان از Orifice گذشته و از طریق Side arm آن از طرف دیگر مكیده شود.

فرآیندهایی كه نسبت به تغییرات، پاسخی (Response) آهسته از خود نشان می‌دهند، مساعدتر از آنهایی هستند كه دارای پاسخی سریع می‌باشند. برای مثال فرآیندهایی كه افزایش درجه حرارت آنها باعث كاهش سرعت واكنش می‌شود، مساعدتر از فرآیندهایی هستند كه دارای ثابت دمایی (Temperature Coefficient) مثبت هستند. البته در صنایع شیمیایی دستیابی به چنین وضعیتی مشكل می‌باشد. با وجود این، چند نمونه از اینگونه فرآیندها موجود می‌باشند كه با افزایش درجه حرارت آنها، سرعت واكنش كاهش می‌یابد.

 

9- نتیجه‌گیری

به جای اینكه كارخانجات پیچیده را طراحی كنیم و بعد خطرات را شناسایی كنیم و دستگاه‌هایی برای كنترل خطرات اضافه كنیم و این انتظار را داشته باشیم كه اپراتورها آنها را كنترل كنند؛ باید تلاش بیشتری به عمل آوریم و طراحی‌های اساسی را انتخاب كنیم و بقیه جزییات كارخانه را طوری طراحی كنیم كه ذاتا ایمن و براحتی قابل استفاده باشند. روش‌های مختلفی برای مساعد نمودن كارخانه وجود دارد. هر چه كارخانه ساده‌تر باشد تعداد اتصالات آن نیز كمتر است و نشت حاصل نیز كمتر می‌باشد. هر زمان كه ممكن باشد باید حلال‌های ایمن‌تر جایگزین مواد سمی شوند. مسلما مساعد نمودن كارخانجات تاثیر به‌سزایی در كاهش هزینه‌ها دارد.



"روشهای شناسایی خطرات،مزایا و معایب آنها"



با توجه به عنوان پروژه در ابتدا به صورت جامع تعاریف مختلف ریسک و انواع گوناگون آن آمده است. سپس در ادامه به پروسه های مربوط به ارزیابی ریسک می پردازیم ودرباره اینکه به چه علت ارزیابی ریسک دارای اهمیت ویژه است بحث می کنیم . بعد از بررسی های انجام شده به موضوع اصلی این پروژه یعنی تکنیکهای آنالیز پرداخته می شود. FMEA اولین تکنیک مورد بررسی می باشد که پس از شرح دقیق ، موارد مورد استفاده و فواید کاربرد آن را نیز بیان می کند . دومین روش HAZOPمی باشد که روشی سیستماتیک وکیفی است که براساس کلمات کلیدی قراردارد . به همین ترتیب متدهایFTA,ETA,CCA,PHA, WHAT IF مورد تجریه وتحلیل قرار گرفته که مزایا ومعایب هریک ومواردکاربرد آنها بیان شده است سپس درقسمت پایانی پروژه به استراتژیهای کنترل خطر ات ، به ترتیب اولویت بیان شده است.

امروز در دنیای برزگی که در حال تبدیل شدن به یک دهکده جهانی است سازمانهای صنعتی وغیر صنعتی برای بقای خود باید مزیت های رقابتی را شناسایی کرده ودر تقویت عوامل موثر آن کوشا باشد . مراقبت وضعیت دائمی سیستم از جمله عوامل موثر درباب مزیت رقابتی محسوب می شود و در این بین داشتن یک سیستم ایمن مستلزم کنترل همه جانبه خطرات بالقوه ای است که سیستم را تهدید می کند . به همین جهت یک سیستم با خط مشی ایمنی سیستم از مرحله قبل از تولد یعنی فازایده نوتفکر شروع شده وتاپایان فاز کنارگذاشتن سیستم ادامه می یابد. در پایان هرمرحله لازم است در راستای اصلاح سیستم وبهبود مداوم آن برپایه یافته های حاصل از ارزیابیهای انجام شده، فرایند تصمیم گیری مبتنی بر چرخه بهبود مداوم دمینگ به مرحله اجرا گذاشته شود .دراین پروژه به بررسی مهم ترین تکنیکهای آنالیز می پردازیم وکاربرد هریک با توجه به نوع سیستم وعمق کار ومحدودیت های ممکنه را بیان می کنیم .

ریسک

رخدادی که در صورت وقوع می تواند برفعالیت مورد نظر تاثیرمثبت ویا منفی بگذارد ،که می تواند به گروه چهارگانه تقسیم شود :

ریسک خالص یا ایستا:

دراین نوع ریسک ممکن است نتیجه زیان یا عدم زیان داشته باشد ،مانند داشتن اتومبیل در مقابل خطر هایی که برای دارنده آن ممکن است داشته باشد.

ریسک سوداگرانه:

در این نوع ریسک ها ممکن است نتیجه زیان ، عدم زیان وسود داشته باشد مانند فعالیت های تجاری یعنی خرید به نیت فروش باقیمت بالاتر.

ریسک خاص:

در صورت تحقق ،آثار زیانبار آن ها دامن گیر گروه کوچکی می شود مانند افراد تیم کوهنوردی که مسیر را گم می کنند ودر طوفان گرفتار می شوند وصدمه می بیند.

ریسک های عام:

در صورت وقوع تعداد زیادی از مردم دچارخسارت جانی ومالی می شوند مانند: سیل وزلزله

اگر بخواهیم یک نوع گروه بندی ساده تر را بیان کنیم بصورت ذیل می توان نوشت:

ریسک قابل تحمل:

ریسکی است که امکان وجود داشتن دارد به طوری که منافع خاصی حاصل می شود و تا حد زیادی این اطمینان وجود دارد که این ریسک تحت کنترل است.

ریسک غیرقابل تحمل:

ریسکی است که غیر از شرایط فوق العاده قابل توجیه نمی باشد.

ریسک قابل اغماض:

ریسکی است که آنقدر کم اهمیت و کوچک می باشد که با رعایت احتیاطهای لازم می توان از آن اغماض نمود.

مدیریت ریسک

به مجموعه فعالیت های گفته می شود که درجهت فرایند مستند سازی تصمیمات نهایی اتخاذ شده شناسایی وبه کار گیری معیارهایی که می توان از آنها درجهت رساندن ریسک تا سطح قابل قبول استفاده کرد .

فرایند های مدیریت ریسک

• برنامه ریزی مدیریت ریسک

• شناسایی وتعیین ریسک

• ارزیابی ریسک

• کنترل واکنش به ریسک

ارزیابی ریسک

چرا ارزیابی اهمیت دارد؟

ارزیابی ریسک حائز اهمیت است چون که در بسیاری از موارد ایمنی و بهداشت در صنعت مورد تأکید می باشد و روش تأثیرگذار ارتقای بهداشت و امنیت می باشد. مدیریت تأثیرگذار ریسک ایمنی و بهداشت از مدیریت صحیح قابل تمایز می باشد. کارهایی که با کفیت یا برتری تجاری همراه است ابداع معیارهای کنترل کاهش ریسک می تواند بر روی هزینۀ تأثیر گذاشته و در تجارت سودمند باشد. به طور کلی می توان ارزیابی ریسک را به دسته کیفی وکمی تقسیم بندی کرد:

روش کیفی: با استفاده از سیستم نسبی صفات یا رنگها احتمال رده یا تأثیر ریسک را طبقه بندی می نماید. در این روش آگاهی مشکلات امنیتی سیستمهای اطلاعاتی را و همچنین شکل سیستم مورد تحلیل را می توان ارتقاء می بخشد

روش کمی: این روش با استفاده از درصدبندی جهت نشان دادن احتمال وقوع و ارزش دلاری و تأثیر آن ریسک را به کمیت در می آورد. همچنین شناسایی اینکه کجا کنترل های امنیتی باید به اجرا درآید و هزینۀ لازم که طی آن این امر اجرایی شود.

درکنارتقسیم بندی های انجام شده دو روش دیگرنیز بیان شده است:

روش hybrid یا ترکیبی: ترکیب منتخب این دو روش برای اجرای اجزایی که از اطلاعات موجود استفاده می کنند وهمچنین به حداقل رساندن سیستمهای اندازه گیری گردآوری و محاسبه می تواند مورد استفاده قرار گیرد. این روش نسبت به تحلیل عمقی گسترده از فشردگی عددی کمتری برخوردار است (و کمتر هزینه بر می باشد).

روش توصیفی: این روش متن را برای تشریح ریسک به طور عمیقی از جمله اینکه چه اتفاقی ممکن است به وقوع بپیوندد، چرا این اتفاق خواهد افتاد و ایده های کنترلی آن را مورد استفاده قرار می دهد. این روش زمانی استفاده می شود که دو روش کمی و کیفی مورد استفاده نباشد.

مقایسه روشها

1. کیفی:

درک و ادارة آن آسان و سریع می باشد.

اجرای یکنواخت آن در سازمان و پروژه ها مشکل می باشد.

نیاز به تعاریف، قوانین، استانداردها و فرآیندها دارد.

2 .کمی:

ارحجیت متادولوژی داشته و اغلب توسط مدیریت الزامی گردد.

وقت گیرتر بوده و نیاز به تخمین دارد.

از این جهت که اعداد ممکن است ظاهراً دقیق نشان داده و از جهت معین بودن گمراه کننده می باشد، مگر اینکه دقت تخمین معین شود.

دارای پیش بینی آسان تر است.

به طور قابل توجهی در توسعه و استراتژی ها و منابع واکنش ریسک ارزشمندتر است.

3. توصیفی:

کمیت گذاری آن مشکل است.

معمولاً بر اساس تجربه است.

زمانی انجام می پذیرد که روشهای کمی و کیفی به سهولت در دسترس نباشد.

مهارتهای ارزیابی ریسک

١. Preliminary Hazard Analysis (PHA)

٢. Failure Modes & Effects Analysis (FMEA)

• Failure Modes, Effects and Criticality Analysis (FMECA)

٣. Hazard & Operability Analysis (HAZOP)

۴. Fault Tree Analysis (FTA)

۵. Event Tree Analysis

۶. Cause-Consequence Analysis

٧. What-If Analysis

Pha:

تحلیل ریسک اولیه یا تحلیل خطا یک تکنیک کیفی است که شامل تحلیل منظم نتایج یک واقعه است که می تواند یک مشکل بالقوه را به یک تصادف یا یک واقعۀ اتفاقی تبدیل کند در این تکنیک وقایع نامطلوب ممکن ابتدا شناسایی می شوند و سپس به طور مجزا تحلیل می شوند برای هر واقعه یا مشکل نامطلوب، پیشرفتهای ممکن یا معیارهای پیشگیرانه، سپس شکل می گیرد.

نتیجۀ این روش مبنایی را برای تعیین اینکه کدام گروه از مشکلات باید با دقت بیشتر مورد توجه قرار گیرند و کدام روش تحلیلی برای این امر مناسب هستند فراهم می آورد. چنین تحلیلی همچنین در محیط کاری که فعالیتهای فاقد معیارهای ایمنی به راحتی قابل تشخیص می باشند بسیار ارزشمند واقع می شود. با کمک نمودار توالی نتیجه مشکلات شناخته شده را می توان سپس براساس ریسک رتبه بندی نمود و این امکان فراهم می شود که معیارها برای پیشگیری از اتفاقات اولویت بندی گردد.

تکنیک آنالیز مقدماتی خطر برای اولی بار در دهه 50 میلادی در ایالات متحده امریکا برای آنالیز ایمنی موشکهای با پیش برنده مایع بکارگرفته شد .

این تکنیک ممکن است به شیوههای گوناگون اجرا گردد که ماهیت هر کدام با هم متفاوت است . بعضی از انواع این روش عبارتند از :

• رده بندی خطر RRR

• شناسایی خطر HAZID

دستورالعمل اجرای مطالعه PHA

چهار مرحله اصلی اجرای PHA به شرح ذیل می باشد:

1- پیش نیازهای PHA

• تعیین تیم PHA

• تعریف وتشریح سیستم مورد آنالیز

• جمع آوری ریسک از سیستمهای قبلی ومشابه

2- شناسایی خطرات

3-برارود پیامد واحتمال

4-رده بندی ریسک واقدامات پیگیری

مزایا

• گزارشی از خطرات مهم سیستم وریسکهای متناظر آنها فراهم می کند .

• یک ارزیابی منطقی از نقاط ضعف سیستم درزمان مناسبی که اجازه کاهش ریسک در طراحی وجود دارد ارائه می دهد.

• یک تشریح ویک بازنگری نسبتا سریع از مهمترین ریسکهای مربوط به سیستم فراهم میکند .

محدویتها

• PHA قادر به ارزیابی خطرات ترکیبی یا نحوه بروز خطای همزمان نمی باشد بنابر این ممکن است یک نتیجه گیری غلط به صورت قبول ریسک کل سیستم به دلیل قابل قبول بودن ریسک خطر تک تک عناصر گرفته می شود.

• اگر اهداف یا فازهای عملیاتی نامناسب یا ناکافی انتخاب شود ارزیابی دچار خطا خواهد شد از طرف دیگر اگر اهداف یا فازهای زیادی انتخاب شود ، سطح فعالیتها گسترده وهزینه بر خواهد شد.

Fmea:

متدولوژی یا روشی است سیستماتیک که به دلایل زیر به کار می رود:

الف-شناسایی و اولویت بندی حالات بالقوه خرابی در یک سیستم، محصول، فرایندو یا سرویس

ب-تعریف و اجرای اقداماتی به منظور حذف و یا کاهش میزان وقوع حالات بالقوه خرابی

پ-ثبت نتایج تحلیل های انجام شده به منظور فراهم کردن مرجعی کامل برای حل مشکلات در آینده

چه وقت استفاده می کنیم:

FMEA در هر یک از شرایط زیر اجرا میشود:

1.درزمان طراحی سیستمی جدید، محصولی جدید ویا فرایندی جدید.

2.زمانی که قرار است طرح های موجودو یا فرایند تولید/مونتاژمورد بررسی قرار گیرد.

3.زمانی که فرایندهای تولید و یا مونتاژ و یا یک محصول در محیطی جدید و یا شرایط کاری جدید قرار میگیرد.

4.برنامه های بهبود مستمر

یکی از عوامل موفقیت FMEA زمان اجرای آن است. این تکنیک برای آن طرح ریزی شده که "یک اقدام قبل از واقعه باشد" نه یک تمرین بعد از آشکار شدن مشکلات". به بیانی دیگر، یکی از تفاوت های اساسی FMEA با سایر تکنیک های کیفی این است که FMEAیک اقدام کنشی PROACTIVE) ) است، نه واکنشی. در بسیاری از موارد وقتی با مشکلی مواجه می شویم، ممکن است برای حذف آن اقدامات اصلاحی تعریف و اجرا شود.این اقدامات ، واکنشی در برابر آنچه اتفاق افتاده است.درچنین مواردی حذف همیشگی مشکل، به هزینه و منابع زیاد نیاز دارد، زیرا حرکت از وضعیت موجود به سمت شرایط بهینه اینرسی زیادی خواهد داشت، اما در اجرای FMEA با پیش بینی مشکلات بالقوه و محاسبه میزان ریسک پذیری آنها، اقداماتی در جهت حذف و یا کاهش میزان وقوع آنها تعریف و اجرا میشود.این برخورد پیشگیرانه کنشی است در برابر آنچه ممکن است در آینده رخ دهد و مسلما اعمال اقدامات اصلاحی در مراحل اولیه طراحی محصول یا فرایند، هزینه و زمان بسیار کمتری در برخواهد داشت . علاوه بر این، هر تغییری دراین مرحله بر روی طراحی محصول یا فرایندبراحتی انجام شده و در نتیجه احتمال نیاز به تغییرات بحرانی در آینده راحذف میکندیا کاهش خواهد داد .

اگر FMEAدرست و به موقع اجرا شود، فرایندی زنده و همیشگی است. یعنی هرزمان که قرار است تغییرات بنیادی در طراحی محصول و یافرایند تولید (یا مونتاژ) انجام گیرد باید بروز شوندو لذا همواره ابزاری پویاست که در چرخه بهبود مستمر به کار میرود.

فوایداجرای FMEA

- بهبود کیفیت، افزایش درجه اطمینان کالا و ایمنی محصولاتی که تولید خواهند داشت .

- کاهش زمان معرفی محصول به بازار.دیر رفتن محصول به بازار معمولا ناشی از بروز مسائل و مشکلاتی در مراحل نهایی طراحی و یا مراحل اولیه تولید است .اجرای FMEAبا شناسایی چنین مشکلاتی در مراحل آغازین کار از وقوع آنها جلوگیری میکند .

- نیاز به تغییرات ضروری در فرایند و یا محصول در زمان تولید انبوه کاهش می یابد .

- بهبود تصویر سازمان در نظر مشتری، چرا که مشتری عیوب کمتری را تجربه می کند.و موجب افزایش رقابت پذیری سازمان در بازار می شود .

- کاهش هزینه های مرتبط با محصولات خراب و یا نامنطبق .

- رواج فرهنگ کارتیمی در درون سازمان .

نتیجه گیری

هدف ازFMEA در یک فرایند یا محصول ، پیش بینی وقوع مشکلات بالقوه است.

در واقع این تکنیک در هر مرحله از فرایند ، از طراحی تا تولید محصول قابل اجرا می باشد . که بدنبال آن فرایندی قوی و خلل ناپذیر را خواهیم داشت که هرگز با بحرانهای بی موقع رو به رو نخواهد شد.

شما اگر کارتان را بر طبق روال قبل انجام دهید، چیزی را به دست خواهید آورد که قبلا به دست آورده اید. اگر سازمانی از نتایج کار خود راضی است نیازی به اجرای FMEAندارد، اما اگر مشکلاتی در پیش رو دارد ، اجرای FMEAدر کنار سایر تکنیک های حل مساله چاره ساز خواهد بود

Hazop

کلمه HAZOP برگرفته از سه حرف اولیه Hazard به مفهوم خطر ودو حرف اولیه Operability به معنی قابلیت عملیات می باشد این روش با ساختار ساده ای برای شناسایی و ارزیابی خطرات PI&D, PFD ، نمودارهای جریان مواد، و راهنمای عملیاتی می باشد که برای شناسایی علل و نتایج انحرافهای موجود از عملیات طبیعی که اتفاق می افتد قرار می گیرد. این تکنیک را می توان از دیدگاههای مختلف به شرح زیر تعریف کرد:

• روش شناسایی وارزیابی مشکلاتی است که می توانند ریسکی را به افراد ، محیط زیست ویا تجهیزات تحمیل کرده ویا ازاثربخشی عملیات جلوگیری کند.

• روشی سیستماتیک وکیفی است که بر اساس استفاده از کلمات کلیدی قراردارد.

• یک روش خلاقانه برای حل مشکلات با ریشه ایمنی و عملیاتی است که برپایه فعالیتهای یک تیم چند تخصص قراردارد.

• تکنیک شناسایی ، ارزیابی وکنترل خطرات برپایه نگرش سیستمی است که براصل زیر استوار می باشد

• باید در نظر داشت که که ین روش را می توان در کلیه فازهای عمر یک سیستم اجام داد ولی اجرا واستفاده از یافته های آن درفاز طراحی بسیار مفید تر بوده ونتایج آن از قابلیت اجرای بیشتری برخورداراست .

مزایا

• یک روش سخت افزاری جامع وفراگیر می باشد

• برای سیستمهای پیچیده خوب جواب می دهد

• نتایج دقیق فراهم می کند

معایب

• وقت گیر وزمانبر

• هزینهاجرای آن زیاد است

• روش خسته کننده ویکنواختی می باشد

• عیبهای چندگانه وچند مرحله ای را مورد بررسی قرار نمی گیرد

به طور کلی می توان گفت :

Hazop یک متد ساختاری طوفان مغزی برای انالیز ریسک است

Hazop می تواند در اشکال مختلف براساس عناصر تشکیل دهنده سیستمهای ایمنی اجرا شود

Hazop هماهنگی خوبی با سایر متدهای آنیز ریسک دارد

توانمندیهای آن توسط سازمانهای نظیر وزارت دفاع امریکا شرکت موتورلا وبیساری از شرکتها شیمیایی به اثبات رسیده است

Fta

تحلیل درختی خطا یک ارائۀ نموداری از آن خطاهای اصلی یا شکستهای مهمی است که با یک محصول همراه است . علل این خطاها و معیارهای متضاد بالقوه، این ابزار به شناسایی زمینه های مربوط به طرح محصول جدید یا پیشرفت محصولات موجودکمک می کند. آن همچنین به شناسایی اعمال اصلاحی در جهت اصلاح خطاها یا کاهش آنها کمک می کند.

تحلیل درختی خطا یا در طراحی محصولات یا خدمات جدید و یا در حل و فصل مشکلات شناخته شده در محصولات یا خدمات موجود مفید واقع می شود. در فرآیند برنامه ریزی کیفی این تحلیل می تواند در جهت بهینه کردن اهداف و جنبه های یک

فرآیند و طراحی فاکتورهای بسیار مهم و خطای انسانی مورد استفاده قرار گیرد. به عنوان بخشی از تکامل این فرآیند از این روش می توان در جهت کمک به شناسایی علل ریشه ای مشکل و طراحی درمانها و معیارهای پیشگیرانه استفاده کرد.

FTA بیشتر در ارزیابی ایمنی سیستم با انرژی بالا و در راستای کسب اطمینان از کافی بودن اقدامات پیشگیرانه برای کنترل احتمال وقوع حوادث ناگوار مفید است. به همین جهت می توان گفت متد FTAابزار شناختی قوی برای آنالیز سیستمهای

پیچیده بوده است وبه عنوان یک ابزارکمکی برای بهبود طراحی مورداستفاده قرار می گیرد.

مزایا

• ارزیابی احتمالات ترکیبات مختلف خطاها وعیوب داخل یک سیستم پیچیده را ممکن می سازد

• نقادمنفرد وخطاهای باعلل مشترک قابل شناسایی واریابی می گردد.

• ابزاری مفید برای شناسایی ریشه علتهای نقص تجهیزات می باشد.

• این اجازه را فراهم می آورد که تمرکز و توجه در یک زمان معطوف به یک نقص سیستم باشد.

• اگرخطاها با علل مشترک شناسایی نگردند درخت خطا دقیق نخواهد بود

• در هربار فقط یک رویداد نامطلوب در سطح سیستم آانلیز می شود بنابراین برای آنالیز ایمنی یک سیستم به انجام آنالیزهای درخت خطای متعدد نیاز می باشد

• انجام ارزیابی دقیق ممکن است به منابع وزمان قابل توجهی نیاز مند باشد

تحلیل درختی واقعه روشی است برای نشان دادن توالی نتایجی که ممکن است بعد از وقوع یک واقعۀ انتخابی اولیه حاصل شود. این تکنیک برعکس درخت خطا از منطق استقرایی استفاده می کند. آن عمدتاً در تحلیل نتیجه برای کاربردهای قبل از واقعه استفاده می شود. سمت چپ با آغازگر ارتباط دارد و سمت راست با حالت آسیب کارخانه، قسمت فوقانی سیستم را تعریف می کند .نقطه ها احتمال شاخه های حاصله از تحلیل سیستم را اقتضاء می کند. اگر مسیر در آن نقطه به سمت بالا حرکت کند سیستم موفق شده است، گر به سمت پایین حرکت کند شکست خورده است. سیستم ETA در صنایع هسته ای برای تحلیل قابلیت عملیاتی نیروگاه هسته ای و همچنین توالی اتفاق در راکتور

Three Mile Island دارای کاربردهایی می باشد.

تحلیل علت و معلول (CCA) ترکیبی از تحلیل درختی خطا و تحلیل درختی واقعه می باشد. این تکنیک تحلیل که با درخت خطا توصیف می شود و تحلیل نتیجه (که با درخت واقعه توصیف می شود) را ترکیب می نماید و از این رو تحلیل قیاسی و استقرایی مورد استفاده قرار می گیرد.

هدف CCA شناسایی مجموعه ای از وقایع است که می تواند منجر به نتایج نامطلوبی گردد. با احتمال وقایع مختلف در نمودار CCA احتمال وقایع مختلف قابل محاسبه است. بدین ترتیب سطح ریسک سیستم تبیین می شود..

What if?

روش آنالیز What if شامل انجام یک بررسی وآزمایش کامل وسیستماتیک از هر شغل با مطرح کردن سوالاتی است که با عبارت(چه می شود اگر...؟) شروع می شوند. گفتنی است ساختار سوالات مطرح شده است با توجه به سلایق فردی مطالعه کنندگان متفاوت باشد.

استراتزی های کنترل خطرات

مهمترین استراتژیهای کنترل خطر براساس اولویت عبارتند از:

1- حذف خطر

این استراتژی بدلیل حذف کامل ریسک های مرتبط موثرترین رویکرد محسوب می شود.

2- جایگزینی خطر با گزینه های کم ویا بدون خطر

این رویکرد بالاخص در مورد مواد خطرناک بسیار موثر بوده وکاربرد آن در حیطه ایمنی عملی است.

3- به حداقل رساندن ریسک خطرات از طریق

در صورتی که امکان حذف یاجایگزینی خطرات عملی نشده و یا ریسک آنها به حد قابل قبول کاهش نیابد می توان از طریق یک یا چند مورد از سایر تدایبر ایمنی زیر اقدام به کنترل خطرات نمود.

- کاهش مواجعه

- جداسازی خطرات

- بکارگیری کنترل های مدیریتی

4- پیاده سازی یک طرح اضطراری

5- پیش بینی برای بحداقل رساندن صدمات بدنبال بروز حوادث

لازم است در محیط کار طراحی برای مقابله با اثرات پس از بروز حادثه وشرایط اضطراری وجود داشته باشد. این طرح می تواند.

روشهای ارزیابی ریسک آمادة ورود به نسل سوم خویش می باشد. با در نظر گرفتن یک منظر گسترده تر از آنچه که سیستمی را تشکیل می دهد این روشها بار کاری را که بر تحلیل گر حمل می شود می افزاید در نتیجه استفاده از حمایت اتوماسیون یک ضرورت می باشد. ما بر این باوریم که تکینیک های ابداع شده در تحلیل شیء گرای جهان و آنچه در ابزارهای Caseمی تواند با کارآیی بالا استفاده شود. برای توسعۀ مدلهای سیستم های مستقیم که از آنها مکانیسم های ارزیابی استاندارد به صورت اتوماتیک مشتق شود .

یکی از منافع اولیه این روش توان ارائۀ ارزیابی های کیفی بالاتر از آنچه که اکنون موجود می باشد. وجود دارد. این روش همچنین(حفظ) و حتی مبادلۀ دانش تخصصی در خصوص مکانیسم های شکست و آسیب پذیری را امکان پذیر می سازد. ابزار مورد نظر جهت تحقق این روش در ارزیابی در حال تکامل بوده و گونۀ اولیۀ آن تا پایان سال مالی جدید موجود خواهد بود.

تکنیک فوق الذکر صرفاً به کارگیری پرسنل آشنا به سخت افزار را می طلبد اما FMEA به نظر می آید بیشتر کاربرتر است چون که شکست هر قطعه به صورت فردی در سیستم باید مورد توجه قرار گیرد. نکتۀ قابل توجه این است که این تکنیکهای کیفی می توانند در طراحی و همچنین مرحلۀ عملیاتی یک سیستم مورد استفاده قرار گیرند.

ادامه نوشته

گزیده ای از مقاله "ارزیابی ریسک حریق"



ارزیابی ریسک حریق ، فرایندی سیستماتیک جهت بررسی مخاطرات حریق بالقوه در محیط کار و تخمین ریسک حاصل از این خطرات برای منابع مالی و انسانی می باشد . عمده دلائل ارزیابی ریسک حریق در محیط کار شامل موارد زیر می شود :



1. فراهم نمودن یک محیط کار ایمن و عاری از ریسک به عنوان یک وظیفه اخلاقی .



2. در نظر گرفتن مباحث اقتصادی در حریق و توجه به این مسئله که عدم وجود یک برنامه نظام مند و پیشگیری و کنترل حریق باعث تحمل هزینه های سنگین بر هرفرایند می گردد.



3. رعایت بحث الزامات قانونی که می توان این الزام را در بند 4-3-1سیستمهای مدیریت ایمنی و بهداشت حرفه ای OHSAS18001 ملاحظه نمود.



مراحل ارزیابی ریسک حریق :

جهت ارزیابی ریسک حریق ، مراجع مختلف ، مراحل متعددی را عنوان کرده اند ولی به طور اساسی و مشترک پنج مرحله در یک ارزیابی ریسک حریق باید بررسی شده و انجام پذیرد که شامل موارد زیر است:

· شناسایی خطرات حریق

· شناسایی افراد در معرض ریسک

· ارزیابی ریسک و وضعیت پیشگیری و کنترل موجود

· ثبت یافته های ارزیابی ریسک حریق

· بازنگری خطرات و تجدیدنظر

شناسایی خطرات حریق :

با توجه به مفهوم خطر و اجزا مثلث حریق باید خطرات آتش سوزی را در عناصر مثلث حریق جستجو کرد . به این ترتیب شناسایی خطرات حریق شامل شناسایی منابع اکسیژن ، شناسایی منابع سوخت و شناسایی منابع حرارت ، اشتعال یا جرقه است . همچنین در شناسایی اعمال ناایمن و شرایط ناایمن نیز باید نگرشی متناسب با ایمنی حریق ، داشته باشیم .

شناسایی افراد در معرض ریسک :

اولویت اصلی در ارتباط با احتیاطات حریق ، حصول اطمینان از امکان فرار ایمن افراد در صورت وقوع حریق می باشد . مهمترین مواردی که باید در ارزیابی ریسک ، در مورد افرادی که به طور بالقوه با حریق درگیر هستند ، مدنظر قرار گیرند شامل سرعت احتمالی رشد و گسترش حریق و حرارت و دوده همراه با آن ، تعداد افرادی که در منطقه حضور دارند ، نحوه اطلاع افراد از وقوع حریق و نحوه فرار افراد است .

در ارزیابی ریسکها و وضعیت پیشگیری و کنترل موجود ، برمبنای روشهای مختلف ارزیابی ریسک می توان از اکثریت این روشها با رویکرد ارزیابی ریسک حریق بهره جست . پس از تعیین میزان ریسک باید به بررسی کنترلهای موجود و کفایت ویا عدم کفایت آنها پرداخت و روشهایی را برای کنترل و کاهش ریسک در نظر گرفت .

ثبت یافته های ارزیابی ریسک حریق:

چنانچه تعداد کارکنان در محل ارزیابی ریسک بیش از 5 نفر باشد باید یافته های ارزیابی ریسک ثبت شوند . جهت ثبت یافته های ارزیابی ریسک دو رویکرد کمی وجود دارد .

الف ) استفاده ازنقشه محل کار که روی آن محل مواد قابل اشتعال ، منابع حرارت ، مسیرهای فرار ، محل تجهیزات اعلام و اطفاء حریق ، منابع اصلی برق و روشنایی مشخص شده باشد .

ب ) استفاده از یک فرم ساده که در آن موارد زیر لحاظ شده باشد .

تاریخ ارزیابی

خطرات شناسایی شده

افراد یا گروههای در معرض ریسک

کنترلهای موجود و ریسکهای که به طور مناسب کنترل نشده اند .

عملیاتهای بیشتری که مورد نیازند .

مرحله بازنگری و تجدید نظر :

تغییرات موثر با میزان ریسک حریق و اقدامات کنترلی انجام شده در محل دیر یا زود در محیط پدیدار می شوند این تغییرات شامل موارد زیر می باشد.

تغییرات تعداد کارکنان

تغییر در فرآیندهای کاری

ابزار و وسایل جدید کار دستگاهها ، تجهیزات و ماشین آلات جدید

ساختمان جدید یا توسعه مکانهای موجود

مواد جدید یا تغییر در انبارفعلی مواد

هر کدام از این مواد می توانند منجر به بروز خطرات جدید یا افزایش ریسک شوند . بنابراین ریسکها نیاز به بازنگری و تجدیدنظر خواهند داشت . به این ترتیب می توان اطمینان حاصل کرد که ارزیابی های ریسک انجام شده و اقدامات کنترلی همواره به روز هستند.

معمولا در موارد ذیل ارزیابی ها باید مجددا صورت گیرند :

1.هنگام وقوع حریق

2. هنگام وقوع شبه حریق

3.در دوره های زمانی مشخص



بطور کلی جهت تجزیه و تحلیل خطرات و ارزیابی ریسکهای حریق باید به مواردی همچون سایت ، ساختار ، محتویات ، فاکتورهای مدیریتی ، فاکتور افراد ، سیستم حفاظت حریق و اقدامات لازم پس از آتش سوزی توجه ویژه کرد